به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    گندمزار عزیزم، بهار جان، ستاره گلم
    از همراهیتون ممنون
    امیدوارم هممون بتونیم خیلی زود مشکلاتمونو حل کنیم
    بهارجان، واقعا همین راهی که گفتی تنها راهه رسیدن به آرامش و درست کردن اوضاعه
    برام دعا کنین

  2. 2 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (دوشنبه 19 تیر 91)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 تیر 92 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1390-7-28
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    2,449
    سطح
    29
    Points: 2,449, Level: 29
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    370

    تشکرشده 371 در 137 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )


    شمیم جان خدارو شکر

    خوشحالم که ارامش داره بهت برمیگرده و میتونی دوباره زندگیتو با عشق ادامه بدی

    من هم تو تاپیکم گفتم که شیوتو عوض کن که البته خودت این کارو کردی و خوشبختانه نتیجه داد

    خیلی وقتها سر سنگین بودن و بی محلی کردن خیلی بیشتر از لجبازیو و مقابله به مثل کردن جواب میده منم این شیوه رو امتحان کردم و خیلی هم موفق شدم

    برات ارزوی خوشبختی میکنم و امیدوارم همیشه بتونی مشکلاتو مدیریت کنی

    راستی درمورد سرگیجه که در موردش صحبت کردی به نظرم به پزشک متخصص گوش حلق بینی مرجعه کن گاهی سرگیجه بخاطر مشکلات گوش هست

  4. 3 کاربر از پست مفید taranee تشکرکرده اند .

    taranee (یکشنبه 18 تیر 91)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 07 مرداد 91 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-01
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    94

    تشکرشده 95 در 49 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    مرد کور

    روزی مرد کوری رویپله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: من کور هستم لطفا کمک کنید.

    روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛
    نگاهی به او انداخت.فقط چند سکه در داخل کلاه بود..
    او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
    عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

    امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم ...


    وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
    حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!


    اين داستان به نظرم به صورت زيبايي آموزنده بود. گذاشتم براي همه كساني كه دوستشون دارم تا بخونن و لذت ببرن.

  6. 6 کاربر از پست مفید گندمزار تشکرکرده اند .

    گندمزار (چهارشنبه 21 تیر 91)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    سلام دوستان خوبم
    تو این مدت که نبودم ، مشغول درمان سرگیجم بودم، هنوزم کامل رفع نشده ، وقتی استرس دارم بدترم میشه
    مشکل من هنوز همون مشکل مالیه، اینکه اصلا خالی بودن جیبم براش مهم نیست
    یک هفته پیش با هم یه بحث کوچیک داشتیم و آخرش قرار شد سر هر ماه یه مبلغی بیاره خونه و من تا آخر ماه با همون مبلغ خونه رو بچرخونم (حالا بگذریم که چونه میزد و از هر طریقی مبلغو کم میکرد و منم بهش گفتم وقتی پول دست منه معجزه نمیشه، نه مایحتاجو ارزونتر بهم میفروشن نه پولی که دستمه روش سود میاد) اما تا امروز نیاورده، حتی دوشب پیش بهش گفتم پول چی شد؟ گفت سرماه همون مبلغو گذاشتم تو جیبم
    یعنی محدودیت مالی شامل حال من میشه ولی بازم پولی دستم نیست، دیشب بازم دست خالی اومد خونه و من بخاطر شرایط سرگیجم اصلا حوصله دعوا و بحث ندارم، فقط نیم ساعت وقتی خواب بود اشک ریختم به حال خودم و انتخابم و زندگی مسخره ای که دارم
    اینم بگم
    چند شب پیش رفتیم بیرون گفت پول نقد تو جیبش نیست و 6تومنی که ته جیبم مونده بودو گرفت که بنزین بزنه و تو این چند روز اصلا به روی خودش نمیاره که من با این حالم بدون یک قرون پول تو خونم، انگار من خرج ندارم واگرم خرجی پیش بیاد باید ماچ خرج کنم
    خیلی سخت و دردناکه
    دیشب از رفتارم فهمید ناراحتم ، صبح 50تومن گذاشته و رفته که مثلا پول گذاشته خونه
    من نمیدونم چطوری بهش بفهمنم که بی غیرتی یه مرده که خونه رو خالی بزاره، بابا شاید من دستمو بریدم نیاز به بخیه داشته باشه، باید خون ازم بره تا آقا بیاد خونه منو ببره دکتر؟
    یا در زد دو نفر اومدن، من نباید اینقدر پول تو خونم باشه که بتونم سفارش دو پرس غذا بدم؟
    وقتی دوستام یا خواهر زاده هاش یا دختر خاله هام بهم زنگ میزنن بیا بریم بیرون یا خرید، نباید اینقدر پول تو جیب باشه که بگم باشه میام؟ همیشه از ترس کم آوردن بهونه میارم و نمیرم
    چند بار تو دعواهامون یه اشاره هایی کردم ولی پولش به جونش بستس
    حالم ازش به هم میخوره
    اینکه برای حداقلها باید اینطوری عذاب بکشم، بهم توهین بشه خسته شدم
    بگین چکار کنم؟ چطوری بهش بفهمونم؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (سه شنبه 10 مرداد 91)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 شهریور 92 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    236
    امتیاز
    1,733
    سطح
    24
    Points: 1,733, Level: 24
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    662

