نظر مشخصی نمی تونم بدم. حتما خودتون برین و از روانپزشک راهنمایی بخواین که چه کار باید بکنید.

اما در این مدت هم از بیرون رفتن های خیلی کوچیک شروع کنین به همراه مادرتون. ادم وقتی خیلی تو خونه باشه عادت می کنه. کم کم و ملایم و با ارامش از بیرون رفتن های معمولی شروع کنین. مثلا به همراه مادرتون برین نون بخرین و اگه شد با ادمایی که می بینین خیلی راحت سر صحبت باز کنین. مخصوصا ادمایی که نمی شناسین. نه همسایه ای که شروع کنه مخ ادمو بخوره و هی سوال بپرسه. (البته به نظر من. شاید واسه مادرتون ادم اشنا خوشحال کننده تر باشه) یا مثلا با هم برین ارایشگاه و سعی کنین کمی صحبت کنین با بقیه ادمایی که توی نوبت نشستن. اول یه کارای کوچولو و ساده بکنین تا ایشون کم کم از اون عادت که همش توی خونه نشستن دربیان. بعدش ازشون می تونین بخواین بیان وسط یه مهمونی که پر از ادمه. یکدفعه ای نمی شه.
جاهایی که می رن بهتره جاهایی باشه که با بقیه ادما بتونن حرف بزنن. مثلا یه مراسم عذاداری که برای اماما و اینا می گیرن خانما به دردش نمی خوره اصلا. چون همه تک تک یا یه چیزی می خونن یا گریه می کنن یا مثلا به حرفای یکی که حرف می زنه گوش می دن. هویت فرد به حساب نمیاد و در نظر گرفته نمی شه. فرد گم می شه بین جمع. یا مثلا یه مهمونی که جمع می شن یه عده و همش می رقصن از اول تا اخز مهمونی به درد ایشون فعلا نمی خوره. چون بازم فرد و هویتش توی جمع محو می شه. (البته رقصیدن براشون شادی اوره و از این جهت می تونه مفید باشه)
موفق باشید.