سلام دوست عزیز
تعجبی نیست که شما اختلافهایی با عروستون داشته باشی...اگر نداشته باشی باید شک کنی !
در واقع حتما نباید دنبال شرایطی باشی که عقیده هاتون رو بهم نزدیک کنید.بالاخره چون همیشه بین عروس و خواهر شوهر مشکلاتی بوده این نزدیکیها میتونه دامن بزنه به مشکلات و حتی زندگی برادرت رو هم تحتتاثیر قرار بده.
میتونی بهش بگی من امروز اصلا زبان نمیخونم..یا اینکه امروز خونه نیستم.
شاید تصور عروستون از این کارها اینه که میخواد به شما نزدیکتر بشه و با شما صمیمی بشه و ون رابطه مرموز خواهر شوهر و عروس رو تبدیل به به رابطه دوستانه کنه
به هر حال اون در خودش نیازی میبینه که برای مرتفع کردنش به خودش سختی میده
در مورد صحبتهایی که میکنه وش ما رو ناراحت میکنه میتونید یکبار برای همیشه و محکم بهش بگید این حرفهات ازارم میده.احتمالا برخورد شما هم طوری نبوده که ایشون متوجه بشه که داره شما رو ناراحت میکنه
چون اینطور که من از شخصیتش برداشت میکنم هدف و نیتش ازار دادن شما نیست
بهتره براش توضیح بدی.غیر مستقیم
مثلا بگی یکی از دوستام اصرار داره من برم باهاش درس بخونم اما من دلم میخواد بیشتر مواقع تنهایی درس بخونم...
یا مثلا میتونی بگی اخیرا با یکی از دوستای صمیمیم دعوام شده اونم فقط به خاطر اینکه فلان کار رو میکنه(کارهای خودش رو بگی)
افرین..کار خوب یمیکنی که راجع بهش به برادرت چیزی نمیگی
خودت تلاش خودت رو برای بهبود مشکل انجام بده و انتقال به برادرت رو بذار برای اخرین راه.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)