به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 46
  1. #21
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    ممنونم زهره جان ..خیلی منطقی صحبت کردی..عیبی نداره هر کسی میتونه بیاد اینجا و نظر شخصیش رو بگه ولی به قول شما زهره جان، نازنین جای من نبوده که بدونه 4 سال در زندگی چی کشیدم.

    نازنین خانوم..مادر گرامی..
    شما شوهرت تاحالا جوری کتک زده که جای کبودیاش 4 ماه رو تنت بمونه؟
    جلوی چدر شوهرفمادر شوهر،خواهر شوهر کتکت زده؟ جلوی غریب و آشنا خوار و خفیفت کرده؟
    همه اینها در حالیه که تو و خانوادت 1000 برابر سرتر از اون هستید ولی حتی 1 بارم به روش نیوردین و همیشه انقدر خودتونو کوچیک کردین و خوارو خفیف کردین که اون احساس کرده واقعا از شما سره و همش سرکوفتتونم زده.

    بعد از ازدواج 4 سال بردیتتون از شهر خودتون (تهران) به شهرستان خودش و 4 سال زندانیتون کرده تو خونه؟
    حتی شده بود منو بچه 2 ماه از 4چوب در خونه هم بیرون نرفته بودیم.
    یه بار بچم هوس پفک کرد و اونم خونه نبود و مغازه دم در خونمون بود.درو همیشه قفل میکرد و میرفت..بچم بیقراری میکرد منم کلید و پیدا کردم و زنگ زدم موبایلش که دارم میرم بیرون برا بچه چفک بگیرم جواب نداد اس ام اس زدم. حسابی چادر چاقچین کردم و با بچه رفتم تا دم مغازه یه پفک براش خریدم و زودی اومدیم خونه.

    شب اومد و فهمید منو بچه رفتیم تا دم مغازه...انقدر با مشت زد تو سرم که داشتم خون بالا میوردمو همش داد میزد که تو خرابی.

    نازنین خانوم شوهرت تاحالا با دمپایی هی زده تو سرت و مثل روانیا داد زده بهت بگه: زود باش بگو مادر و خواهرم خرابن؟؟ اونم به خاطر اینکه گفتم نمیشه بریم یه سر تهران خواهرم سفره انداخته.

    شوهرت تاحالا شده هی بیاد جلو همه بگه: خواهرای من (یعنی خواهرای خودش)خرابن و اگه از خارج نیومده بودم و جمعشون نکرده بودم الان فاحشه بودن و من شوهرشون دادم؟

    100بار بهش گفتم چرا آبروی خواهراتو میبری؟
    چرا بهشون الکی تهمت میزنی؟ میگفت به تو چه..خواهرای خودمن
    باورت میشه خواهراش بهم میگفتن: نادیا آخه این کثافت چی داشت که زنش شدی؟حیف فرشته ای مثل تو..و من میگفتم آخه دوسش دارم.

    شوهرت 6 ماه به خاطر خودش و اهداف خودش تو رو برداشته با یه بچه ببره عراق؟؟؟
    بله عراق
    جایی که هر روز که از خونه میری بیرون باید اشهدتو بخونیو بری.
    نه آب داره نه برق نه گاز نه تلفن حتی نفت هم نداره و همش منو بچه اونجا تو اون آشغالدونی مریض بودیمو دارویی هم نبود
    همه عربی حرف میزنن و بهت همش نیگاه میکنن

    تا حالا شده سالی 2 ساعتم نذاره خانوادتو ببینی؟ وقتی میومدیم تهران اونم به خاطر کاری اگه داشت اینجا...منو میبرد میذاشت خونه دوستاش تا بره کاراشو بکنه و برگرده و حتی اجازه نمیداد از همین تهران یه زنگ به خانوادم بزنم.

    چون خودش تحصیلات نداشت همش منو خانوادمو میکوبوند که کمبودای خودش جبران بشه..عقده ای

    تاحالا شوهرت به خاطر اینکه همون سالی 1 ساعتم نذاره خانوادتو ببینی و پات از خونه بابات ببره شده بهت تهمتی بزنه که سنگم آب میکنه؟؟؟ (بله بهم تهمت زد با داداشات رابطه داری)

    تاحالا زیر سیگاری کریستال سنگین رو به صورتت پرت کرده؟
    تمام مهریتو کاغذ گذاشته جلوت بگه یالا بنویس بخشیدی وگرنه همین چاقورو میکنم تو شکمت؟ و منم بخشیدم.

