به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 14 از 31 نخستنخست ... 456789101112131415161718192021222324 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 304
  1. #131
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلامی دوباره؛

    1- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟

    2- یه لطیفه تغریف کردی که شاید قدیمی بود ولی بامزه بود حالا بی مزه ترین لطیفه ایی که شنیدی رو تعریف کن

    3- تو المپیک چند تا مدال میگیریم؟

    4- چرا میگه مشکی رنگ عشقه؟

    5- میتونی ده نفر از تاثیر گذار ترین افراد در زندگیتو نام ببری؟نام ببر.

    6- غم چه رنگیه؟

    7- شادی چه رنگیه؟( شادی به معنای خوشی نه خانم bahar.shadi)

    8- اگه بتونی برگردی به دوران گذشته به کدوم دوره بر میگردی؟

    9- اگه همین الان یکی زنگ در خونتونو بزنه دوست داری کی پشت در باشه؟

    10- تو حموم آواز میخونی؟

    11- کلا چند بیت شعر حفظی؟

    12- اگر به همراه چند نفر و یک نوزاد از دست سربازان دشمن در جایی مخفی شده باشید ( اگر سربازان شما را پیدا کنند بی شک همه را میکشند) و نوزاد شروع به گریه کند آیا نوزاد را برای حفظ جان بقیه میکشید؟

    13- بیگ بنگ چیه؟

    14- چه مزه ایی رو دوست داری؟(ترش، شیرین، شور، تلخ؟)

    15- آخرین بار کی از ته دل خندیدی؟چرا؟

  2. 9 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (دوشنبه 16 مرداد 91)

  3. #132
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    1-چی شد که ناظم انجمن شدی ؟
    2-اونجا که هستی به نظرت پسر دخترهای اونجا شادترن یا اینور ما ؟
    3-اگه نماز می خونی ، شده اونا ببین ، تعجب کنن یا نه ؟ و روزه .

  4. 8 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    omid65 (دوشنبه 16 مرداد 91)

  5. #133
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام،

    سری دوم سوالهای بچه مثبت.
    من می خواهم یکم فاصله بیاندازم بین جوابها که دوستان حوصله کنند بخونند :)
    ما شا الله تعداد سوالها زیاده و ما شا الله چونه ی منم گرمه



    9. چی شد که قبول کردی مدیر تالار بشی؟

    اینطور شد که یکروز دیدم مدیر همدردی پیغام داده و پیشنهاد داد که به جمع مدیران اضافه بشم.
    اون زمان من مشغول پروژه پایان نامه ام بودم و در اصل نباید زیاد وقتم رو توی همدردی می گذروندم. ولی با خودم گفتم حیف هست که این موقعیت رو از دست بدهم. به هر حال من وقت زیادی برای همدردی می گذاشتم و اون موقع هم تا اونجا که در توانم بود به مدیریت تالار کمک می کردم.
    از اینکه مدیر همدردی به من چنین اعتمادی کرد خیلی خوشحال شدم و پذیرفتم.


    10. اگه الان دوباره می خواستی برای مدیر شدن تصمیم گیری کنی قبول می کردی؟

    اینجا شاید تنها یک سایت مجازی باشه. مدیریت در اینجا با مدیریت در دنیای واقعی شاید قابل مقایسه نباشه. ولی واقعیت اینه که برای من یک تجربه ارزنده بوده و خیلی چیزها رو به من آموخته.
    برای همین قبول می کردم. فقط یک نکته ای رو هم بگم. اینقدر که توی این چند ماه مدیریتم در تالار از طریق پیام خصوصی و ایمیل فحش خوردم، تو عمرم نخورده بودم ولی واقعیتش اینه که تنها از یک تعداد انگشت شمار بدرفتاری دیدم و خوشحالم که در تالار همه با هم رابطه ی خوب و سازنده ای داریم و اکثراً اگر هم کدورتی باشه بالاخره به یک طریقی برطرف می کنیم.


    11. مدیر شدن مزیتی هم داره؟

    مزیت اصلیش همین تجربه ی ارزنده ای هست که آدم به دست میاره. مزیت دیگه اش برای من این بود که از مدیر همدردی و بقیه مدیران تالار در تصمیماتم برای تالار کمک بگیرم و به خصوص تونستم از مدیر همدردی چیزهای زیادی بیاموزم.


