من23 سالمه و شوهرم 27 سالشه.
خودم دانشجوی فوق لیسانسم و شوهرم ترم آخر لیسانس.خانواده هامون تقریبا در یک سطح هستن. زیاد از نظر فرهنگی تفاوت نداریم.
شاید اینم لازمه بگم که من خیلی زود رنجم و با کوچکترین حرفی اشکم درمیاد و ساعت ها زار زار گریه می کنم:
شوهرمم میگه بخاطر همینکه من خیلیل زود و خیلی عمیق ناراحت میشم بهم نمیگه کجا میره تا من ندونم و نراحت نشم.اما همیشه هم دروغاش رو میشه و من و احساسم خورد میشیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)