    تا حالا بهت گفته (با اینکه زایمان طبیعی نباید بکنی و اصلا بدنت شرایط زایمان طبیعی رو نداره)یا باید زایمان طبیعی کنی یا بمیری؟ فقط و فقط به خاطر پول سزلرین که نمیخواست بده

    تو 4 سال زندگی مشترک شده فقط 2 بار بری آرایشگاه؟
    2 تا مانتو برات بگیره اونم تازه یکیش به خاطر اینکه حامله بودمو مانتوهاییکه از خونه بابام اورده بودم تنگم بود؟
    ماهی 1 بار اونم واسه 2 ساعت ببرتت بیرون؟

    حالا میبینم بچمو میبره بیرون اونجا...دولت بهشون میرسه..حقوق داره میده دولت بهش اونم فقط به خاطر بچه..بچه من
    من بچرو نگه میداشتم ایشون میرفت خارج 1 قرون مهریه و نفقه و.... که نداد،میرفت پی عشق و حال و خوشگذرونی منم با 1 بچه اینجا میذاشت آخرشم پسرم میگفت: بیخود کردی نذاشتی من با بابام برم...منو نگه داشتی بدون هیچی اینجا که چی؟ که اون بره عشق و حالشو بکنه؟من اینجا چی بشم؟

    خانوم عزیز حقیقت اینچیزی که شما میگی نیست که به قول خودت تلخه
    حقیقت چیزاییکه شما حتی ذره ای ازش خبر نداری و داری تو زندگیت کنار شوهر و بچت خوش میگذرونی.

    من 2 ساله دارم روی خودم کار میکنم که دوباره بشم همون نادیای شاد گذشته و دردایی که حتی ذره ایش هم اینجا ننوشتمو مرهم بذارم تا قویترین مادر دنیا باشم و پسرم بهم افتخار کنه..

    بالاخره اون حقیقتو میفهمه و انتقام تمام این روزارو از پدرش میگیره چون حتی منم که نگم خانواده پدرش حقیقت و بهش میگن هرچند من خودم میخوام باباشو دوست داشته باشه.
    در ضمن شما که میگی باباش داره امکانات در اختیار بچش قرار میده باید بگم که خیر...این بچه من هست که حقوق داره و باباشو داره ساپورت میکنه.


    البته گفتنیا زیاده ولی یه چیز دیگه که بد نیست بدونید نازنین خانم
    شوهرتون شده که خونه 6 دنگی که از خونه باباتون با خودتون اوردینو با 100 تا کلک بکنه به نام خودش؟ شوهرتون ماشین 206 که از خونه باباتون اوردینو کرده به نام خودش؟
    همه طلاهاییکه خانوادتون و فامیلاتون بهتون دادنو بالا کشیده واسه سفر خارج خودش؟ اونم نزدیکه 2 کیلو و نیم؟؟
    خرجی خونه بهتون روزی 2000 تومن داده؟؟؟؟؟؟

    یا اینکه اورت اورت واسه خودتونو بچتون خرج کرده؟؟؟؟کدومش؟؟؟؟

  2. 23 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (دوشنبه 18 دی 91), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 91 [ 19:55]
    تاریخ عضویت
    1391-3-08
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    612
    سطح
    12
    Points: 612, Level: 12
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    133