    تشکرشده 659 در 208 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    سلام shamim_bahari2 عزیز
    یه روز صبح که شوهرت خواست بره بیرون شما لیست مورد احتیاجت رو که شب قبل نوشتید بده دستش و بگو این چیزها رو خونه کم داره و باید فراهم بشه (البته سعی کن برخوردت با مهربونی باشه)
    اگه تهیه کرد که هیچی و گرنه شب شام زیاد خوبی نصیبش نمیشه (اینو نگو فقط در عمل نشون بده)
    بذار بدونه وقتی خرجی نمیذاره قبض های خونه می مونه غذایی برای خوردن نیست لباس ها کثیف می مونه
    با یکی از اعضای خانواده اش صحبت کن و یه جورایی غیر مستقیم دعوت کن بیاد خونه اونوقت که چیزی برای پذیرایی نداشته باشی و شوهرت بفهمه این شوهرت هست که شرمنده میشه نه شما!!
    تمام اینکارها رو بدون قهر انجام بده و یه جورایی هم برعکس خودت رو نگران نشون بده که با این وضع آسایش و رفاه شوهرت تأمین نمیشه (بذار بفهمه برای خودش و آبروش نزد خانواده اش نگران هستی)



  10. کاربر روبرو از پست مفید سارا@ تشکرکرده است .

    سارا@ (یکشنبه 15 مرداد 91)

  11. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    سلام سارا جون
    موضوع اصلا این نیست، برای خونه کم نمیزاره، اتفاقا خیلی کم پیش میاد خونه خالی بمونه، جیب منه که خالیه
    من هرچی بخوام باید ازش پول بگیرم و به اندازه چیزی که میخوام و بیشتر مواقع کمتر از نیازم بهم پول میده
    مثلا اگه میخوام برم آرایشگاه و میدونه 15 خرج داره، برام 10میزاره
    خودش هر نیازی داشته باشه از آرایشگاه رفتن تا دکتر رفتن و موبایل خریدن سریع اقدام میکنه ولی من باید منتظر بمونم بیاد خونه ازش پول بخوام، 90درصد مواقع با قهر و درگیری مواجه میشم و آخرشم کمتر از نیازم بهم پول میده
    خونه اصلا پول نمیزاره، تو جیبم همیشه خالیه، و این آزارم میده

  12. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 15 مرداد 91)

  13. #37
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    سلام،

    من چون در جریان تاپیک های قبلی شما نبودم، شاید سوالم تکراری باشد.
    ولی خواستم بپرسم که آیا امکان شاغل شدن برای شما هست؟
    به هر حال شوهر شما مخارج منزل رو تامین می کند و مشکل شما ظاهراً خرید شخصی تون و آرایشگاه و ... هست. اگر بتوانید یک کار نیمه وقت پیدا کنید، می توانید خرج خودتون رو تامین کنید.

    من نمی دانم وضع مالی همسر شما چطور هست. ولی به هر حال مخارج اینقدر بالا رفته که گاهی لازم هست خانم ها یا انتظاراتشون رو پایین تر بیاورند، و یا اینکه خودشون درآمدی برای خودشون داشته باشند.

    شاید توی کشور ما هنوز خانم ها این "امکان" رو دارند که خانه دار باشند و همه مخارج بر دوش همسر باشد، ولی در اکثر کشورها مرد و زن مجبور هستند هر دو کار کنند تا بتوانند زندگی رو بچرخانند.

    مشکل شما کمی شبیه اختلافی هست که پدر مادرم در گذشته داشتند.

    موفق باشید.

  14. 2 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 10 مرداد 91)

  15. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    نمی تونی با یک برنامه ریزی کمی بلند مدت یک مقدار پول جمع کنی که همیشه یک مبلغی دم دستت باشه.

    مثلا عیدی ها و کادوهات را جمع کن می شه یک مبلغی که همیشه در دسترسته. هر وقت هم ازش خرج کردی، معادلش را می گیری.

