سلام به همگیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ ;)
خانوم چیستا ببین،رابطه ای ک ازش حرف میزنیو الان درگیرشی،من نه میگم بده نه خوبه،بهرحال این م نوعی آشناییه دیگه ولیاصلا یک نوع شناخت حساب نمیشه،چرا؟چون اگه این وابستگی نبودو شما یه همچین فردیو تو یه مکان عمومی مثل خیابون میدیدی یا مثلا یکی از خواستگاراتون بود،عمرا قبول نمیکردین،چون خودتونم گفتین ک چقـــــــــــــــــــــــ ـــــــدر اختلاف طبقاتی دارین...
اما یه سری چیزا ک ب زهنم میرسه:
اول اول اول اینکه وابستگیتو کم کن ک میدونم میگی نمیشه،حداقل معمولیترش کن
دیگه حرفای احساسی کمتر بزنین ک وابستگی بیشتر ازین نشه و همین الان الان از نزدیک آشنا شین
بابا تو اصلا ندیدیش،اصلا ندیدت!!!
اومدیمو ظاهر و پوششتون اصلا باهم سازگار نبود*******(اینایی ک ستاره زدمو یادت باشه ی تذکر دربارشون میگم بخون)
اومدیمو اخلاق بیرونیتون باهم سازگار نبود***
تربیت خونوادگی،با توجه ب خونواده ای ک شما توش بزرگ شدی و منشی ک شما یادگرقتی با ایشون زمین تا آسمون تفاوت داشت...مثله خرید کردن،حرف زدن،عقاید،...***
تذکر***: این چیزا،مثل نوع پوشش،اخلاق اجتماعی،...چیزی نیس ک بخوای تو فضای مجازیو با این حس تعلق خاطر دربارش حرف بزنی،منظورم اینه پا نشی بری الان ازش بپرسی تو چادری دوس داری یا مانتو کوتاه اونم بگه:ببین من کلا حجابو میپسندمو...ولی تو بیشتر واسم مهمی،خود تو...خلاصه ازین حرفا...و تو هم بخوای یکم از خودت بگذریو بگی نه منم معمولیمو مثلا ازون ب بعد بخوای سعی کنی یکم بیشتر حواست به خودت باشه و...(ک همممممش ازسر همین وابستگیه بینتونه،واسه همین چیزاس ک دوستان اینجا میگن قبل شناخت وابستگی احمقانست)...
حاضرم شرط ببندم تاحالا همدیگرو ناراحت نکردین و این بدترین قسمتشه...بدترین قسمت یک رابطه از راه دوووور!
حتی نمیدونین چی ناراحتتون میکنه!
خیـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــلی چیزای دیگه هم هست ک خودت میتونی حدسشو بزنی،کافیه به تفاوتات با نزدیکترین کسایی ک اطرافتن مثل خونوادت،دوستات،اقوام،...نگ ه کنی اونوقت متوجه این تفاوتا و شناخت عمیقی ک از نزدیک پیش میاد میشی
ی مثال کوچیک و احمقانه ک فقط ی مقدار شبیه این رابطست:
اگه مامانت مثل مامانای دیگه ی رفتار عادی باهات داره و گاهیم ناراحتت میکنه،قر میزنه و...اگه همین الان پاشی بری مسافرت،یا مثلا بری یه شهر دیگه دانشکاه،هنوز پاتو از در بیرون نزاشتی هزار بار زنگ میزنه،قربون صدقت میره،نگرانت میشه،همش نگرانه کمبود نداشته باشیو...چون ازش دوری و تنها مساله نبودنته و چیری ک حش میشه فقط همینه ک تو خوب باشی،فقط همین!!!پس واسه خوب بودنت تلاش میکنه،نگران میشه و...
گفتم مثال احمقانه آخه این مثال بین مادرو فرزند بود،مطمئنا رابطه بین دو نفر مثل شما،ی رابطه عاطفی،خیلی قویتر از اینیه ک گفتم!!!دو طرف فقط و فقط و فقط میخوان طرف مقابل خوب باشه،چیزی ک هستن کمتر بروز میکنه،چیزی ک میخوان باشنو بروز میدن(ایده آلشون از شخصیت خودشون،مثل ورزشکاری که فیگور گرفته)،ناخودآگاه!!!
بازم اگه نکته ای یادم اومد میگم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)