    تشکرشده 137 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    سلام نادیای عزیز
    آخرین پستت توی این تاپیک واقعا تکان دهنده بود.حتی یکی از این مسایلی که گفتی برای خیلیها کافیه که یه راست برن سراغ طلاق.
    اینکه شما تونستی 4 سال این شرایطی که تو ذهن نمیگنجه رو تحمل کنی نشونه محکم بودن شما و تمایلتون برای حفظ اون زندگی بوده.
    شما مصداق بارز کسی هستید که توی زندگی مشترک تا آخر راه رو رفته و وقتی به پرتگاه رسیده تصمیم گرفته که مسیرشو تغییر بده.
    به نظر من طلاق درسته راه حل همه اختلافات نیست. اما باید این سوال رو هم جواب داد که ادامه زندگی مشترک به چه قیمتی جایزه.
    درسته که شما یه مادر بودی اما به نظر من ادامه اون زندگی نه تنها باعث نابودی روح وروان و عواطف انسانی شما میشد بلکه با توصیفی که شما از همسر سابقتون کردین این احتمال وجود داشت که توی یکی از اون به اصطلاح نمایشهای قدرت ایشون خدای ناکرده اتفاقات جبران ناپذیری براتون رخ میداد.
    من خودم به شخصه طلاق رو به عنوان آخرین راه حل واقعا قبول دارم و به نظرم اگه طلاق و جدایی اونقدری که بعضی از دوستان توی تاپیکهای حاد و اورژانسی سعی در قبیح جلوه دادنش میکنند نزد خدا منفور بود اصلا چنین راه حلی رو به عنوان یه حکم عقلی و شرعی پیش روی ما قرار نمیداد.
    شاید باورتون نشه اما خیلی صادقانه و بی ریا میگم از وقتی در جریان جدایی شما از پسرتون قرار گرفتم خیلی وقتها که دارم با دخترم بازی میکنم، میبوسمش یا بهش محبت میکنم یاد شما میفتم و همون لحظه از خدا میخوام که هر چه زودتر این جدایی که میدونم چطور میتونه قلب یه مادر رو بفشاره براتون به وصل تبدیل بشه.
    آواتارتون هم که قلب آدمو لمس میکنه.
    میدونم که شما به اندازه کافی قوی و خودساخته هستین که بتونید از پس این شرایط دشوار بر بیان.
    امیدوارم زندگی شاد و توام با خوشبختی پیش رو داشته باشین.

  4. 9 کاربر از پست مفید سیتروس تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94), سیتروس (یکشنبه 19 شهریور 91)

  5. #23
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    ممنونم سیتروس جان..تمام این اتفاقها در صورتی میافتاد که هیچکس از هیچی خبر نداشت و من خودمو خوشبخترین زن دنیا به همه نشون میدادم.
    فقط خانواده خودش میدونستند اونم به خاطر این بود که میشناختنش چجور آدمیه.
    جرات نداشتم یه مهمونی برم چون میدونستم تو اون مهمونی برای اینکه نشون بده مثلا چقدر ابهت داره و حرف حرف خودشه و اقتدار مردونه داره منو خرد میکرد و سعی میکرد شخصیتمو خرد کنه .

    نمیدونم کی بهش گفته بود که اگر میخوای به دیگران سلطه کنی باید اونارو له کنیو اعتماد به نفسشونو ازشون بگیری!!!

    نظریشم درباره ازدواج این بود که:
    آدم فقط زمانیکه میخواد بچه دار شه باید ازدواج کنه وگرنه که چیزیکه ریخته زن...آدم که برای 1 لیوان شیر 1 گاو نمیخره!!!!!!!
    ببخشید که اینو نوشتم..مخصوصا از تمام خانمها شرمنده..ولی بد نیست نازنین خانم اینارو بدونن تا یه طرفه به قاظی نرن

  6. 11 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (یکشنبه 19 شهریور 91), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  7. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    می خواستم در این مورد که گفتید دوست دارید زودتر مادر بشید و فرصت زیادی ندارید بگم که شما یکبار مادر شدید و برای همیشه مادر خواهید موند حتی اگر روزی کنار فرزندتون نباشیدیا از اون فرسنگها دور باشید یا اینکه حتی اگر دیگه در این کره خاکی نباشید . مادر بودن به لمس کردن و بوسیدن نیست (شاید یکی از لذت های مادر بودن این باشه) اما مادر بودن یعنی فداکاری ، یعنی تپیدن دل، یعنی عشقی که در شما الان موج میزنه. امیدوارم خداوند بهتون صبرو قدرت فراوان رو در مسیر مادربودنتون عنایت کنه.

  8. 16 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 09 آبان 91), maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  9. #25
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    دیگه درد دلم باز شده
    روزی 2 وعده غذا میپختم..ایشون از خوردن غذای تکراری نفرت داشت..طوری باید غذا درست میکردم که حداقل امکانات رو استفاده کنم.اگر یه ذره روغن یا برنج یا هرچی بیشتر استفاده میکردم کتک خوراکم بود.

