نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
سلام دوست عزیز.به همدردی خوش اومدی
چه بلایی سر اون تاپیکت اومد.فکر کنم ترجمه شد واسه مریخیا:).میگم ازاین به بعد وسط نوشته هات چند بار اینتر بزنی بد نیست.اینطوری مرتبتر میشه و خوندنش اسونتر.

پرسیدی اشکال کارت کجاست؟
بخاطر فرار ازیه رابطه دیگه به این رابطه پناه اوردی که اینکار غلطه.
با وجود تفاوتهای خیلی زیاد بازبه این رابطه ادامه دادی.
کاملا رک زدی تو صورتش که نمیتونم به چشم همسر بهت نگاه کنم،حالا اینو گفتی هیچ چرا بعد دوباره ادامه دادی؟
به جای اینکه روند خواستگاری رسمی طی کنی کشوندی به سمت دوستی.
رفتی بهش گفتی دارم له میشم.اونم گفته فعلا ایدیتو نگه میدارم.خوب اگه میخوای رابطه رو قطع کنی خودت قطع کن.چرا به اون میگی رابطه رو قطع کن.
و ..............................................
.
ما الان شما وابسته شدی و البته کمی غرورت جریحه دار شده.
تو خودت عملا کاری کردی که بشی یه دختر بعنوان دوست نه همسر..اما زیاد غصه نخور چون انگار مناسب حالت نبوده این پسر.


الان شما رابطت رو کامل خودت قطع میکنی.و ازتمرکززدایی استفاده میکنی.یعنی فکرش که اومد سراغت بدون سرزنش خودت فکرتو منحرف یه موضوع دیگه میکنی.
دور اهنگ عاشقانه،رمان عاشقانه،اس ام اس،ای دی فعلیت،شماره فعلیت،جاهای خاطره انگیز و ... یه خط قرمز میکشی.


اگه این دوره رو تحمل کنی به مرور حالت بهتر میشه.اونوقت میبینی زیاد مناسب هم نبودین.

از این به بعد هم اول طرفتو طی یه رابطه درست (با کمک خونوادت) بشناس بعد روش سرمایه گذاری احساسی کن.

موفق باشی
قبول دارم چون گفتم شرايط مطرح كردنشو تو خانواده نداشتم بعدم
من قطع كردم.منظورم ازگفتنش به اون دو طرفه بود كه كامل خيالم راحت شه