اينم مقدمه يكي از نامه هايي كه در دوران نامزدي نوشتم ...
نامزد عزيزم ، عزيز دل من ، اي روح و روان من ...
اي كه به قربان چشمان زيباي تو گردم ......و اي عزيز دلم ...
به خدا قسم ، ياد تو در تنهائي ام مونس شبهاي من است ،
خوابي كه كه بدون ياد تو به چشمانم آيد را ياد ندارم ...
آن لحظه تو بودي كه با نگاه معصومانه خود و لبخند شيرين و
بي آلايشت دل مرا ربودي ، و خواب و آسايش از دل بي قرار
من بردي و مرا در صحراي سبز انتظار رها كردي ... انتظاري كه
آرام و قرار مرا برده ... به راستي كي اين انتظار به سر آيد ...
عزيزم ، كه من قربانت گردم ، نام تو كه برگرفته از نام بي بي دو عالم
مي باشد ، مرا به ياد عشق خدائي آن بانو مي اندازد ، و به راستي
كه تو الگوي خود را و همچنان نامت را حضرت فاطمه (س) قرار دادي ..
اي يگانه معشوقم ، در يك كلام مي گويم :
بشكند اين قلم و پاره شود اين دفتر
گر بخواهم سخن از وصف وجودت آرم
به حقيقت كه نگنجد به هزاران دفتر
آنچه درباره اوصاف وجودت دانم
ليك مي گويم و از گفته خود دلشادم
به خدا ( فاطمه ) را از ته دل دوست دارم
و ................. البته ادامه دارد








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)