سلام سمانه عزیز
میخوام تجریه کنکور خودم را بگم
من 12 سال پیش کنکور دادم، یادمه برای اینکه به کلاسهای کنکورم برسم، دوره پیش دانشگاهی رو خودم خوندم و رفتم امتحان دادم، البته از صبح تا شب کلاس داشتم، واقعا زحمت کشیده بودم، فکر کن دو تا فشار روم بود، هم کنکور و هم گذروندنه دوره پیش دانشگاهی چون بارش روی دوشه خودم بود، نتیجه بد نبود اما 7 تا بیشتر انتخاب رشته نکردم، چون میخواستم حتما رشته مورد علاقم تو یه دانشگاه خوب باشه، آزادم قبول شدم اما نرفتم، خلاصه یک سال پشته کنکور موندم، ساله بعد ش هم بریم اما به زورم که شده خودمو کشوندم، تازه شرایط اون موقع با الان فرق میکرد، درس خوندن و قبول شدن خیلی سخت بود و غوله کنکور سایه خیلی زشتی داشت، دوره لیسانسم اونی نشد که میخواستم اما برای مقاطع بالاتر وارد رشته دلخواه و دانشگاه دلخواهم شدم، الان که به عقب بر میگردم و خاطراتم را مرور میکنم میبینم، راضیم و اصلا یاد اون سختیها نمی افتم و اون یه سال پشته کنکور موندن هم اصلا چیزی از عمرم کم نکرده و تبدیل به یه تجربه شده برام، از طرفی عزیزم شما به عنوانه یه فرد روشنفکر و دانش طلب، اصلا نباید به این حرفهای خاله زنکی توجه داشته باشی، همه میدونن شرایط کنکور و اون زمانه کنکور هم خیلی تونتیجه تاثیر داره و نتیجه نا مطلوبه شما میتونه به سطح معلومات و آمادگی شما ربطی نداشته باشه، و....
مثل ورزشکاری که کلی زحمت میکشه، 1 سال-2 سال-10 سال، میره المپیک، یه هو عضلش میگیره، اتفاقه پیش اومده، ناراحت کننده هست اما غیر قابل جبران نیست، چیزی از ارزشهای شما کم نمیکنه، فقط تصمیم بگیر با اراده قوی تر درس بخون، روی روحیت هم کار کن سر کنکور استرس نگیری، آزمون آزمایشی بیشتر بده، حتما نتیجه میگیری، اگر ساله دیگه نتیجه مطلوب نگرفتی، گزینه های دیگر رو امتحان کن، این فرصت رو از خودت نگیر، یک سال اتفاقه خاصی قرار نیست تو زندگیه شما بیافته اما با این تجربه شما یاد میگیری برای خاسته های زندگیت تلاش کنی. باور کن شیرینیه این پیروزی خوردن داره
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)