سلام الينا عزيز
متشكرم
ممنون كه درددل منو خوندي و جوابمو دادي اما نمي دوني چقدر دلم ازشون گرفته من ميگم كاش مادرشوهرم آدم ساده و مهربوني بود اگه مشكلات ديگه اي داشت يكجوري باسياست و زبون گرفتن حلشون مي كردم اما اون اصلا من رو نمي بينه مثلا چند وقت پيش كه شوهرم چنر روز ماموريت بود و من خونه مامانم بودم نكرد يك زنگ كوچيك بزنه و به احترام مامانم اينها هم كه شده سراغي از من بگيره - شايد بعد از چند ماه دري به تخته بخوره و به شوهرم بگه شب بياييد اينجا و يك شام آشغالي كه با خست و بخل درستش كرده بزاره جلوي ما اونوقت اگه من دعوتشون كردم و پس دادم كه هيچ و گرنه ديگه رنگشون رو نمي بينيم و... نمي دونم شايد مشكلات من به نظر شما مسخره بياد ولي خيلي دلمو شكسته








علاقه مندی ها (Bookmarks)