سلام راما جان
آفرین دختر خوب
لازم نیست اینطوری بگی بهش! خیلی محکم فقط کافیه بهش بگی دیگه نمیخوای باهاش دوست باشی و دنبال روابط
ناپایداری مثل این دوستی ها نیستی! بگو نمی خوای با کسی دوست باشی چون برای احساساتت ارزش قائلی و
ترجیح میدی این احساسات رو خرج همسرت بکنی! بگو میخوای برای آینده ات و ازدواجت برنامه بریزی!
خیلی مودبانه ازش عذر بخواه و آرزوی خوشبختی براش کن!
یادمه همکارم که میخواست ازم خواستگاری کنه بهم گفت خانم .... من دارم برای کار به یک شرکت دیگه میرم. نظر
شما چیه؟ منم بهش گفتم امیدوارم موقعیت شغلی خوبی براتون باشه. داشتم می مردم چون من هم ازش خیلی
خوشم میومد اما عزت نفسم برام مهم بود. تا اینکه خودش بعد چند روز گفت به اتفاق خانوده میایم برای خواستگاری
خونتون. یعنی فهمید من اهل قربون صدقه الکی رفتن و روابط دوستانه نیستم و چون منو میخواست ازم خواستگاری
کرد. البته درسته که بهم خورد به خاطر مخالفت های بعدی مادرش اما میخوام بگم اگر پسری دختری رو برای ازدواج
بخواد از اینکه این طور به پیشنهاد دوستیش جواب منفی بده خوشحال هم میشه و بهش پیشنهاد ازدواج میده و
خودش خواستگاری رو مطرح می کنه. اگر هم نباشه که همون بهتر که بره.
احتمالا فقط قصدش یک رابطه دوستانه است.
پس شما با این قاطعیت کلام در واقع برای خودت ارزش قائل شدی نه اینکه خودتو کوچیک بکنی!
پس اگر زنگ زدی همین رو بگو و اگر طرح کرد بگو بهتره رسما برای خواستگاری به خونه بیاد.
ازدواج نقده نقده. نسیه نیست. یا میتونه یا نمیتونه.
ضمنا راما این دفعه منتظر نباش ببینی اون چه می کنه و منفعلانه عمل نکن! این بار تو از موضع قدرت و با کلام قاطع نظرت رو بگو تا اون حساب کار دستش بیاد
موفق باشی عزیزم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)