نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab
دوست عزیز

یکی از مشکلات اختلاف سنی زیاد بین زوجین همین هست که یکی احساسات بیشتری دارد ولی دیگری نه

به نظر من شما باید قبل از ازدواج رسمی و یا عروسی بخاطر اختلاف سن- بخاطر المثنی بودن شناسنامه- بخاطر عدم تمایل

خانواده همسر برای برگزاری و شرکت در مراسم و........... حساسیت نشان داده و تحقیقات بیشتری می کردید نه حالا.

لطفا حالا دست از این کارآگاه بازی بردارید و سعی کنید بصورت نامحسوس علائق همسرتان در مورد موضوعات مختلف

مانند نوع خصوصیات شخص مورد علاقه و یا فیلم مورد علاقه و یا هر سرگرمی موردعلاقه او را بیابید و در آن مسیر با او همگام شوید.

و همچنین سعی کنید سرگرمی و یا فعالیتی نیز برای اوقات فراغت خود فراهم کنید که زیاد به رفتارهای او گیر ندهید یا به نوعی او را از خودتان خسته نکنید.

موفق باشید
ممنون از راهنماییتون اما من اصلا از اون زن ها نیستم که به شوهرم گیر بئم با اینکه رابطه اجتماعی خیلی خوبی داره و با زن ها خوب گرم میگیره اما من بهش اعتماد دارم و اگه یبار بهش تذکر بدم واقعا عمل میکنه در مورد شناسنامه و این چیزا پرسیدم که این موضوع رو گفت و الان هم اهمیت نمیدم ولی خانواده اش رو خدا وکیلی نمیدونستم چون یه خانواده کاملا نرمال بودن حتی دوران عقد هم نمیدونستم اینطوری هستن
اما در مورد موضوع اصلی راستش من از یه شهر دیگه اومدم شهر همسرم و اینجا کسی رو ندارم با خانواده شوهرم هم رابطه نداریم من وقتم رو با نت و ماهواره و غذا درست کردن و کتاب خوندن میگذرونم و خدا رو شکر کلا وقت اضافه ندارم
به شوهرم اهمیت میدم گاهی حتی یک هفته میگذره و من جز با شوهرم با هیچکس دیگه نه حرف زدم و نه کسی رو دیدم
تو برنامه های تیوی که اصلا توافق نداریم اما معمولا من کوتاه میام چون روزا خونه ام
اما با هم فیلم و سریال نگاه میکنیم و تقریبا برنامه هر شبمونه
مثلا بدون من حتی نمیره 1 کیلو سیب زمینی بگیره یا پیش دوستاش بره یا موتورش که خراب میشه منم با خودش میبره که الان باهاش صحبت کردم این مشکل حل شده و هر جا که نمیخوام نمیرم یعنی من اگه اولا نمیرفتم اونم نمیرفت حتی وقتی میریم شهر خودمون واسه 1 ساعت هم نمیتونم تنهاش بذارم و میگه همه جا با من باش
اما بیرون رفتن و بازی کردن و هر چیزی که من دوست دارم رو میگه دو نفری خوش نمیگذره
وقتی دوستش و زنش نباشن خودمو بکشم با من بازی نمیکنه:(
کلا این اخلاقش بعد از عروسیه و الان حتی بیخیال تر هم شده مثلا قبلا به زور من اضافه کاری میموند الان من باید ازش بخوام تا زود بیاد خونه
نمیدونم چرا اینطوری شده اصلا حرف نمیزنه خیلی هم دوست داره بخوابه

نقل قول نوشته اصلی توسط پدربزرگ
دوست عزیز یه سوال

فقط با اون خانواده راحته بیشتر بیرون میرید .یا هرسری بایکی دوست داره بره بیرون
.

این فلانی >>>میگه بذار زنگ بزنم ببینم فلانی با زنش میاد؟؟؟


کی هست دوسته همکاره فامیله .

چطوری با هم آشنا شده چند سال شناخت داره ازشون.

کمی بیشتر بگید تا بتونیم راهنمایت کنیم.
بیشتر با همون خانواده که یکی از دوستاشه تا پارسال با هم همکار بودن که شوهرم شغلش رو عوض کرد و الان فقط دوستان یه جورایی هر هفته با اونا میریم بیرون و اونا میان اینجا یا ما میریم خونه اونا ولی اگه مثلا یه هفته کسای دیگه هم باشن بدش نمیاد بازم میاد بیرون ولی مهمترینش همونا هستن که اونم شوهرش همیشه پایه است منم که پایه ام میمونه زن اون همین منو ناراحت میکنه که اگه زن اون بخواد همه میریم ولی یبار بگه حوصله بیرون رفتن و ندارم نمیریم




مدیرای محترم میشه ارسال دوم رو پاک کنید نمیخوام شوهرم بخونه ناراحت بشه کلا از ارسال اون مطلب پشیمون شدم