به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 79

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 دی 91 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    732
    سطح
    14
    Points: 732, Level: 14
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    89

    تشکرشده 93 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: روابط همسرم قبل ازدواج

    ممنون خانم الهه
    و همچنین همه دوستان که وقت می زارند
    من دوست دارم بش فرصت بدم. دوست دارم زندگی که تازه شروع کردم رو تو راه درستش هدایت کنم. توی این مدت همه تلاشم رو دارم می کنم. پیش چند تا مشاور رفتم.
    همشون می گن یا تمومش کنید یا فرضت بدید تا دوباره ببینید می تونید با هم زندگی کنید یا نه. اگر دیدید باز هم نتونستید با هم باشید دیگه راهی وجود نداره. چون نمی شه اون گذشته رو درست کرد.
    من دوست دارم فرصت دوباره به خودم و همسرم بدم تا بتونیم دوباره با هم باشیم. ولی یه چیزایی نمی ذاره این کارو بکنم.
    آخه من با این فکرو خیالام چیکار کنم؟! سهم من ازین زندگی چیه؟! من حق داشتم با کسی زندگی کنم که بتونم بهش اعتماد کنم هر لحظه دلم براش بتپه.
    الان از علاقه ای که اوایل داشتم دیگه چیزی تو وجود خودم احساس نمی کنم. دیگه نمی تونم به اون دختر اعتماد کنم. آخه یه بار دیگه من بهش فرصت دادم و باز هم اون کاری رو که نباید می کرد رو انجام داد ( چت کردن با یکی ازون افراد و اینکه آمار زندگی و کار و ... من رو به اون داده بود)
    توی تمام این مدت من دارم این در اون در می زنم تا یه راه درست رو انتخاب کنم. باور کنید برای 2 ساعت مشاوره 270هزار تومان ازم گرفتند که نصف حقوق یه ماهمه. ولی اون دختر انگار اصلا براس مهم نیست. فقط یه ریز زنگ می زنه می گه پشیمونم پشیمونم. هی بش می گم چیکار کردی که فهمیدی اشتباه کردی و پشیمونی و می خوای تو آینده چیکار کنی؟! هیچ جوابی نمی ده. فقط می گه می خوام آینده خوبی داشته باشم و ..... بله درسته هر کسی می خواد آینده خوبی داشته باشه ولی باید براش تلاش کنه. اون اصلا انگار نمی خواد تلاشی بکنه. انگار من اشتباه کردمو حالا باید دنبال راه چاره باشم نه اون!
    من چجوری باید دوباره اطمینان کنم؟! با چه امیدی دوباره ادامه بدم و زندگیم رو دست کسی بسپرم که اینجوری به من دروغ گفته و الان هم نمی دونه چیکار می خواد بکنه؟! هر چی هم بش می گم بزار یکم فکر کنیم و بفهمیم چیکار می خوایم بکنیم بازم همون حرفا رو می زنه. مثل یه نوار ضبط شده!
    من مثل خیلی های دیگه نیستم که بخوام نیازهای خودم رو از راهای غیر متعارف و ضد اجتماعی تامین کنم. از اولش نبودم الان هم نیستم. حالا چیکار باید بکنم؟ چجوری باید ادامه زندگی بدم؟! کسی که با تمام وجودم می خواستمش و براش هر کاری می کردم اینجوری از پشت به من خنجر زد.
    هر لحظه اون چیزایی که برام تعریف کرده از گذشتش جلوی چشمامه. هر کاری می کنم اونا میاد جلو چشمم. حتی وقتی به من میگه دوستت دارم ناخود اگاه ذهنم می ره سراغ اینکه این حرفو به کیا گفته و چیکارها کرده و .... وقتی کنارمه وقتی نگاهش می کنم هر لحظه اینا جلو چشمامه. چه برسه به اینکه بخوام بهش محبت کنم یا نوازشش کنم! نمی تونم بهش محبت کنم و بهش توجه کنم! دست خودم نیست! می بینمش یاد خیانتا و دروغاش میوفتم!
    با این فکر و خیالام چه کنم؟! هر کاری می کنم نمی تونم فراموشش کنم. دارم دیوونه میشم.
    اگر یکی ازون آدما بازم پیداش بشه و با یه عکس بخواد زندگیمو تهدید کنه چی؟! اگر اتفاقی افتاد و بلایی سر کسی اومد چی!؟ با اینا چیکار کنم!؟ من نمی تونم بیخیال و بی غیرت زندگی کنم. شاید از نظر خیلی ها اینجوری زندگی گردن اشتباهه. ولی من نمی تونم بی خیال زندگی کنم.
    با بی اعتمادیم چه کنم؟! با این که نمی تونم هیچکدوم حرفاش رو باور کنم!
    من هم میتونستم اولین روزهای زندگیم شیرین ترین روزهام باشه. با داغی که رو وجودم مونده از خاطرات خوشی که داشتم و الان همش شده برام زهر! با این چه کنم؟!
    با بیخیالیش چه کنم؟!
    اصلا نمی دونم واقعا پشیمونه یا بازم داره دروغ می گه. نمی تونم حرفاش رو باور کنم.
    دلم میگه بهش فرصت بده شابد درست شد ولی عقلم می گه نمی تونم با این آدم زندگی کنم.
    تو بد برزخی گیر افتادم. باز هم میخوام برم پیش مشاور شاید یه روزنه امیدی بشه. امیدوارم بتونم راه درست رو انتخاب کنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید badbakht تشکرکرده اند .

    badbakht (چهارشنبه 04 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.