    12. به نظرت چرا تعداد دانشجوهای کامپیوتر و مهندس های کامپیوتر توی تالار زیاده؟

    به هر حال کسانی که در اینجا هستند باید کاربران اینترنت باشند و به کامپیوتر آشنا باشند. و همینطور اکثر کسانی که اینجا هستند جوان هستند. و کلاً تعداد دانشجویان کامپیوتر توی ایران کم نیست. پس این 3 تا فاکتور رو که در نظر بگیری، طبیعیه که تعداد دانشجویان کامپیوتر که در همدردی هستند زیادتر از بقیه رشته ها باشه.


    13. اگه می تونستی دوباره رشته ات را انتخاب کنی بازم همین رشته را انتخاب می کردی؟

    دوباره که چه عرض کنم، 100 بار دیگه هم این رشته رو انتخاب می کردم :)
    از رشته ام و کارم لذت می برم! این برام مهمه که من الآن خوشحالم که فردا قراره برم سر کار!
    من می تونستم برم شروع کنم پزشکی بخونم. ولی بعید می دونم که در اون رشته موفق می شدم! چون علاقه ای بهش نداشتم.


    14. تالار قدیما که تاپیک های سرگرمی اش بیشتر بود و یه سری محدودیت ها نداشت را با الان مقایسه کن. معایب و مزایا

    البته توی این 1-2 سالی که من اینجا بودم به نظرم تالار از لحاظ تاپیک های سرگرمی تغییر خاصی نکرده. قبلاً صندلی داغ بود، الآن هم هست! تاپیک آلاچیق هم که پرطرفداره! تاپیک های طنز و غیره هم هست. البته اینها رو من مثبت می بینم. فقط مهم اینه که هدف اصلی تالار که مشاوره هست رو فراموش نکنیم. همه باید کمک کنیم تا تالار کیفیتش بیشتر بشه.


    15. مدیریت تالار و کلا حضور در تالار تاثیری روی شغلت داشته؟ چه جوری می تونی خودت را کنترل کنی توی محل کار به تالار سر نزنی؟

    خودم هم فکرش رو نمی کردم. ولی واقعیتش اینه که توی مدت زمان کارم به همدردی فکر نمی کنم. ولی صبح در مسیر دانشگاه و عصر در مسیر خانه با موبایلم همدردی رو چک می کنم و یک نگاهی به تاپیک ها می اندازم.


    16. اگه الان بخوای کاربری را به مدیریت انتخاب کنی اون کیه؟

    یکی از کاربران هست که فکر کنم یکبار هم بهش پیشنهاد دادم که کمک کارشناس بشه. و اگر مدیر همدردی روزی نظر من رو جویا بشه، نظر مثبت در رابطه با ایشون رو به مدیر منتقل خواهم کرد.



    17. تا حالا شده احساس تنهایی شدید بکنی؟ حتی در حضور دیگران؟

    بله. به خصوص در جمعی که احساس کنم با من تفاوت دارند احساس تنهایی می کنم. فکر می کنم من گاهی در جمع بیشتر احساس تنهایی می کنم تا در تنهایی! :)
    در اصل این نرمال نیست!


    18. وقتی که دلت برای درددل با یه دوست تنگ می شه چیکار می کنی؟

    زنگ می زنم به دوستم باهاش درد دل می کنم.
    یا با خواهرم.


    19. زندگی مجردی مزیتی هم داره؟

    آره خب. به هر حال در زمان متاهلی مسئولیت زیادی روی دوش آدم هست. در دوران مجردی آدم معمولاً اختیارش دست خودشه و وقتش خیلی آزادتره و راحت تر می تونه به علاقه هاش برسه.



