عسل عزيز سلام
به نظر من ريشه اصلي مسئله اي كه الان درگيرش هستي ، بزرگتر بودن شما از همسرتونه . (بهتربود سنتون رو عنوان ميكرديد.) مردا اول عاشق ميشن بي توجه به اختلاف سني منفي كه با خانوم دارن. و اصلا هم براشون مهم نيست كه از خانوم كوچيكترن.
اما همين كه عشقشون معتدل شد و هيجان اوليه فروكش كرد با نگاه ديگه اي به وضعيت واكنش نشون ميدن.
دوست دارن مردِ مقتدر خونه باشن همونطور كه همه مردا دوست دارن . اما يه مانع وجود داره و اون سن خانومشونه .
حالا اگه همسر آقا، درايت به خرج بده و اونقدر ظريف و با سياست برخورد كنه كه اين مسئله به چشم نياد ، مرد كم كم جايگاهش رو در در فكرش و بعد در عمل _در زندگي_ پيدا ميكنه.
با توجه به اينكه مورد مشابه رو در نزديكيمون ديديم پيشنهاد ميكنم:
اقتدار و مردانگي همسرت رو همواره به رسميت بشناسي
از امر و نهي اكيدا پرهيز كني
از رفتارهاي مادرانه جدا خودداري كني
برخوردهات كاملا حساب شده باشه از موضع يه همسر ،يه زن كه با مشورت شوهرش عمل ميكنه برخورد كني
فاكتور سن رو نه به صورت منفي و نه مثبت به كار نبري. استفاده به صورت منفي:
به هر حال من از شما بزرگترم يكم بيشتر ميدونم- من قبلا تجربشو داشتم- و ..
استفاده به صورت مثبت:
درسته كه شما از من كوچيكتري اما بيشتر ميدوني- به سنت نمياد كه اين همه چيز بلد باشي- و ..
اين ها نشانه هاي اينه كه ميخواد به شما بگه : من مرد اين خونه ام -من با درخواست شما كار نميكنم با صلاحديد خودم كار ميكنم- حق امر و نهي نداري .مثلا خیلی چیزها رو که بهش می دی که انجام بده خودشو به نشنیدن می زنه یا لج می کنه یا میگه باشه ولی اینقدر طولش می ده که همه اعصابمو می ریزه به هم.
عسل جان اطلاعاتت رو در خصوص "زنان بزرگتر از شوهر" بيشتر كن. احتمالا يه جاهايي نقشاتون عوض شده . همينطور به نظر مياد همسر شما از جايگاه فعليش راضي نيست. با توجه به اينكه احتمالا عليرغم ميل باطنيش تو شهر شما ساكن شده اين تعيين تكليف از جانب شما يا خانواده شما زمينه رو براي افت جايگاه مردانگيش فراهم كرده .بنابراين
با دقت بيشتري از زندگي و رابطتون مراقبت كن.
موفق باشي![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)