    دستپختمم طوری بود که همه انگشتشونم میخوردن و دستور پختشو ازم میگرفتن..بعد این آقا جلو همه برا اینکه مبادا من یکم خوشحال بشم میگفت: اه اه اصلا هم خوشمزه نیست فلانش زیاده یا بسانش کمه.

    خونه همیشه از تمیزی برق میزد.لباسا از بند برنداشته اتو میکشیدم میگفت: دوباره اتو کن
    اینا اتفاقها همه در شهر خودش بودا اینم در نظر داشته باشید من در غربت بودم.

    بچمو 2 سال و 3 ماه شیر خودمو دادم میگفت: من پول شیرخشک ندارم حتی 1 قوطی.البته خوشحالم از این نظر چون همین شیر بچمو میکشونه سمت من.

    بعد طلاق هم جهازمم مصادره کرد و گفت : حتی یه سوزن حق نداری از خونه خارج کنی و کلیدارم ازم گرفت و با 1 لباس تنم که اونم مادرم بهم کادو داده بود خداحافظی کردم.

    نازنین خانوم حاظری همچین مردی بهت التماس کرد برگردی؟؟؟
    معلومه که التماسمم میکنه؟ کجای دنیا بره دوباره همچین زنی گیر بیاره؟
    کما اینکه رفت تا اونور دنیا و بازم 100 تا زن دیگرم امتحان کرد و دید هیچکی نادیا نمیشه و زنگ زد و گفت: به خدا هیچکی تو نمیشه من پشیمونم ولی هیییییچ فرقی نکرده و بازم همون گرگه.

    وقتی گفتم درست شدی گفت: من همونم میتونی بسازی بیا!!!!

  10. 8 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (دوشنبه 18 دی 91), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  11. #26
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نادیا جان سلام

    تاپیکت رو که خوندم متوجه شدم چقدر سختی کشیدی

    دوست عزیزم دوستان راهنمایی و همدلی خوبی برات ارسال کردن

    من فقط میتونم بگم شما انسان بسیار محکم و با اراده ای هستی و مطمئنم تمام تلاشت را برای بهبود زندگیت انجام دادی

    به قول زهره عزیز گاهی طلاق بهتر از محیط بد برای بچه هست

    آرامش کنونی فرزندت نتیجه گذشت شما هست

    پس با این شخصیت محکم دوست دارم گذشته را مقداری رها و به زندگی خودت برسی

    دست از سر گله های گذشته و مرور خاطرات بد بردار رهاشون کن

    شما چون مادری مقام بزرگی پیش خدا داری درسته کسی جای شما نبوده کسی شاید حرفات رو درک نکنه اما عزیزم خدا در همه لحظه ها کنارت بوده به خودش پناه ببر

    مطمئنم در کنار ایمان بخدا به آرامش میرسی و خودش برات همه گره ها رو باز میکنه

    گاهی بیخیال مشکلات شو و همه مشکلات را بسپار دست خودش بعد ببین چقدر بهتر از تو حلشون میکنه

    به برکت این ماه از ته دل برات دعا میکنم بهترین موقعیت و زندگی برات فراهم بشه

    در آخر بگم که نادیا جان درکت میکنم ولی صبر داشته باش صبر!!

    هر زمان درددل یا حرفی داشتی ما کنارتیم

    موفق و شاد باشی عزیزم

  12. 10 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), ویدا@ (چهارشنبه 18 مرداد 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94)

  13. #27
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    ممنونم از همتون

    الان دارم گریه میکنم
    ببخشید
    دست خودم نیست

    چند وقتی میشد گریه نکرده بودم
    بعضی شبا میرم زیر پتومو آروم (طوریکه کسی نفهمه) اشک میریزمو گریه میکنم
    نمیخوام کسی منو ناراحت و غمگین ببینه مخصوصا خانوادم که میدونم چقدر غصه میخورند از دوری من از بچم.