    20. توی جلسه ی اول خواستگاری یه لیست بلند بالا از سوالات می پرسی یا جلسه اول به کلیات اکتفا می کنی؟


    تا به حال فقط 2 مورد خواستگاری بوده. ولی کلاً در جلسه اول به کلیات اکتفا می کنم. حتی ترجیح می دهم راجع به همه کلیات هم صحبت نکنم. بلکه به نظرم جلسه اول همین "صحبت کردن" و آشنا شدن مهم هست. باید یکم آدم با هم آشنا بشه و ببینه اصلاً از حرف زدن همدیگه خوشش میاد یا نه و بعد میشه شروع کرد به مطرح کردن مسائل.


    21. اهل کتابخوانی هستی؟ کتاب های ادبیات داستانی می خونی؟ فلسفی؟ مذهبی؟ تاریخی؟ چند تا از آخرین کتاب هایی که خوندی؟

    حقیقتش کتاب زیاد خوندم. ولی در دوران دانشجویی اینقدر مجبور بودم کتاب های درسی و مقاله های علمی بخونم که دیگه کمتر حوصله ی کتاب متفرقه می کنم. از کتابهای ادبی: دیوان حافظ رو خیلیش رو خوندم. کلیله دمنه رو هم نصفه نیمه خوندم. همینطور قسمت هایی از تذکره اولیا و منطق الطیر عطار.
    در نوجوانی خیلی رمان های مودب پور رو خوندم و همینطور یک سری دیگه رمان توی این سبک.
    چند تا کتاب هوشنگ مرادی کرمانی رو خوندم.
    بامداد خمار و شب سراب رو هم خوندم! راستی می دونستید بامداد خمار به زبان های خارجی هم ترجمه شده؟ مامانم یک نسخه اش رو به دوستش کادو داد.
    کتاب آموزش پیش از ازدواج که در تالار معرفی شد رو هم نصفش رو خوندم و بقیه اش هنوز مونده.
    من کلاً استاد کتاب نصفه خوندنم!!!
    الآن هم کتاب هوش هیجانی که در تالار معرفی شد بالا سر تختمه.
    یک سری کتاب ادبی خارجی رو هم در دوران مدرسه باید می خوندیم.


    22. یه کتاب که به بچه مثبت توصیه می کنی بخونه؟

    این هوش هیجانی از travis bradberry رو من تازه شروع کردم. ولی به نظر می رسه کتاب خوبی باشه. اگر قصد ازدواج داری همین کتاب آموزش پیش از ازدواج هم خیلی خوب بود.


    23. یه آیه از قرآن که خیلی تکانت داده؟

    همه آیه های قرآن قشنگ هستند.
    الآن یاد این آیه افتادم:

    (همچنین) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلّف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حدّ که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ (حتّی) در وجود خویش، جایی برای خود نمی‌یافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهی از خدا جز بسوی او نیست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است! (توبه ۱۱۸)


    24. یه فرصت توی زندگی که از دست دادی و براش حسرت می خوری؟

    خدا رو شکر فکر می کنم تا به حال فرصت خاصی رو از دست ندادم که برایش حسرت بخورم.


    25. می گن امام زمان وقتی ظهور می کنه مثل اینه که دین جدیدی آورده تا الان به این فکر کردی که چه چیزهایی می تونه اشتباه باشه؟

    من فکر می کنم ما زیادی از قرآن دور شدیم...
    فکر می کنم او ما رو به قرآن دعوت خواهد کرد.


    26. نظرت در مورد این جمله از دعای عهد چیه؟ «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا»

    ان شا الله اون روزی نزدیکه که همه ما راه درست رو پیدا کنیم و صلح و آرامش به دنیا بیاد. امیدوارم وقتی راه راست رو پیدا کنیم که دیر نشده باشه.


    با تشکر از سوالهای خوب شما.
    از وقتی که گذاشتی ممنونم.

    شاد باشی.


  6. 10 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 17 مرداد 91)

  7. #134
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام مجدد

    من سوالای خودمو به صورت یک امتحان عنوان میکنم.یک امتحان تاریخ 20 نمره ای.

