RE: تفاوتی بین مدل محبتی که همسرم به من می کنه با بقیه نیست لطفا راهنماییم کنید
سلام بهار
یه مدت خیلی خوب بودم و خوب پیش می رفتم هرچند خیلی چیزها در من و زندگیم بهتر شده ولی
خواهش می کنم تنهام نذار چون به راهنمایی دوبارتون نیاز دارم
مدتی ذوباره دارم رفتارهای همسرمو مقایسه می کنم
رفتارهایی که همسرم با من و خانواده ام می کنه رو با رفتارهایی که با خانواده اش می کنه
اینکه می گم باید متفاوت باشه مدل محبتش به خاطر اینکه اسیر این همه مقایسه و ذهنیت منفی که منجر میشه به یه کینه بزرگ از همسرم نشم
مثلا دیروز خانواده من خانه ما مهمون بودند سر شام مادرم بشقاب نداشت که همسرم اصلا متوجه نشد و مادرم بیچاره خودش رفت بشقاب اورد این در حالی بود که من در آشژز خونه بودم و هنوز سر شام نیومده بودم این در حالیکه که وقتی مادرش خونه ما مهمان باشه اولا اینکه من روی چشمم می ذارم مادرشو و دوما آقای همسر چاره داشته باشه غذا رو قاشق قاشق می ده دهان مادرش اینقدر حواسش هست و احترام می ذاره
یا مثلا اگه مادرش مهمون داشته یاشه حواسش به همه چیز هست و واقعا خونه مادرشو مثل خونه خودش می دونه ولی وقتی خودمون مهمون داشته باشیم عین خیالش نیست
و یا مثلا مدتها حرف برای زدن با مادرش داره و کلی حرف برای زدن باهاش داره ولی با من نه...............
در کنار خانواده اش آرامش خیال داره و کلی می خنده ولی تو خونه ساکت و همیشه خسته است
خدایا یه راهی جلوی روم بذار که این افکار منفی از ذهنم هرچه زودتر بره بیرون
چی کار کنم بهار که اینقدر مقایسه نکم
کارایی که برام می کنه خیلی کم شده
مخصوصا وضعیت اقتصادی زندگیمونم جوری شده که دیگه حتی خیلی از خرجهای خونه رو من می دم نگو نکن که واقعا نمی تونم چون طاقت ندارم بی پولیهاشو ببینم و خرد شدن غرورش...........
احساس می کنم از هیچ نظر در کنارش تامین نمی شم
حتی تو رابطمون دوست دارم با ابراز علاقه و احساسات ............ ولی.................
گاهی می گم چرا ازدواج کردم آخه......
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)