فکر نکنم حیوون اوردن زیادم فکر خوبی باشه. توی مدتی که خونه نیست خوب مادر پدرش شاید برن حیوونه بی زبونو اذیت کنن. حیوونم مثل ادماس هوش خوبی هم دارن اغلب حیوونا. ما از حقوق خودمون نمی تونیم دفاع کنیم. یه حیوون بی پناه چه کار می تونه بکنه تنهایی. اونم مثل ما حقوقی داره.
اون وبلاگه رو درس به درس خوندی یا فقط پستایی که بهار برات گذاشته بود رو انجام دادی؟
راستش آره اون وبلاگ رو دارم می خونم ولی زیاد چیزی دستگیرم نشد که توی عمل بتونم کاری بکنم
شبا چی؟ هنوزم صبح ها با صدای فریاد اونا بلند میشی؟ تونستی یه ساعت خواب و بیدار شدن در بیاری که صبح قبل از فریاد اونا بیدار شده باشی؟ تونستی چیزی پیدا کنی از لوازم موسیقی یا ورزشی که کمکت کنه برای کم شدن صدای اونا؟
آره مینوش جان یا شب باید صدای دعوای اینا رو بشنوم یا صبح ،راستش به خدا ساعت خاصی نداره ولی اکثر وقتا آخر شبا شروع می کنن و صبحها مثلا دیروز صبح موقع نماز شروع کردن ولی دفعه قبل ساعت 8_9 صبح بود
بله یه گوش گیر حرفه ای گرفتم واسه شنا هستش خیلی هم خوب صدا رو می گیره ولی یه بدی داره می خوام به پهلو بخوابم گوشم رو اذیت می کنه چون من اکثرا به پهلو می خوابم
استرس از چی داری؟ استرس دلیل داره. از چی؟
خیلی وقتا بی دلیل خیلی وقتا فکر و اکثر وقتام واسه دعوای اونا
خوب معلومه ادم از قیافه اش معلوم می شه که حالش خوب نیست. ولی لازم نیست توضیحی به کسی بدی. شاید دوستان بتونن بیان بگن چه جمله ای بگی که دست از سرت بردارن. من دیگه چند وقتیه که با ادمایی که برام مهم نیستن یعنی یا غریبه ان یا احساس دوستانه ی زیادی باهاشون ندارم کلا مودی و براساس وضعیت اون لحظه ام رفتار می کنم! بی شرمانه است اما دیگه کشش اینو ندارم که به روحیات دیگران هم فکر کنم در لحظه. خلاصه بسته به اینکه تو ترافیک بوده باشم گرمم شده باشه زیادی راه رفته باشم توی سرما گرسنه باشم و هر چی دیگه رفتارم می تونه فرق کنه. برام هم مهم نیست کی چی می گه. فقط ادمایی برام مهمن که احساس دوستانه ای باهاشون داشته باشم و من و روحیات من براشون مهم باشه. بقیه هرچی می خوان بگن نگن هیچ اهمیتی نداره.
علاقه مندی ها (Bookmarks)