    چون شما می گی پول دم دستت نیست. اما بعدا بهت می ده و ...

    البته پیشنهاد آقا حامد هم خوبه. اگر شاغل باشید این مشکل کمتر می شه.

  16. کاربر روبرو از پست مفید پیدا تشکرکرده است .

    پیدا (یکشنبه 15 مرداد 91)

  17. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    شمیم آیا لحن درخواست پول از همسرت طلبکارانه نیست؟

    شمیم آیا مدل گفتگوی دیگه ای تجربه کردی؟

    مثلا بعد از ظهر می خوای بری آرایشگاه صبحش بپری تو بغلش و بوسش کنی و بگی عزیزم میشه برام پول بذاری برای فلان کار؟


    ببین من همسرم خیلی دست و دلبازه اگه داشته باشه ولی وقتی بهش با لحن دستوری می گم پول بذار برام بهش بر میخوره ولی وقتی میگم اگه میشه کمی پول برام بذار کلی حال میکنه
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  18. 3 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  19. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    آقا حامد سلام
    وضع مالی همسرم خداروشکر خوبه، شغلشون آزاده
    من از امسال سرکار نرفتم، شما تاپیکهامو دنبال نمیکردین، تمام این دوسال که از ازدواجم میگذره میرفتم سرکار، خرجمو خودم میدادم و گاهی برای خونه هم خرید میکردم، همه مناسبتهامون براش هدیه میخریدم و تو بیشتر موارد من بیشتر مایه میزاشتم،
    وضع کارو که میدونین، کار میخوان ولی موقع حقوق دادن بازی در میارن و این قضیه پارسال پررنگ تر شد حالا بحث اینکه حق داشتن یا نداشتن و مشکل کلی جامعه شده و ... به کنار ولی تو تمام مدتی که من سه ماه یکبار حقوق میگرفتم ایشون هیچ بار مالی رو متحمل نمیشدن و برعکس به من سرکوفت میزدن که چرا سرکاری میری که حقوق نداره؟ و اگه مبلغی حتی در حد 10-20 تومن میخواستم جنگ و اعصاب خوردی میشد
    منم هم به دلیل دلسردی که حقوق ندادن برام داشت و هم بخاطر نوع رفتار شوهرم و اینکه تو دوسال هرکاری کردم نفهمید در قبال زن چه وظیفه ای داره و حق و حقوقم چیه منم سرکار نرفتم
    یه خواهش ازتون دارم
    اگه مقدوره بنویسین مشکل پدر مادرتون چطور حل شد و اینکه ببخشید ولی پدرتون مثل شوهر من از روی بی مسئولیتی مشکل مالی برای مادرتون بوجود آوردن؟
    من هیچ مشکلی برای سرکار رفتن و آوردن حقوقم تو زندگیم ندارم ولی موضوع اینجاس که شوهرم میگه پول تو مال خرج و مخارجت و من هیچ مسئولیتی در مقابل تو ندارم و به تو اصلا ربطی نداره من چقدر درآمد دارم و کجا هزینه میکنم و همیشه به من میگه ماهی 3میلیون داره خرج میکنه، در حالیکه من همیشه احساس کمبود میکنم

    پیدای عزیز سلام
    خب من تا حالا هرچی عیدی میگرفتم یا به عناوین مختلف پول دستم میومد عین احمقها جمع میکردم و تو مناسبتها شوهرمو سورپرایز میکردم برای اینکه واقعا دیدم این بود که چه برای خودم جمع کنم چه برای شوهرم هیچ فرقی نداره و واقعا وقتی براش خرج میکنم بیشتر لذت میبرم
    اما تا کی چشمم به دست اینو اون باشه؟ بالاخره تا یه سنی بهم عیدی میدن، درسته؟ بعدش چکار کنم؟

    اقلیما جان سلام
    من هیچوقت نشده از شوهرم پول بخوام یا موقع خرید چیزی رو انتخاب کنم قبل از اینکه بهش گفته باشم امکان خرج کردن یا پول دادن داره یا نه؟
    همیشه هم طوری بهش میگم که اگه پول تو جیبش نیست خجالت نکشه