    124 هزار پیامبر را با رسم شکل توضیح دهید (1 نمره)

    آقا محمد خان قاجار را فقط نام ببرید (7نمره)

    نادرشاه چیست و چرا؟ (10 نمره)

    باتشکر (2 نمره)

  8. 5 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    راحیل خانوم (دوشنبه 16 مرداد 91)

  9. #135
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    اول ممنون از جواب هات. اما در قسمت دوم سوالات!
    1. چرا سعی می کنی توی فضای مجازی با کسی صمیمی نشی؟ مگه چه اشکالی داره صمیمی شدن؟
    2. اون یه هفته ای که به خاطر حرف بزرگ اول اسمت نمی تونستی وارد تالار بشی چه احساسی داشتی؟
    3. دوست داری با کسی از اعضای تالار حضوری دیدار داشته باشی؟ مثلا آقای سنگتراشان؟
    4. به نظرت حضور در همدردی چه آفاتی می تونه داشته باشه؟ برای در امان موندن از این آفات چی کار می کنی؟
    5. فکر میکنی پس از ازدواج همچنان به حضور در تالار ادامه بدی؟
    6. خودت را معتاد به اینترنت می دونی؟ به نظرت می تونه روی زندگی مشترکت تاثیر منفی بگذاره؟
    7. فکر می کنی ممکنه به همسرت همدردی را معرفی کنی؟
    8. ممکنه موضوع کلی پروژه ی تحقیقاتیت را بگی ؟ ( اگه مشکلی نیست)
    9. من شنیدم دکترای Research based امکان تدریس در دانشگاه را نداره. این درسته؟ معمولا این دکتراهای research based توی چه شغل هایی مشغول به کار می شن؟
    10. آیا قبول داری که توی رشته ی کامپیوتر به علت سرعت فوق العاده پیشرفت و ورود نیروهای تازه نفس به بازار کامپیوتر امکان این که همیشه بتونی توی اوج بمونی و رقابت کنی نیست ؟ آیا این موضوع اونجا هم نمود داره؟ این که کسی که برنامه نویسه نتونه به 10 -15 سال دیگه ی خودش مطمئن باشه ؟ اگه این دغدغه اونجا هم معنی داره راه حل خودت چی بوده؟ کلا امنیت شغلی رشته ی کامپیوتر توی کشور شما چقدره؟ ( برای کسی که در حال حاضر آدم موفقیه )
    بازم فعلا همین! ممنون از پاسخ هات

  10. 4 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (دوشنبه 16 مرداد 91)

  11. #136
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام!

    به خاطر فاصله ای که در جواب دادن ها افتاد عذر می خواهم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ایوب
    سلام،

    طاعاتتون قبول باشه،

    اگه لطف کنین و جواب دهید ممنون می شم.

    این جوری که من در اطرافم دیدم، یه خانواده ی خواستگار که هنوز با خانواده ی عروس آشنا نیست و بار اول تماس می گیره، چارتا سوال زیر رو می پرسه و بر اساس جواب های این سوال ها، تصمیم می گیره که صحبت رو برای امور بعدی ادامه بده یا نه! و اما این سوال ها:

    - شغل پدر خانواده
    - تعداد فرزندان
    - محل سکونت خانواده
    - اصالت خانواده (این که اهل کدام شهر هستند)


    سوالات مهمی هستند اما نظر hamed65 در مورده این سوال ها و چرا معیارهای مهمی برای بعضی ها هستش رو می خوایم بدونیم. مثلاً تعداد فرزندان 5 تا باشه با 2 تا باشه چه فرقی داره از دید شما؟ اگه می شه نظرتون رو برای هر کدوم از این چهار معیار جداگونه شرح بدید لطفاً.

    موفق باشید.

    سلام ایوب عزیز،

    نماز روزه های شما هم قبول باشه.

    سوال سختی کردید. نمی دونم من شخص مناسبی برای پاسخ به این سوال باشم یا نه! تنها نظر خودم رو می گم.

