دریا جان بازم سلام
اولا اینکه اگر تاپیکت بسته شد حتما یه تاپیک دیگه بزن...
دو.ما اینکه من فکر میکنم همسرت به دو دلیل از رویارویی با شما و با خانوادت فرار میکنه:
1.خیلی حق به جانبه
2.خیلی شرمنده هستش
که من با مسائلی که شما گفتید احتمال زیاد میدم که مورد دومی باشه.
از خانواده همسرت هم دلگیر نشو....هیچ کس در این شرایط نمیاد بچه اش رو ول کنه و بچسبه به عروسش و یا دامادش....
شرایطتت رو کاملا درک میکنم..میفهمم چه حالی داری...منم این روزها رو داشتنم اما یادت باشه به قول معروف همیشه در رو یه پاشنه نمیچرخه..
یادت باشه همیشه بعد از هر سختی راحتی هستش...
یادت باشه حق به حقدار میرسه....
الان تنها کاری که میتونبی بکنی حفظ ارامشت و حتی خانوادت رو متقاعد کن که در خونه حرفی از این ماجرا نزنن و بذارن شما ارامش روحی داشته باشی.
سرکار که میری...اگر وقتی خالی داری حتما پر کن...بازم میگم باید همسرت رو گیر بیاری و باهاش حرف بزنی...و یا اینکه یک نفر رو پیدا کنی که همسرت ازش حرف شنوی داشته باشه.
دریا جان..صندوق پیامهای خصوصیت رو هم خالی کن.
توکلت به خدا باشه....دیشب خیلی خیلی برات دعا کردم...این یه امتحانه...مراقب باش سربلند بیرون بیای
اینم یادت باشه به هیچ عنوان..به هیچ عنوان فعلا فکر دادگاه و ....نباشی .برای رفتن به دادگاه و مهریه و نفقه و ..همیشششششششششه وقت هست
نگران نباش..درست میشه
صندوقتم خالی کن
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)