جوابی به من ندادین. خودم کامل می کنم این پستمو.نوشته اصلی توسط meinoush
- اگر شما شخصی هستین مذهبی مثلا درحدی که با خانم ها خیلی صحبت نمی کنین یا نگاه نمی کنین به صورتشون به نظر من این عشق نیست. یه جور بیداری احساساته بعد محدودیت. فراموش کنین این احساساتتونو.
اما اگر شخصی هستین که همیشه روابط راحتی (راحت. نه ولنگاری) با جنس مخالف داشتین می تونستین راحت با هر زن و هر مردی بگین بخندین و توی موقعیت هایی که پیش میاد همونطوری که با یه همجنس رفتار می کنین با یه غیر همنجنس هم رفتار کنین این ممکنه یه عشق واقعی باشه. شخصی که نه سنت نه مذهب دست و پاشو نبسته ولی همیشه اصول اخلاقی و انسانی را مد نظر داره. فکر نمی کنم همچین کسی باشین چون تعداد این افراد کمه و اگر بودین فکر همسر دوم نمی کردین و باهمسر اولتون هم در یه رابطه ی سالم اشنا می شدین و الان هم عاشق همسر اصلی تون بودین. اما به فرض که باشین بازم دلیلی برای به هم ریختن زندگیتون نیست.
- این تفاوتها و شباهت های بین این دو خانم رو برای خودتون بنویسین و روی هرکدومشون فکر کنین.
- نحوه ی اشنایی با همسرتون هم مهمه. اینکه ایشونو خانوادتون براتون انتخاب کردن یا اینکه به ایشون علاقه ای داشتین؟ بعضی از اقایون دوست دارن خودشون همسرشونو با عشق انتخاب کنن و این احساسشون بعد از ازدواج بیدار می شه و می گردن دنبال یکی که خودشون می خوان. در مجموع هم فکر نمی کنم به نتایج خوبی هم برسن.
دوست عزیزی پستی برای شما گذاشته بود درباره ی اینکه شما ممکنه از دسته افرادی باشید که دوست دارن تکیه گاه شخص دیگری باشن. به اون پست هم توجه بکنید.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)