ایشون الان ایران هست. تاا آخر تابستون هم میمونه.
ایشون به من گفتند که میتونه تلفن یا ایمیلِ نزدیکترین دوستاش رو که چندین سال همو میشناسن به من بده که اگه بخوام تحقیق کنم.
البته خودش گفت که ۲-۳ خصلتِ اخلاقی شاید منفی داره. ۱) یه خرده سمج هست. ۲) درسته که مرد سالار نیست، اما موافق زن سالاری هم نیست.
۳) پر حرف هست ۴) اهل رفت و آمدهای شلوغ پلوغ هم نیست. کلا میگفت دوست داره وقتهای فراغت رو باهم بگذرونیم تاا جمع شلوغ.
ضمنا برای ادامه تحصیل هم اصلا خودشون گفتند که اگه قبول کنم فعلا نامزد یا عقد میکنیم و بعد اتمام درسم عروسی میکنیم.
تنها نکته که ایشون روش پافشاری میکردند این بود که من کامل فکرام رو بکنم و اگه با ظاهرشون مشکلی دارم بیشتر از این جلو نرم. ایشون اصلا خودشون همهٔ این مسایل رو به من گفت. اینکه فقط واسه موقعیت ایشون انتخاب نکنم و به آینده هم فکر کنم به اینکه یه عمر باید باهم باشین و ... .
ضمنا ایشون گفتند در عین حالی که زیبایی من واسشون یه ملاکِ مهم بوده، اما کلی راجع به نجابتِ من و ... تعریف شنیدن که اونا خیلی واسش مهم بوده.
البته خانوادهٔ من هم تحقیق زیاد کردند. همه خوب تعریف کردند. با این حال، همه تو خونه میگن که "من ظاهرم خیلی از اون سر تره ولی خوب امتیازهای اونم کم نیست"
واقعا نمیدونم چی کار کنم. اینجا تو شهر ما اگه بله رو بگم و علنی بشه، دیگه اسم ایشون میاد روم و بعدا شاید راه برگشت نباشه. یا حتا شاید وابستگی پیدا کنم و احساسم زیاد بشه و نتونم درست تصمیم بگیرم. واسه همین میخوام اول تصمیمِ درست رو بگیرم بعد اقدام کنم.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)