سلام.واي جانا سخن از زبان ما ميگويي.برا منم دقيقا يه همچين چيزي اتفاق افتاد جز اينكه ظاهرشم خوب بود. اصلا نميتونستن به عنوان شوهر بهش نگاه كنم. وقتي بيرونميرفتيم دوست داشتم زودتر بيام خونه يا وقتي زنگ ميزد دوست داشتم زودتر قطع كنه.بااينكه خيلي پسره خوبي بود اما كششي به عنوان شوهر بهش نداشتم.حوصله ادمو سر ميبرد.حس شوخ طبعي نداشت.با خواستگار قبليم كه مقايسه ميكردمم ديگه بدتر.همين شد كه بهش نه گفتم اما الان خيلي داغونم ميترسم اشتباه كرده باشم.ميگم شايد مقايسه ميكردم كه اينطور شده. به نظرم حتما پيش يه روانشناس بريد








علاقه مندی ها (Bookmarks)