راه دور نرین..بنده یک مثال زنده و بارز هستم..
از خود تعریف کردن کار اصلا درستی نیست ولی قرار دادن تجربه شخصی در دسترس دیگران خیلی خوبه
بنده دختر خیلی زیبایی بودمو و الان هم زن بسیار زیبایی هستم (اینو گفتم که ادامه جریان و بگم)
همیشه کلی پسر میخواستن به هر شکلی خودشونو به من برسونن و خواستگار هم فراوون داشتم ولی یه چیزایی برام معیار بود واسه خودم مثلا دوست داشتم حتما مهندس باشم..خونه داشته باشم..مستقل باشم و چیزای دیگه و بعد ازدواج کنم
به همه خواسته هامم رسیدم و هرگز رابطه ای خارج از ازدواج رو قبول نداشتم تا اینکه ازدواج کردم..چشمتون روز بد نبینه..تا دم در خونه هم حق نداشتم برم..البته به گفته شوهرم دست خودشم نبودااااا ولی خوب ضمیر ناخودآگاهش اینجوری میکرد
یک زندانی تمام عیار شدم..جلوی نگاه دیگران رو که نمیشه گرفت..من باید کتک نگاه دیگران به خودم رو میخوردم
الان میگید حساسیتم کمه ولی بعد ازدواج این حساسیت خانمان برانداز ممکنه بشه
حتی با اینکه از وفاداری من به خودش 100% اطمینان داشت بازم بیچارم کرد..حتی با اینکه بچه دار هم شدم بازم از نگاه دیگران به من وحشت داشت
تورو خدا دختر طفل معصوم رو اذیت نکنید..با 1000 تا امیدو آرزو میاد خونه شوهر








علاقه مندی ها (Bookmarks)