سلام دووست عزیز
من با حرفهای خانم نادیا کاملا موافقم.
اگه از الان یه همچین حسی نسبت بهش دارین و انقدر روی کمترین و کوچکترین ارتباطاتش حساسید و نمیتونید اونو همونجوری که هست بپذیرید ببخشید رک میگم ولی این خودخواهیه که بخواین به امید تغییر او بنده خدا باهاش ازدواج کنین.
یه خانم متاهل حتی اگه همسرش اونو با تمام خصوصیات قبل ازدواجش بپذیره بازم ذات زندگی متاهلی طوریه که خانمها بیشتر از آقایون محدود میشن حالا اگه یه همچین مسئله ای هم باشه که دیگه از حد توان و تحمل یه خانم خارجه.
به نظرم حتی اگه خودش هم قبل ازدواج شرایط شما رو قبول کرد بازم مشکل وجود خواهد داشت.چون مسئله حجاب اون نیست مسئله دیدگاه شما نسبت به زیبایی زن هست.
واینم بگم که برای یه زن زیبا خوشایندترین و راضی کننده ترین چیز تحسین زیباییش توسط همسرشه ولی اگه همین زیبایی ابزار محدودیت و تحقیرش بشه روحش پژمرده میشه و احساسش به طرف مقابل فروکش میکنه.
یه سری مسایل از این دست اگرچه در ابتدای امر کوچک و قابل حل به نظر میان اما بعدها توی زندگی مشترک تبدیل به زخمهایی میشن که هر لحظه روح و روان زن و مرد رو بازیچه قرار میدن.
منصف باشیم خود شما هم از آسیبهای این مشکلات در امان نخواهید بود و زندگی به کام خود شما هم تلخ خواهد شد.
تصورشو بکنید که پیش و هنگام هر حضور شما و همسرتون یا بدتر همسرتون به تنهایی در جمع،محیطهای کاری یا درسی،مهمانی و عروسی ،بازار یا خلاصه هر محیطی که انتظار حضور آقایون بره شما استرس و گمان اینو در خودتون داشته باشین که نکنه زیبایی همسرم باعث جذب نگاههای مردان دیگه به اون بشه.خودتون یه چند بار این فضاها رو تجسم کنید ببینید اصلا براتون قابل هضم هست.
براتون آرزوی موفقیت و کامیابی دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)