ممنونم خانوم الهه
من چیزی ندارم که پنهون کنم. مخصوصا از همسرم که نزدیکترین کسم توی زندگی می تونه باشه. مطمئنا اگر روزی رابطم باش بهتر بشه خودم اینجا رو بهش نشون می دم تا هم بهتر بدونه و بفهمه اوضاع من رو و هم نظر دیگران رو بدونه. ولی الان می خوام بیاد و با این سایت آشنا شه و از راهنماییهای مفید دوستان استفاده کنه.
اون نمی دونه نویسنده این مطلب منم ولی خوب وقتی ببینه اینقدر این مطلب به موضوع ما شبیه خوب متوجه می شه. من واسه این یکم مرددم که اینکارو کنم یا نه!
در مورد نوشتن بعدا هم من حتما اینجا خواهم اومد ولی با یه یوزر دیگه.
به امید خدا این مدت که بگذره و هم من یکم حال و اوضاعم بهتر شه هم خانومم و بتونیم تصمیم درستی بگیریم می خوام هر چیزی که این روزهای بد رو برام تداعی کنه رو از خودم جدا کنم. حتی خاطرات قشنگی که در خلال این خاطرات بد بودند در این سالها رو ، می خوام فراموش کنم. امیدوارم که بتونم.
در مورد نظرات مختلف افراد هم باتون موافقم، اینجا همه که کارشناس نیستند هر کسی نظر خودش رو می ده و خود خواننده می تونه انتخاب کنه چیو بپذیره چیو بریزه دور.
به قولی:
هر کسی از ذن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من
ممنونم خانوم بهار
به هر حال شما تجربه بیشتری دارید تو این سایت
باشه پس این کار رو نمی کنم، امیدوارم خودش بتونه پیدا کنه. من هم براش ایمیل می کنم مطالب رو.









علاقه مندی ها (Bookmarks)