    و اما اتفاقی که افتاد
    من سعی کردم منتظر بمونم ببینم کارشناسی میاد اینجا راهکار بهم نشون بده و تو تمام مدت سعی کردم سکوت کنم و فقط فکر و خیال و غصه بود که سرگیجمو شدیدتر میکرد
    چند شب پیش از رفتیم خرید، خرید ماهیانه منزل، وسط خرید من یه مایع دستشویی برداشتم برگشت گفت قیمتشو ببین، اگه ارزونتر هست با همین کیفیت برداریم، من ناراحت نشدم چون خودم رو این مسائل و صرفه خونه همیشه حساس بودم و اینو خوب میدونه، شب که اومدیم خونه دیدم نشسته جدولی که درست کرده داره مبلغ وارد میکنه
    گفتم راستی من حالم یه کم بهتره طبق قرارمون پولی که سرماه باید میاوردی رو بیار، گفت من که گفتم دستمه، گفتم ولی من چی؟
    گفت 50میزارم خونه، گفتم 50؟ به کجا میرسه؟ خرج کارای شخصیم کنم یا بزارم برای روز مبادا
    شروع کرد به بهونه آوردن، گفتم چرا اینقدر پول تو خونه گذاشتن برات سخته؟ چرا برات سخته که بدونی دست زنت جلوی کسی دراز نمیشه؟ گفتم اگه یه روز پام تو خونه پیچ بخوره بخوام برم گچ بگیرم باید درد بکشم تا تو بیای به دادم برسی؟ یعنی نباید اینقدری پول تو خونه باشه که مواقع اورژانسی استفاده کنم؟ میگه حالا مگه چند درصد این اتفاق میفته تو زنگ بزن من سریع میام
    دلم خیلی گرفت
    بغض کردم و بهش گفتم فقط دیدن اختلاف قیمت روی مایع دستشویی به من مربوط میشه؟ اما حساب کتاب زندگی و جیب پر و رفاهش مال توئه؟ من این وسط هیچی نیستم؟
    رفتم بیرونو دیگه باهاش صحبت نکردم
    فرداشم که اومد انگار نه انگار، واقعا تصمیم گرفتم باور کنم و قبول کنم که تو این خونه هیچی نیستم و در کمال بی انگیزگی میخواستم زندگیمو ادامه بدم
    شب بعدش پولو آورد گذاشت خونه و منم دیگه مثل سابق زیاد تشکر نکردم
    خیلیا هستن که تاپیکمو دنبال میکنن، میخوام نتیجه این چند وقتو بنویسم شاید به درد کسی بخوره
    سرگیجم و حال بدم باعث شد دوماه اخیر خیلی ساکت و آروم بشم و همش تو خودمم، زیاد حس و حال شیطنت و شادی و سروکله زدن نداشتم، وقتی دلم میشکست سعی میکردم سکوت کنم و از ترس اینکه بیماری بدی گرفته باشم به راحتی بغضشو تحمل میکردم ، یه کاری که میکرد مثل سابق به باد تشکر و محبت نمیگرفتم، اگه نمیتونستم کاری رو انجام بدم به راحتی میگفتم نمیتونم چون واقعا هم دست خودم نبود
    و نتیجش این شد
    فهمیدم تا حالا اشتباه میکردم، محبت بیش از اندازه من و سکوتم در مورد خواسته هام داشت زندگیمو نابود میکرد
    از وقتی که بهتر شدم سعی کردم همونطوری رفتار کنم
    1- محبت به اندازه و حتی گاهی کمتر از حد نیاز
    2- ایستادن روی خواسته هام (البته خدائیش همش منطقیه)
    3- سکوت در مواقع ناراحتی و بروز ناراحتی از طریق واکنشهای طبیعی غیر از صحبت کردن

    اینا واقعا معجزه کرده
    البته تا حالا
    امیدوارم پایدارباشه

    و اتفاق جالب
    ایشون همیشه ادعا میکرد ما ماهیانه حداقل 3میلیون خرج میکنیم
    از این ماه که مجبورش کردم یک میلیون بیاره خونه و مخارجو نوشتیم و باتوجه به اینکه مثل همیشه دارم لیست نیازهای خونه رو میدم، تا امروز حدود 400تومن خرج کردیم
    این یه موفقیت برای منه که ثابت کردم واقعا اونقدر خرج نمیکنه و اینکه میتونم خونه رو مدیریت کنم
    موفقیت دوم هم اینکه پولو گذاشت خونه
    خوشحالم که بهش ثابت شد اگه اصرار داشتم منو همراه کنه بخاطر سودجوئی نبوده بلکه کمک صد در صد به زندگیمون بوده
    التماس دعا

  20. 5 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 15 مرداد 91)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. خواهش می کنم در مورد توهین اشخاص به خودتون و متوجه کردن انها به اشتباهشون راهکار بدید
    توسط qazqaz در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 بهمن 94, 10:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. خانواده شوهر بی توجه به ما و پر توقع
    توسط فرشته شب در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 شهریور 90, 14:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.