سلام.
وقتی راهنمایی های شمارو خوندم واقعا خوشحال شدم از اینکه اینجا کسی هست که بتونه کمکم کنه. واقعا ممنون
حرفاتون واقعا منطقی و درسته. تصمیم دارم در اولین فرصت که دیدمش این مطلبو بهش بگم البته همون جور که شما گفتید.
دوست خوبم رازقی پرسیده بود : به شما در بله برون هیچی نداند؟!!!
بله واقعا برای نامزدی به من هیچی ندادن و و اون روزی که بله برون بود فقط چندتا شاخه گل آوردن و برای روزی هم که صیغه محرمیت خونده شد یه جعبه شیرینی و یه شاخه گل آوردن. برای روزی که صیغه خوندیم بجز خانواده من و خانواده خودشون هیچکسی رو دعوت نکردن البته خودم اینو خاستم چون نمیخاستم فعلا کسی ازاین موضوع خبردار بشه ولی نمیدونستم خبرا توی فامیل ما زودتر از اونی که فکر میکردم پخش میشه.
راستشو بخاین نامزدم پسر داییم میشه و داییم هم بزرگ فامیلمون هست و مادر و پدرم خیلی بهش احترام میزارن و روی حرفش حرف نمیزنن از این بابت که مادرم بخاد حرفی بزنه میدونم که اینکارو نمیکنه. اتفاقا خواهرم دیروز بهم میگفت بهتره به یکی از خاله ها که عمه اون میشه زنگ بزنی و همه چیزو بهش بگی تا اون با خانوده دایی درمیون بزاره اما خودم فکر کردم این کار اشتباهی باشه و بهتره اول خودم بهش بگم.
دوست خوبم شمیلا پرسیده بود: نامزدت بيكاره ؟ چه طور راضي شدي باهاش زدواج كني ؟
آره بیکاره. 8 واحد درسی دیگه داره که کارشناسیشو بگیره. الانم داره برای وکالت میخونه. بهم قول داده امسال هرجور شده وکالت قبول بشه. اما من زیاد برام مهم نیست و یه جورایی دلم نمیخاد وکیل بشه چون با تعریفایی که خودش از دوستاش میکنه که الان مشغول به کارن، همشون به نوعی دارن از راه حروم نون میخورن و من میترسم نامزد منم همینطور بشه. البته اینم بهش نگفتم و فکر نمیکنم موضوع مهمی باشه چون شاید اصلا قبول نشه.
میدونم که داشتن یه راه درآمد برای زندگی مهمه اما بهم قول داده که هرجور شده اگه وکالت هم قبول نشد یه راه درآمد پیدا کنه. اینکه چطوری راضی شدم باهاش ازدواج کنم یکی اینه که آشناس و من بخاطر شکست قبلیم که با یه غریبه بود ترجیح دادم با فامیل وصلت کنم وگرنه بعد از طلاقم چند مورد برام پیدا شد که چون غریبه بودن ردشون کردم. راستشو بخاین خیلی بهش علاقه ندارم شاید اگه اطرافیانم اصرار نمیکردن بهش جواب نمیدادم. همه گفتن چون این تا حالا چندبار اومده مطمئن باش که خیلی دوستت داره.
brisk عزیز امیدوارم که مشکل تو هم حل بشه و ممنون از راهنماییت.
بازم ممنون از راهنمایی همه شما. الان چند روزه که همو ندیدیم احتمالا فردا برای دیدنم میاد. حتما موضوع رو باهاش درمیون میزارم. برام دعا کنید









علاقه مندی ها (Bookmarks)