به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 91 [ 19:55]
    تاریخ عضویت
    1391-3-08
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    612
    سطح
    12
    Points: 612, Level: 12
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    133

    تشکرشده 137 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می ترسم از اینکه چشم کس دیگه دنباله زنم باشه...

    سلام.
    به نظر میاد شما نسبت به گفته ها و شنیده های رایج توی محیط دانشگاه یه کم حساس شدی.
    چیزی که شما راجع به حرف اون خانم توی دبیرخونه گفتی خیلی جالب بود .چون منو یاد یه خاطره از اولین روز بعد عقدم انداخت.
    شب عقدمون بعد اینکه مهمونا رفتن با شوهرم راجع به خستگی و اینکه فردا کلاس دارم صحبت کردم. اون هم خیلی معمول راجع به ساعت و محل برگزاری کلاسم پرسید.
    فرداش که سر کلاس حاضر شدم(کلاس جمعیت و تنظیم خانواده) بود استاد گفت از این جلسه کلاس رو با تفکیک جنسیتی برگزار میکنیم. ما خانمها 45 دقیقه اول رو سر کلاس بودیم و بعد آقایون. من کلاسم که تموم شد یه راست رفتم خونه.فکرشم نمیکردم که نامزدم بیاد دنبالم چون ساعت کاریش بود. بنده خدا مرخصی ساعتی گرفت و اومد.
    اما بعد کلاس اقایون. کلاس که تعطیل شد از چند تا از آقایون سراغ منو گرفت و اون اقایون به خیال اینکه ایشون یکی از هم دانشکده ایهاست به شوخی بهش میگن دنبال خانم خوشگله میگردی؟
    به نظرتون عکس العمل همسرم چی بود؟ شما اگه جاش بودین چه عکس العملی نشون میدادین؟ و اصلا فکر میکنید چه عکس العملی بهترین بود در این شرایط؟
    واما برخورد همسرم به گفته خودش:
    خیلی آروم و جدی و البته محترمانه به اون آقایون گفت: فکر کنم اشتباه متوجه شدید من همسر ایشون هستم و اومدم دنبالشون.هم کلاسیهام هم یه لحظه یخ کردند و افتادن به عذر خواهی و البته بعدش تبریک.
    میخوام بگم همیشه اولین عکس العملی که به ذهنمون میرسه بهترین نیست. بدون شک همسر من هم از بی ادبی و مزه پروندن اون آقایون به شدت ناراحت شده اما خدا میدونه که چقدر به اعصابش مسلط بوده که تونسته یه همچین واکنشی نشون بده.
    آقای آسان عزیز شما باید از تکنیکهای کنترل فکر استفاده کنید. افکارتون رو در جهت مثبت هدایت کنید و هر وقت هم افکار بدبینانه به سراغتون اومد بتونید مهارت توقف فکر رو اجرایی کنید.
    همین چند تا مسئله خودش زمان نسبتا زیادی میبره تا ملکه ذهنتون بشه.
    بنابر پیشنهاد فعلی من به شما اجتناب از هر تصمیم شتابزده و نسنجیده در این زمان هست.
    به خودتون فرصت بدید. هم برای کار کردن روی این مهارتها و هم برای شناخت بیشتر اون خانم.
    بعد از اون فکر کنم تصمیمی که میگیرید توش ریسک کمتری باشه.
    در ضمن این خیلی خوبه که شما متوجه وجود این مشکل شدین ودر پی حلش براومدین. برعکس خیلیها که فکر میکنن پاک کردن صورت مسئله علاج درده.
    شاد و خوشبخت باشید.

  2. 4 کاربر از پست مفید سیتروس تشکرکرده اند .

    سیتروس (سه شنبه 03 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.