سلام اقلیما جان
امیدوارم حالت خوب باشه.
اول بگم که من برخلاف مجردهای این تالار حست رو کامل درک میکنم. اینکه حس مسئولیت همسر آدم بیشتر معطوف به خانوادش باشه خیلی ناراحت کننده است و این حس تا زمانیکه آدم ازدواج نکنه قابل درک نیست شاید منطقی نباشه ولی به هرحال توی وجود آدم هست که آدم همسرش رو تمام کمال برای خودش میخواد.
خوب یک روحانی توی تلویزیون راجع به نفقه صحبت میکرد میگفت نفقه زن حتی به نفقه بچه هم ارجح هست و کسی تا زنش رو کامل تامین نکرده باشه حق نداره برای بچه اش هزینه کنه و نفقه پدر و مادر که اصلا بعد از اونها و در صورت نیاز هست.
اینا درسته ولی به نظر من چند مورد رو در نظر بگیر: یکی اینکه توی یکی از تاپیکهات گفته بودی توی خونه ای که مال پدر شوهرته داری زندگی میکنی (اگر درست یادم بیاد) خوب این یکجور هزینه هست از طرف اونها پس اگر از طرف شما چیزی به سمت اونا بره هنوز هم نمیشه گفت اونها مدیون شدن اگر جای من بودی که همسرم هر ماه به خانوادش پول میده چه کار میکردی؟البته خدا رو شکر درآمد خیلی خوبی داره ولی باور میکنی گاهی احساس میکنم اگه درآمدش خیلی کمتر بود ولی مال خودمون بود من احساس بهتری داشتم.من برای غلبه به این حس خودم پیشقدم میشم مثلا گاهی بهش یادآوری میکنم که پول رو ریخته براشون یا نه یا گاهی که خونشون باشم و ببینم هزینه شون زیاد شده به همسرم میگم این دفعه بیشتر بده میدونی اگر آدم خودش به همسرش بگه کمتر زورش میاره.البته ناگفته نمونه که با برنامه ریزی برای درآمد همسرم اجازه نمیدم بیش از حد هم از زندگیم به سمت اونا بره یعنی یک محدوده دارم برای این قضیه. برنامه ریزی اقتصادی خیلی به حل مشکلت کمک میکنه که پول بی برنامه ای هیچوقت وجود نداشته باشه که بخواد بی برنامه خرج بشه. مورد دیگه هم اینه که خوب قطعا پدرشوهرت پول اون وسایل رو به شوهرت میده.
مواظب باش ناراحتی خودت رو از حمایت همسرت از خانوادش نشون ندی مطمئن باش نتیجه عکس میده. مثلا در این موردی که پیش اومده به جای اعتراض به همسرت تصمیم بگیر از ماه دیگه پولی به حساب همسرت نریزی و تا زمانی که نیاز مبرم پیش نیامده تو زندگیت هزینه نکنی تا بعدا این حس برات پیش نیاد.
راستی در مورد حرف همسرت زیاد جدی نگیر عصبانی بوده و به جای سکوت حسش رو بیان کرده اینکه به موهای همسرش حساسه نشانه علاقه است نه از چشم افتادن.
در مورد خانواده همسرت به نظرم سعی کن برخوردت عادی باشه ولی کار اضافه ای فعلا براشون نکن. البته خودت اونها رو بهتر میشناسی ولی مواقعی که معمولا میرفتید خونه شان برو و عادی هم برخورد کن ولی بهشون تلفن نکن فقط ظاهر قضیه رو برای همسرت حفظ کن که بهش فشار نیاد ولی سعی کن یه جور مادر شوهرت رو از سوئ تفاهم خارج کنی مثلا بهش بگو راستی اون روز حالم زیاد خوب نبود و ... اگر رفتارهاشون عادی شد اونوقت روابط فردیت رو میتونی باهاشون داشته باشی مثلا در مورد تلفن کردن به مادر شوهر و ...
البته قطعا شما خودت اونها رو بهتر میشناسی و بهتر میتونی تصمیم بگیری که چه برخوردی داشته باشی.
پست من با بهار شادی عزیز همزمان شد و اگر بخش آخرش تکراری شده ببخشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)