سلام ترانه جان .عزیزم خیلی متاسف شدم .
منم زیاد درگیر این مشکلاتی که داری بودم .ولی خدا رو شکر 90% اوضاع بهتر شده .ولی من که نتونستم همسرم رو عوض کنم ولی برای بقای زندگیم و آرامش خودم و بعدش همسرم و همچنین خانواده هامون ( که واقعا دیگه از دعواهای ما عاصی بودن) خودم رو عوض کردم .
باور کن این کار شدنیه .فقط کافیه که یک اراده خیلی قوی داشته باشی .اصلا هم سخت نیست خیلی راحته .امیدوارم بتونم کمکت کنم عزیزم .
اول باید دیدت رو کلا عوض کنی عزیزم .
امروز از صبح که بیدار شده من واسه خودم نون پنیر گردو درست کردم بیارم محل کارم اول واسه اون لقمه گرفتم که اعتراض نکنه خورد گفت چرا اینقدر پنیرش کمه گفتم خوب بازم بردار
عزیزم شما از همون اول صبح دید خوبی نداشتی .برای همسرت لقمه گرفتی فقط به خاطر اینکه اعتراض نکنه؟ چرا این کار رو با عشق انجام ندادی؟ یعنی اگه اعتراض نمیکرد شما که برای خودت لقمه میگیری برای همسرت نمیگیری؟نمیشد با یک چاشنی قربون صدقه یا عزیزم راهنماییش کنی صبحانه بخوره ؟
بعد رفت سراغ یخچال گفت درجه یخچال زیاده همه چی یخ میزنه گفتم اگه کمش کنیم مواد توش زودتر خراب میشه دیدم میخواد بحث کنه و تنش بوجود بیاد گفتم هرکاری خودت صلاح میدونی بکن درجه یخچالو کم کرد این در حالیه که یخچال خودش بطور اتوماتیک دماشو نسبت به دمای محیط تنظیم میکنه ولی همسرم هرگز اینو نمیپذیره و میگه من درست میگم منم امروز باهاش بحث نکردم گفتم هرکاری میخوای بکن
عزیزم همسر شما یک مشکلی توی خونه دیده(که وسایل توی یخچال یخ زده) .دلیلش این نیست که شما مقصر هستید .و اون داره به درجه ای که شما تعیین کردید اعتراض میکنه. اون از وضعیت موجود ناراضی هست .
خود من شخصا اگر همچین موردی باشه ( که بوده و تجربش رو هم دارم)به همسرم میگم :آره خیلی درجش خرابه ، اگه کمش کنم بقیه مواد تو یخچال خراب میشه ، اگه زیادش کنم همه چی یخ میزنه .به نظرت چی کارش کنیم؟
نه اینکه بهش بگی هر کاری میخوای بکن .
بعدش داشتم آب میخوردم اومده میگه واسه چی برای من چای نمیریزی منم چون اب تو دهنم بود و نمیتونستم حرف بزنم لیوانو نشون دادم که بفهمه اب میخورم بعدش گفتم من چای دم نکردم که برات بریزم اب میخورم عزیزم
خدا وکیلی این کار اصلا درست نیست .اگه منم بودم بهم بر میخورد .شما اگه مامانت یا دوستت جای همسرت بود همین کارو میکردی؟ یعنی با انگشت بهش نشان میدادی که دارم آب میخورم .خیلی ببخشید ولی مگه طرف نفهمه که شما با انگشت بهش نشون میدی؟ ( دقیقا فکری که همسرت کرده ) خوب خودش داره میبینه .حالا شما نمیشد آب بخوری بعد جواب حرفش رو بدی؟ یا یک لحظه لیوان رو بیاری پایین جوابش رو بدی بعد بقیه آب رو نوش جان بفرمایید؟
عزیزم همسرت بهش برخورده .
اینم بگم که به تمام وسایل شخصی من دست میزنه واستفاده میکنه مثلا کرم دور چشم منو میزنه دور چشمهاش میگه هرکاری تو بکنی منم باید بکنم و ... این درحالیکه من اصلا به وسایل شخصیش نه دست میزنم نه دخالت میکنم مثلا انواع مکملهای بدنسازیو میخوره من هرگز نپرسیدم اینو چند خریدی چرا میخوری به منم بده ولی اون اصلا به حریم شخصی من توجه نمیکنه
عزیز دلم چقدر مال من ومال اون میکنی .اون شخص کسی نیست جز همسرت .هیچ اشکالی پیش نمیاد اگر اون از این وسایلی که گفتی استفاده کنه .بدتر با حرفات داری اون رو از خودت جدا میکنی و من و تو و مال من و مال تو راه میندازی .
معذرت میخوام دیگه گرفتن و درست کردن مواد گیاهی واسه پوست شما جزء وظایف من نیست
دوباره خودت رو از همسرت جدا کردی .
درسته حرفای بدی نمیزنی و اصل حرفات بد نیست ولی به همسرت بر میخوره عزیزم .لحن صحبت هات اصلا صمیمانه نیست .ببخشید اینارو میگم ولی یک حالت هایی داره که یعنی داری برای دعوا آمادش میکنی .
همسرت رو کم کم عصبانیش کردی ولی خیلی پنهانی . اونم یک دفعه دیگه میزنه اون کانال ..........
اونم خیلی اشتباه میکنه .کتک زدن و بدو بیراه هایی که به شما گفته و آزار روحی و جسمی شدی .
ولی عزیزم صحبت ما این نیست که تو از خودت بگذر و هرچی همسر شما گفت بگو چشم و بشو بنده همسرت .صحبت ما اینه که شما از اول با یک سری برخوردها کم کم خون همسرت رو به جوش آوردی تا اون دست به کارایی بزنه که واقعا زشت و ناپسندیده هست .
شما از همون اول صبح از در صمیمت با همسرت رفتار نکردی عزیزم .
بهتره دیدت رو به زندگی عوض کنی .یک مدت که بهش نشون بدی که واقعا باهاش صمیمی هستی و دوستش داری کم کم همسرت دقیقا همونی میشه که شما میخوای .مردها تشنه محبت هستند .از در محبت و صمیمیت و دوستی با همسرت رفتار کن.
زندگیت درست میشه فقط اگر شما بخوای .








علاقه مندی ها (Bookmarks)