شارلوت عزیز:
چنین مسائلی به تفاوت دیدگاه های فرهنگی بر می گرده. گمان می کنم این رسم خانوادگی همسرتان است و به هیچ وجه به معنای بی احترامی به شما نیست. بهتر است دیدتان را در باره این موضوع تغییر دهید و آن را بپذیرید. شما بعدا در زندگی مشترک فرصت خواهی داشت که اغلب اینها را مطابق میل خودت دوباره بخری.
اما در عین حال ممکن است موارد زیر راهگشا باشد:
1) در کمال احترام و محبت پرس و جو کن از همسرت که رسم خانوادگی آن ها در همه موارد چگونه است: مثلا کی سرویس طلا را می خرد و ... رسم خانوادگی خودتان را هم برایش توضیح بده و بگو دوست داری چنین لحظاتی را به عاشقانه ترین شکل ممکن در کنار او بگذارنی ... بگو برایت خود خرید چندان مهم نیست. همراه بودنش با اوست که برایت ارزش دارد و قشنگ است.
2) اگر هم رضایت داد و با هم جایی رفتید مثلا برای دیدن گل، کلی قربان صدقه اش برو و آن لحظات را برایش شادترین لحظات بساز.
3) اگر هنوز خرید دیگری مانده که مادر همسرت قصد دارند خودشان اقدام کنند، با ایشان ( باز هم در کمال احترام و محبت) حرف بزن و بگو : مامان جون! مایل نیستم به خاطر من بیفتید تو زحمت و تو این گرما کلی خسته بشید... اگر این سخن موثر نیفتاد، بگو که دوست داری همراهیشان کنی و همراه مادرشوهرت برو و در مورد خرید ها نظر خودت را بده.
4) خیلی این مسائل را برای خودت بزرگ نکن. تلاش کن که در همه مواقع شاد باشی و نگذار چیزی شادیت را خراب کند. باور کن یک سال که از زندگیت گذشت، دیگر اهمیت ندارد چه سرویسی زمان جشنت در گردنت بوده و یک سال بعدترش تمام لوازم آرایش خرید عروسیت را باید بریزی دور... لباس هایت هم که خیلی وقت قبل از رده خارج شده اند و .... این موضوعات اینقدر اهمیت ندارند که به خاطرش بهترین روز های زندگیت را با دلخوری بگذرانی.
خوشبخت باشی عزیز دلم









علاقه مندی ها (Bookmarks)