سلام

دوست عزيز هر دوي شما درگير احساسات مقطعي شديد ،با اين روند هيچ مشكلي حل نميشه ، شما بايد صبر داشته باشيد سعي كنيد احساسات رو از خودتون دور كنيد و ذهنتون رو كمتر درگير اين مساله بكنيد ، و اين رو هم بدونيد فقط و فقط اون پسر مي تونه راهها رو هموار كنه اما شما نبايد اونو تحريك يا ترغيب كنيد بايد بزاريد خودش تصميمش رو بگيره سعي نكنيد بيشتر از اونو وابسته كنيد و سعي كنيد وابستگي خودتون هم كمتر بشه ، اگر تصميم ايشون جدي باشه بعد از انجام خدمت سربازيش حتما هر جور شده مثل يك مرد با خانوادش صحبت خواهد كرد و اونا رو راضي مي كنه به انجام اين امر اما ما هميشه نبايد به زندگي و بازيهاي اون اطمينان بكنيم افكارو احساس انسانها روز به روز و لحظه به لحظه در حال تغيير هست و نميشه روي يه شخص حساب درستي باز كرد پس اگه شما تمام عشق و احساس و فكرتون رو به ايشون بديد مطمئن قبل از همه خودش شما ضربه خواهيد خورد ممكنه بعد از انجام خدمت سربازي با صحبتهايي كه خانواده انجام مي دن ايشون كلا از اين مساله پشيمون بشه چون واقعا هر كس حق داره كه بهترين راه و مسير رو براي خودش انتخاب كنه و چه بسا بعد از اين مدت نظرش در مورد شما عوض بشه پس خودتون رو اسير احساسات نكنيد خيلي بهتر هست .
شما زندگي عادي خودتون رو انجام بديد و مطمئن باشيد تا زماني كه احساسات جاي عقل و خرد رو در زندگي گرفته به هيچ نتيجه اي نخواهيد رسيد همه چيز رو به خدا بسپاريد و شما هم در كنار خانوادتون به زندگي سابقتون ادامه بديد به اميد خدا اگه صلاح باشه بعد از خدمت سربازي اون مي تونه خانواده رو راضي كنه پس بهترين كار اينه كه شما عاملي براي تحريك و ترغيب اون نشيد تا بعد از پايان تحصيلات و سربازيشون . عشق تو زندگي لازم هست ولي كافي نيست . اما اگر سن شما بيشتر بود مطمئن باشيد راهنمايي بنده فرق مي كرد . چون شما الان در سني نيستيد كه احساسات رو از خردتون جدا كنيد و بيشتر جنبه احساسات بر عقلتون چيره ميشه ولي به هر حال به صحبتهاي ديگر دوستان و احيانا مدير همدردي توجهات خاص داشته باشيد و بهترين نتيجه رو خودتون بگيريد و به اون عمل كنيد چون دانستن بدون عمل كردن هيچ فايده اي نداره جز خسته شدن و وقت تلف كردن.....