سلام دوستان خوبم.واقعا ممنونم که باهام همدردی کردین
مریم جان لازمه که اینو بگم با اینکه زبونی عذرخواهی نمیکنه ولی برخلاف گذشته اینبار رفتارش عذرخواهانست.مثلا تو سفره جمع کردن،ظرف شستن کمک میکنه یا مثلا صبح که میخواد بره اگه من خواب باشم در نهایت سکوت کارهاشو انجام میده و میره که من بیدار نشم.قبلنا وقتی قهر بودیم بعد از غذا تشکر نمیکرد ولی الان میکنه.ولی از طرفی هم...موقع بیرون رفتن خداحافظی نمیکنه.یا دو سه شبه که داره با یه کارش آزارم میده...وقتی که میاد خونه موبایلشو برعکس میذاره رو میز طوری که صفحش رو به میز باشه و قابل دیدن نباشه و وقتی هم که میاد میشینه مدام به موبایلش ور میره ..با اینکه اصلا اهل اس ام اس بازی و زنگ زدن و اینا نیست،یعنی جفتمون نیستیم و یه جورایی از این کار خوشمونم نمیاد ولی احساس میکنم میخواد حرص منو در بیاره.با اینکه اصلاًو ابداً اهل خیانت و زن و اینجور چیزا نیست(حتی تو دوران مجردیشم نبود، آخه پسر عموی بابامه و از گذشتش خبر دارم) ولی ته دلم داره خالی میشه میترسم یه وقت برای حساس کردن من یه شیطنتایی بکنه و شوخی شوخی جدی بشه
در مورد اینکه گفتی من جامو ازش جدا نکنم یعنی منم برم پیشش تو پذیرائی بخوابم؟
به نظرت از این اس ام اسای قشنگی که گذاشتی امروز بهش بدم؟
یه چیز دیگه هم بگم حتی اگه با هم آشتی کنیم و در طول روز باهم حرف بزنیم ولی تا من ازش نخوام که برگرده سرجاش یا خودم نرم پیشش این کارو نمیکنه...متاسفانه تا این حد مغروره (منظورم برای شروع ارتباط ج ن س ی،فکر میکنه اگه بعد از قهر اون شروع کننده باشه من فکر کنم که تو این مورد ضعیفه و این برای من بشه یه نقطه قوت...).










علاقه مندی ها (Bookmarks)