اقا شهاب سلام خوش امدي
من فكر مي كنم اگر شما باهم ازدواج كنيد نمي تونيد خيلي راحت در كنار هم زندگي كنيد تمام حرفهاي شما درست كه ايشان تا قبل از اشنايي شما با او هيچ تعهدي نداشته ولي شما با روحيه ايي كه داريد و طرز نوشتنتون معلومه هيچ وقت نمي تونيد با اين مسئله كنار بياييد اگر چه الان به ظاهر و به زبون كنار اومديد و اسير احساسات شديد ولي دوپس فرداي ديگه كه وارد زندگي مي شيد و اين پرده احساسات از جلوي چشمات برداشته مي شه تازه به خودتون مي اييد كه كجا هستيد و چه مي كنيد . اونوقته كه هي مي خواهيد بهش گير بديد اينو نپوش اون كار و نكن اينجا نرو با اون پسره توي اون 5 سال چي كار مي كرديد كجا همديگرو مي ديد و ......... پس سعي كنيد واقع بينانه تصميم بگيريد و با يك تصميم سطحي و احساسي زندگي هم خودتون و هم او را خراب نكنيد . از اين عشقها زياد پيدا مي شه به خاطر اينكه اولين عشقتون است اينقدر احساسي رفتار مي كنيد .
درسته كه اگر ازدواج كنيد شما شوهر او مي شويد و مي توانيد از او بخواهيد همانگونه كه شما دوست داريد او بگردد ولي دوست من با ازدواج كسي زير حرف زور نمي ره و اگه ايشون نخواهد تيپش را عوض كند و يا نخواهد با دوستانش قطع ارتباط كند شما هيچ كاري نمي توانيد بكنيد پس با چشم باز تصميم بگيريد ايشون هميني هست كه داريد مي بينيد و هر گونه تغيير در ان احتياج به زمان دارد و حتما حتما بايد خودش هم به باور تغيير برسد در غير اينصورت تغيير لحظه اي بوده و كارساز نيست








علاقه مندی ها (Bookmarks)