آقا امید عزیز ، برادر خوبمنوشته اصلی توسط omid65
راهنمایی هایی که میدین خیلی خوبن اما دقت کنین این آقا پسر نامزد رامای عزیز نیستن و باهاش
دوست بودن. حرف های شما وقتی مصداق داره که طرف نامزد یا شوهر طرف باشه نه دوستش!
راما جان
اتفاقا شما منهای اشتباهاتت که بهت میگم کجاست ، کار درستی کردی که گفتی تکلیف منو روشن کن و
من خواستگار دارم!
اما میدونی چرا خدای خوب ما دوستی دختر و پسر رو ممنوع کرده؟
واسه احساسات پاک ما. چون دل ما حریم خداست. نباید آلوده بشه به هوس!
اون دیده شما مصر به ازدواجی وگرنه کات بنابراین وقتی دیده هیچ رقمه راه نمیدی 1 دفعه رفته بلکه کوتاه
بیای! بعد هم ازدواج یک چبز نقده ، نسیه نیست گلم. شرایطش رو نداشته ، رفته. خیلی ها مادرشونو
میارن واسه دیدن دختر و مادر پسره خوب هم برخورد می مکنه اما مخالفت می کنه به واقع و پسر به
دروغ میگه ازت خیلی خوششون اومده!!!!
واسه همین دنبال علت نباش! دنبال قطع وابستگی باش! وابستگی و پایین بودن اعتماد به نفس در
ازدواج بسیار واسه زندگی مشترک مخربه!
اشتباهات شما این بوده :
- بهش وابسته شدی قبل از اینکه مطمئن بشی همسرته که وابستگی کلا خوب نیست!
- اجازه دادی بهت دست بزنه و ببوستت و دیگه برای بدست آوردنت سختی نکشه و واسش عادی شی
- خیالش رو خیلی راحت کردی که فقط ماله اونی و خودت رو کم ارزش کردی!
- اعتماد به نفس پایینی ارائه دادی ار خودت جلوش!
- بهش زیادی ابراز احساس کردی و نذاشتی اون هم قدمی برداره به سمتت!
حالا برای جبران دیر نیست.
دوست داری کمکت کنیم تا خودت رو احیا کنی؟







. 

علاقه مندی ها (Bookmarks)