    در نگاه اول به نظرم همه اینها مسائل مهمی هستند که باید در دوران شناخت بررسی بشوند.
    شغل پدر خانواده در سطح مالی و فرهنگی خانواده تاثیر دارد و باید بررسی شود که خانواده دختر و پسر از این نظر با هم هماهنگ باشند.
    تعداد فرزندان در شرایط یک خانواده تاثیر دارد. ولی معمولاً شرایط خانواده ای که 10 فرزند دارند با خانواده ای که 1-2 فرزند دارند متفاوت است. البته این بستگی به وضع مالی و توانایی های پدر مادر هم دارد. شاید یک پدر مادر از پس 2 تا فرزند هم بر نیایند و شاید یک پدر مادر بتوانند 5 فرزند رو به خوبی اداره کنند. شاید برای شخصی این مسئله مهم باشد، شاید هم نباشد. ورود به یک خانواده ای که فرزندان زیاد دارد، ورود به یک خانواده شلوغ هست و شاید نیاز به این باشد که شخصی که وارد این خانواده می شود توانایی برقراری ارتباط بین اعضای پر تعداد خانواده همسرش رو داشته باشد و حاضر باشد وقت بیشتری رو صرف این کار کند.
    محل سکونت در ایران سطح مالی خانواده رو تا حدی نشان می دهد. همانطور که گفتم به نظرم باید بین خانواده ها هماهنگی باشد. همینطور اینکه اگر محل سکونت ها از هم خیلی فاصله داشته باشد، رفت و آمدها سخت می شود.
    اصالت خانواده ها به نظرم مسئله ی مهمی هست و عدم هماهنگی و تفاوت های فرهنگی می تواند باعث مشکلات زیادی در زندگی بشود.

    به نظرم همه اینها مهم هستند و باید بررسی بشوند.

    ولی اینکه این چهار سوال قبل از دیدار و تلفنی پرسیده می شوند به نظرم جالب نیست! تصور من این هست که احتمالاً یک نگاه و طرز فکر مادی گرایانه هم پشت این سوالها هست. البته شرایط جامعه طوری هست که پول نقش مهمی رو بازی می کند و شاید لازم هست که چنین سوالهایی بپرسند! نمی دونم!

    از سوال سخت شما متشکرم! :)

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    سلامی دوباره؛
    سلام آقا آرش!


    1- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟

    واقعاً!!
    خب گاهی انسان به عواقب کارش فکر نمی کنه و همه جوانب رو درست نمی سنجه و آخرش پشیمون میشه. البته همین که پشیمون میشه هم باز خوبه و خیلی مواقع جای جبران هست!


    2- یه لطیفه تغریف کردی که شاید قدیمی بود ولی بامزه بود حالا بی مزه ترین لطیفه ایی که شنیدی رو تعریف کن

    معمولاً لطیفه های اینوری ها برای ما زیاد با مزه نیست. یک لطیفه ای دیروز خوندم، ترجمه اش تقریباً اینطوری میشه:

    مردی با زنش قدم می زدند. مرد بی حال و خسته توی افکار خودش بود. دید که از رو به رو یک مرد و یک زن دیگه دارند قدم زنان میان. اون مرد زشت و قد کوتاه بود و زنش زیبا. مرد با خودش گفت که: نمی دونم چرا همه زنهای زیبا با مردهای زشت ازدواج می کنند!
    زن خودش صدایش رو شنید و گفت: اوه عزیزم! می خوای دل من رو به دست بیاری؟! :)
    (زنش فکر کرده بود شوهرش خطاب به خودشون این حرف رو زده).

    دیدید چه بی مزه بود؟! :)
    البته من هم بد تعریف کردم.


    3- تو المپیک چند تا مدال میگیریم؟

    4 مدال طلا گرفتیم که واقعاً جای تبریک داره!
    کشتی آزاد هم که مونده. امیدوارم اونجا هم حداقل یک طلا بگیریم. البته حداقل ها! :)


    4- چرا میگه مشکی رنگ عشقه؟

    فکر کنم رضا صادقی در این باره به اندازه کافی توضیح داده!


    5- میتونی ده نفر از تاثیر گذار ترین افراد در زندگیتو نام ببری؟نام ببر.

    پدرم، مادرم، خواهرم، یکی از فامیل هامون،
    حافظ

    سوال سختی هست ها!!! جالب بود! باید رویش بیشتر فکر کنم.


    6- غم چه رنگیه؟

    آدم غمگین که باشه همه رنگها غمگینه!
    ولی بیشتر رنگ های تیره رو غمگین می دونم.
    هر چند که هر رنگی زیبایی خودش رو داره.


