از بابت معرفی سایت اپلای ابرود ازتون ممنونم . اونجا یک فرومی داره شبیه همین جا که کارش مشاوره دادن برای ادامه تحصیل و مهاجرت از ایرانه و خیلی از مشاورانش هم کسایی هستند که خودشون یک زمانی توی همین وضعیت بودند .
خیلی می تونم از این سایت برای مهاجرتم از ایران کمک بگیرم .
با پدر و مادرم در مورد درس خوندنم خارج کشور صحبت کردم و بشون گفتم که اگه می خوام توی ایران یک کسی بشم باید برم اون ور آب درس بخونم و بیشتر آدم های مهم تو دانشگاه های غرب درس خوندند و اگه برم اون ور درس بخونم بیام ایران یک کاره ای می شم و می تونم به مملکتم خدمت کنم و ......
با رفتار های خاصی هم که توی این مدت انجام دادم و اون ها رو هم مدیون یکی از اعضای همدردی هستم که همین جا لارم می دونم ازش تشکر کنم تا حدودی اعتمادشون رو هم از لحاظ اعتقادی هم سیاسی به دست آوردم . بابام هم گفت حرفی نداره و برای تحصیل من هر چقدر که لازم باشه خرج می کنه . البته قبلا هم خیلی گفته بود که هر پولی که در زمینه ی تحصیلی بخوام بم می ده .
بابام می گه از همین الان یواش یواش تحقیق کنم که در صورتی که ارشد قبول نشدم برم خارج یا اینکه اگه ارشد یک جای خوب قبول شدم برای دکترا اقدام کنم . بابام می گه یا مالزی برم یا آمریکا . این حرفم برای این می زنه که اونجاها دوستاش رفتند برای تحصیل یا زندگی . نمی دونم شاید منظور دیگه ای هم داره
مامانم و داداشم که مخالف کردند . آخرشم که مامانم راضی شده می گه اگه می خوام ادامه ی تحصیل بدم برم اروپا چون اونجا به ایران نزدیکه آخه بچه ی همسایمون داره آمریکا درس می خونه چند سال یکبارم ایران نمی یاد می گه راهش طولانیه . منم اصلا توی حرفاشون دخالت نکردم .
فقط بابام گفته اگه می خوام برم ادامه تحصیل بدم باید تا 6 یا 7 سال دیگه قید ازدواج رو بزنم تا اونجا درسم تموم بشه و اونجا نمی تونم با زن و بچه درس هم بخونم . تصمیمم رو هم گرفتم که از شنبه شروع به درس خوندن برای ارشد کنم و همین طور بک کتابی هم برای آمادگی تافل بگیرم روزی یک ساعت بخونمش .
الانم که فکر می کنم اگه من 5 یا 6 سال توی یک کشور غربی درس بخونم اون موقع دیگه گرفتن تابعیت و پیدا کردن کار اونجا برام خیلی آسونه . اگه با یک دختر از همون کشور هم ازدواج کنم که تابعیت گرفتن آسون تر هم می شه .
جلوی پدرو مادرم نگفتم اما من عاشق سوئد هستم . یعنی می شه برم سوئد درسم رو بخونم و اونجا تابعیت هم بگیرم . فکر نکنم که خیلی هم براشون هزینه ای داشته باشه . قبلا که مامانم بم گفته بود اگه ازدواج کنم پول اندازه ای بم می ده که بک خونه ای داشته باشم یا بسازم . الانم فکر نکنم هزینه ای که بایام لازمه برای تحصیل من بده خیلی بیشتر از اون مقدار بشه که مامانم تا الان می خواست بده برای خونه ی من .
خیلی خوشحالم . هنوزم باورم نمی شه یک موقعی از ایران خارج بشم و هیچ وقتم لازم نباشه اینجا برگردم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)