    ولی واقعا بعضی وقتا آدم کم میاره و ناچاره تو خلوت خودش گریه کنه

  14. 11 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (چهارشنبه 11 مرداد 91), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  15. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آذر 91 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1391-2-21
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    502

    تشکرشده 522 در 149 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نادیا جون من یک چیزی برات نوشته بودم که تو جابه جایی سایت پاک شد.
    یک پیشنهادی فکر کنم نیما بهت داده بود. نظرت درباره پیشنهادش چیه؟

    من یک بار با دبیرستانمون رفتم شیرخوارگاه آمنه. اونقدر این بچه ها تشنه محبت هستند. بچه های یکساله چسبیده بودند به ما و ما رو رها نمیکردند. نمیدونی چقدر تشنه محبت بودند. من در راستای پیشنهاد نیما گفته بودم که تو نیاز به بچت داری و اون بچه ها نیاز به مادر. شاید اگر هفته ای دو سه ساعت رو بری با بچه هایی که در شیرخوارگاه ها هستند بگذرونی کمی آروم بشی و هر دو بتونید به هم کمک کنید. به هر حال عشق مادرانه از وجودت سرازیزه حالا که بچت نیست که دریافتش کنه این عشق رو بریز روی کسان دیگری که تشنش هستند.


  16. 11 کاربر از پست مفید JJ1234 تشکرکرده اند .

    JJ1234 (دوشنبه 18 دی 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94)

  17. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010
    یکی از بستگان درجه یک من که با وجود بچه اقدام به طلاق کرده بهش گفتم فکر بچه ات را کردی ؟ گفت اونم خدایی داره من در جوابش گفتم اون با این کارت خدا را نمیشناسد اما مادرش را میشناسد
    دوست عزیز

    دوستان گفتنی ها را گفتند و نادیا عزیز سعی کرد گوشه ای از زندگیش را بازگو کند تامن و شما درک کنیم که برای چه مجبور شده جگرگوشه اش را ترک کنه.

    من کاری به سوال و برخورد شما در این محیط مجازی ندارم زیرا که نه ما شما را می بینیم و از احساساتتان و شرایطتان خبر داریم و نه شما ما و شرایط و ظرفیت و مشکلات ما را می دانی.

    ولی با توجه به اینکه بیان کردید این پرسش و پاسخ را برای یکی از نزدیکانت نیز داشته ای خیلی دلم گرفت. از اینکه ما یاد نگرفته ایم به عقاید و تصمیمات دیگران احترام بگذاریم و اگر

    نمی توانیم دلجویی کنیم با پرسش و پاسخهای خود روح یک انسان را آزرده تر نکنیم. مطمئنا هیچکس در زندگی برای خودش و اطرافیانش سختی و ناراحتی نمی خواهد ولی گاهی

    شرایط برخلاف میل ما پیش می رود و مجبوریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم. من فکر می کنم هر کدام از ما باید در این شرایط از طرف مقابلمان دلجویی کنیم و مرهمی باشیم بر زخمهای

    کهنه آن نه نمک بپاشیم بر زخمهای مادری که علاوه برغم جدایی ، غم فراق فرزند را هم باید یدک بکشد حال ما اورا مورد بازجویی قرار دهیم و آنچه خودمان ارزش می دانیم گمان کنیم

    ارزش واقعی و بهترین انتخاب برای دیگران است.

    ببخشید مرا صحبتم تنها مختص با شما نیست ولی گاهی دلگیر می شوم که در مورد ازدواج و طلاق و امور شخصی دیگران راحت نظر می دهیم. چرا فلانی هنوز ازدواج نکرده؟؟

    چرا فلانی بچه دار نشد؟! چرا فلانی طلاق گرفت؟ چرا چرا ..............................


    موفق باشید

  18. 13 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), sanjab (دوشنبه 18 دی 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  19. #30
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    ویدا-سنجاب-نگین
    خیلی دوستون دارم...همه بچه های این تالارو دوست دارم
    چقدر دلم میخواد روی ماه همتونو ببینم
    نگین جان درباره پیشنهادت فکر میکنم.راستش من عاشق بچه هام.وقتی یه بچه میبینم دلم میلرزه
    ممنونم نگین جان

    اونقدریکه من واسه بچم تو همون فرصت کم مادری کردم فکر نمیکنم کسی مادری کرده

    همتونو دوست دارم

  20. 8 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (دوشنبه 18 دی 91)


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.