سلام
من شرایط اون دختر رو به طورکامل نه ولی تقریبا تجربه کردم.الان اون خانوم واقعاتو شرایط بدیه.ادم وقتی تو اون شرایط قرارمیگیره از خجالت نمیتونه سرشو بلابگیره هرچند شما گفتین خانوادش از رابطتون اطلاع داشتن ولی چیزی درمورد رابطه جنسیتون که نمیدونستن الان تو چشم اون پدر شماکسی هستین که دخترشوفقط برای سوءاستفاده میخواسته وبازیش داده هرچندگفتین قبلا ازشماخوششون اومده.بعد اون خانوم الان مطمئنا نه به گوشیش دسترسی داره نه به اینترنت نه اجازه بیرون رفتن الان ایشون به شدت تحت کنترلن بدتر از همه سرزنشاو نگاههای معنی داره پدرومادرشه.شما به نظرمن حق گله ندارین چون وضعیت اون دخترچندین برابر بدترازشماست.الان هم ایشون ازشما دورند هم تو زندانیه بابا مامانش.بجای اه و ناله هم بهتره قدم پاپیش بذارین.اگه واقعااون دختربراتون مهمه حتی از10بارم باباش از خونه شمارو بندازه بیرون نبایدکم بیارین.اگه هم نگران نه گفتنه اون خانومید اصرارکنین 1بار باهاتون حرف بزنه درحضور بزرگتراتون تادلایلشو بشنوین بالاخره باید اینکاروبکنین چه نه بشنوین چه اره.امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم.ناامیدنباشین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)