    7- شادی چه رنگیه؟( شادی به معنای خوشی نه خانم bahar.shadi)

    رنگهایی که تو فصل بهار می بینیم شادم می کنه. مخصوصاً اون سبز روشنی که توی بهار هست. یا سفیدی شکوفه ها... رنگهای مختلف گلها...


    8- اگه بتونی برگردی به دوران گذشته به کدوم دوره بر میگردی؟

    من خیلی دوست دارم یکبار دیگه اون حس کودکی رو تجربه کنم. اون بی غمی و شادی هایی که تجربه می کردم. من واقعاً چقدر خوشحال می شدم!!! اون هیجاناتی که در من بود. الآن دیگه نمیشه! الآن باید "آدم بزرگ" باشم...!


    9- اگه همین الان یکی زنگ در خونتونو بزنه دوست داری کی پشت در باشه؟

    مادربزرگم.


    10- تو حموم آواز میخونی؟

    از آواز رده! چه چه هم می زنم!


    11- کلا چند بیت شعر حفظی؟

    تعدادش رو نمی دونم، ولی نسبتاً زیاد.


    12- اگر به همراه چند نفر و یک نوزاد از دست سربازان دشمن در جایی مخفی شده باشید ( اگر سربازان شما را پیدا کنند بی شک همه را میکشند) و نوزاد شروع به گریه کند آیا نوزاد را برای حفظ جان بقیه میکشید؟

    البته به نظرم آدم باید توی اون موقعیت قرار بگیره. آدم خودش رو وقتی نشون میده که تو شرایط سخت قرار بگیره. و گاهی هم آدم تحت شرایط سخت اصلاً فکرش از کار می افته و اون وقت میشه همون که شما گفتی "چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی".
    ولی الآن که روی صندلی نشستم و فکرم باز هست از خدا می خوام کمک کنه تحت هیچ شرایطی جان بی گناهی رو نگیرم و این گناه بزرگ رو مرتکب نشم. حتی اگه به قیمت از دست دادن جان خودم تمام بشه.


    13- بیگ بنگ چیه؟

    انفجار عظیم که اینطور که از نظر علمی ثابت شده خلق جهانی که ما می بینیم با این انفجار شروع شده.


    14- چه مزه ایی رو دوست داری؟(ترش، شیرین، شور، تلخ؟)

    ترشی زیاد رو دوست ندارم.
    تلخی رو هم دوست ندارم. البته یک مدل شکلات های تلخی هستند که بدم نمیاد. ولی مثلاً از بادوم تلخ بدم میاد.
    شیرینی رو دوست دارم ولی نه در غذا. مثلاً شیرین پلو و آلبالو پلو اصلاً دوست ندارم.

    در مجموع شاید به جز تلخی بقیه مزه ها رو اگر بیش از حد نشن دوست دارم.


    15- آخرین بار کی از ته دل خندیدی؟چرا؟

    چه سوال خوبی. من کلاً زیاد می خندم. مثلاً همین امروز خیلی با دوستم خندیدیم.
    یا دو سه روز پیش سحر که اذان شد، من و مادرم گفتیم "دیگه تموم شد" (منظور فرصت خوردن بود) که باعث شد هر دو کلی بخندیم :)
    ولی اون خنده از ته دل رو یادم نمیاد. یعنی یه خنده ای که آدم اصلاً دلش درد بگیره :)
    البته چنین خنده ای به همین راحتی ها هم نیست! تو زمان بچگی راحت بود! می گم که، دوست دارم به بچگی برگردم...


    از سوال های شما متشکرم و در این شب قدر از خداوند می خوام که در شرایط سخت زندگی شما رو یاری کند.

