سلام به همه دوستان
من این تاپیک رو تازه دیدم.
من هم خاطراتی مشابه از طرف همسرم دارم ولی نمیدونم چرا دوست دارم قبل از هر چیز ازش خبر داشته باشم و براش برنامه ریزی کنم و زیاد از بعضی سورپریز ها خوشحال نمیشم.
حالا اینکه کادو رو بهتره آدم خبر نداشته باشه خوبه ولی تا یک حدی.
مثلا امسال من توی محاسبات مالی همیشه میدیدم نزدیک یک میلیون پول کم میاد دو هفته بعدش همسرم گفت بیا بریم بیرون دور بزنیم خوب من هم سرم شلوغ بود اول قبول نکردم ولی دیدم ناراحت شده رفتم.
تو راه دیدم میگه بیا این خیابان رو (که اصلا هم جذاب نیست) پیاده بریم من گفتم بیا با ماشین بریم بعد پیاده روی رو جای قشنگتر انجام بدیم.
گفت چرا مخالفت میکنی اولش هم که اصلا میخواستی نیای.گفتم باشه هر کار که بیشتر دوست داری همون رو انجام میدیم.
بعد دیدم میره سر طلا فروشی ها.گفتم بیا بریم پارکی جایی، گفت تصمیم گرفتم که یه طلایی چیزی بخریم.راستش سعی کردم خودم رو ذوق زده نشون بدم ولی تازه فهمیدم اون پولی که تو حساب کتابها کم میومد کجا رفته بوده از طرفی چون خیلی کار داشتم و توی حس این چیزا نبودم زیاد بهم نچسبید.
نمیدونم من غیر طبیعی هستم یا کلا سورپرایز این مدلی جالب نیست اگر از قبل میدونستم خوب خوشحالتر میشدم ضمنا یه موقع که حوصله داشتم برای خرید میرفتم.کلا از این که یه چیز دیگه فکر کنم یه چیز دیگه از آب دربیاد زیاد خوشحال نمیشم.تازه فهمیدم کارای شوهر من عجیب نیست من یه خورده عجیبم









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)