  12. 9 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 21 مرداد 91)

  13. #137
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام جناب حامد

    با کمال ادب و احترام سوال ها را جواب بدهید:

    چه غذایی را بلدید درست کنید؟

    یک پیشنهاد سازنده برای تالار؟

    بهترین هدیه ای که تا حالا گرفتید؟

    بهترین تصمیمی که گرفتید و هر وقت فکرش میکنید راضی هستید از این تصمیم؟

    جدیدترین فیلمی که دیدید؟

    اگه بروید مکه اولین دعایی که میکنید؟

    آیا به عبادت علاقمندید؟اگه آره چرا؟

    تعریف جوانی از نظر شما چیه؟

    خسیس هستید یا ولخرج یا چی؟

    آیا به سرنوشت اعتقاد دارید؟

    آیا عصبانی اصلا میشید(از نظر من هیچگاه عصبانی نمیشید)؟در عصبانیت چکار میکنید؟

    آیا چرا تو زندگیتون پیش آمده که جوابی براش نیابید؟

    چه فصلی رو دوست دارید؟

    آیا میدونید چقدر برای تالار مفید هستید؟(این یادآوری بود)

    منطقی ترین فرد تو تالار از نظر شما؟

    تاثير گذارترين مقاله اي كه در همدردي خوندي؟

    و آخرین سوال هدف شما از زندگی؟

    جا داره همین جا از شما مدیر با ارزش همدردی تشکر ویژه کنم حرف ندارید!!

    پیشاپیش از پاسختون متشکرم

    نماز و روزه شما قبول و ممنون از وقتی که میگذارید


  14. 6 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    ویدا@ (جمعه 20 مرداد 91)

  15. #138
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام،

    پاسخ سوالات omid65:


    1-چی شد که ناظم انجمن شدی ؟

    در پاسخ هایی که به سوالات بچه مثبت دادم، این سوال رو هم پاسخ دادم.
    اگه بخوام دوباره بگم، خواندنش برای دوستان خسته کننده می شه.


    2-اونجا که هستی به نظرت پسر دخترهای اونجا شادترن یا اینور ما ؟

    البته این مسئله ی خیلی پیچیده ای هست که باید جامعه شناس ها راجع بهش صحبت کنند. خب شرایط زندگی برای پسر دخترها اینجا راحت تره و جوان ها خیلی کمتر با مشکلات مالی مواجه هستند. مشخص هست که اگر شرایط زندگیت بهتر باشه، شادتر هم هستی. ولی مسئله ی دیگه ای که من می بینم اینه که دختر و پسرهای اینجا خیلی کم توقع تر هستند و برای همین هم کمتر غم و غصه می خورند. خیلی از ما ایرانی ها انتظارات بیش از حد از پدر مادرهامون داریم. یک مثال کوچک: من اینجا هیچ کس رو نمی شناسم که پدر مادرش براش ماشین خریده باشند!! و اکثر جوون ها در سن 18 تا 22 سالگی مستقل می شن. این مستقل شدن معمولاً یعنی اینکه با 3-4 نفر دیگه یک آپارتمان کوچک رو اجاره می کنند و با هم زندگی می کنند. و اونهایی که وضع مالیشون بهتر هست تنهایی یک آپارتمان 30-40 متری کرایه می کنند. وسایل خونه هم معمولاً خیلی ساده. پولش از کجا میاد؟ اگه دانشجو باشی دولت بهت یک مقدار پول میده. ولی با این حال همه کار می کنند، وگرنه که نمیشه. و اگر هم دانشجو نباشی (که اکثراً هم اینطور هست) باید خودشون خرجشون رو در بیارن. کار هم در این سن اکثراً یعنی گارسون بودن یا فروشندگی یا کارهایی از این قبیل. اینجا اگر جوونی خدمت کار یک رستوران هست، معنیش این نیست که پدر مادرش پول ندارند. بلکه معنیش این هست که می خواهد مستقل باشد. چیزی که بعید می دونم تو ایران ببینیم.

    حداقل در فامیل خودمون می بینم که انتظارات خیلی بالاست. حتماً همه باید ماشین داشته باشند و خونه و آپارتمان خوب داشته باشند و وسایل خونه شون بهترین باشه وگرنه آبروشون میره و ...
    خب ما اینقدر خودمون رو مشغول یک مسائلی می کنیم و یک چیزهایی رو برای خودمون بیش از حد مهم می کنیم و غم و غصه برای خودمون درست می کنیم که دیگه شادی نمی مونه.

    البته شاید هم طرز فکر من اشتباه هست. در مجموع فکر می کنم اگر جوون ها اینجا شادتر هستند، یک دلیلش شرایط بهتر اینجا هست، و یک دلیلش طرز فکرشون هست. شاید اگر ما هم طرز فکرمون رو تغییر بدیم، شرایطمون هم بهتر بشه.

    من نمی خوام بگم خارجی ها خوبن و ما بدیم. بالهای صداقت یک تاپیکی ایجاد کرده بود که به انجمن آزاد منتقل شد. یک پیامی درش بود که من باهاش موافقم. توی ایران به نظرم یک جوی حاکم شده (حداقل مردمی که از طریق ماهواره با غرب آشنا شدند) که ناامیدی رو بین جوون ها آورده و یک زندگی رویایی در غرب رو تصور می کنند و این باعث شده شرایط خودشون رو خیلی بدتر از واقعیت تصور کنند و خودشون رو با شخصیت های ساختگی تلویزیونی مقایسه کنند. اگر به یک خودباوری برسیم و همینطور انتظاراتمون رو به واقعیت نزدیک کنیم و برنامه مشخص برای زندگیمون داشته باشیم، می توانیم خیلی خیلی شادتر غربی ها باشیم.

    به هر حال شاید من هم فرد مناسبی برای پاسخ دادن این سوال نباشم، چون به اون صورت توی ایران زندگی نکردم و شرایط رو فقط سالی یکبار می بینم.


    3-اگه نماز می خونی ، شده اونا ببین ، تعجب کنن یا نه ؟ و روزه .

    اینکه روزه چطور هست رو که تعریف کردم.
    در مورد نماز در حال حاضر یک اتاقی هست در دانشگاه که اونجا نماز می خونم و کسی باخبر نیست.
    ولی در ترم های اول مجبور بودم با چند نفر از مسلمون های کشورهای دیگه در یک رختکن نماز بخونم. هر کسی هم که از اونجا رد می شد می تونست ما رو ببینه. یک نگاه می کرد و می رفت.
    2 روز پیش دیدم یک دختری توی اتوبوس به صورت نشسته نماز می خونه. سرش رو بالا پایین می کرد. متوجه شدم که 2-3 نفر با تعجب نگاهش می کنند. حالا نمی دونم چه فکری می کردند، ولی برایشون عجیبه. مگه اینکه با دین اسلام آشنا باشند و بدونند که این حرکاتی که این فرد انجام میده، نماز هست.


    از سوال های شما ممنونم.

    پاسخ سوالات راحیل خانم


    نقل قول نوشته اصلی توسط راحیل خانوم
    سلام مجدد

    من سوالای خودمو به صورت یک امتحان عنوان میکنم.یک امتحان تاریخ 20 نمره ای.
    سلام، چه امتحان سختی :)


    124 هزار پیامبر را با رسم شکل توضیح دهید (1 نمره)

    جوابش رو نمی دونم. ولی چون گفتی "پیامبر" یاد یک چیزی افتادم که امروز دیدم و خیلی جالب بود!!!
    توی ایستگاه های مترو اینجا تابلو های تبلیغاتی بزرگ هست. امروز دیدم روی یکیش یک پلاکارد بزرگ نصب شده که نوشته: خنده یک صدقه است - حضرت محمد (ص)
    جالب بود! معمولاً در اینجا اجازه نمی دهند تبلیغ مثبت از اسلام بشه.


    آقا محمد خان قاجار را فقط نام ببرید (7نمره)

    7 نمره فقط به خاطر نام بردن؟!
    نمره دهی رو باید بازنگری کنید :)


    نادرشاه چیست و چرا؟ (10 نمره)

    یکی از پادشاهان ایران است.
    چون توانست از سد رقیبان بگذره و به سلطنت برسه.
    آخه چی بگم؟!

    باتشکر (2 نمره)

    منم واقعاً متشکرم! :)

  16. 6 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 21 مرداد 91)

  17. #139
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم


    سلام بر بزرگ مرد تالار جناب آقای حامد خان .
    بسیار خرسند گشتیم که فرصتی پیش آمد برای جیز کردن و سوزاندن شما

    البته ببخشید هاااا ولی قانون صندلی داغ همینه ...
    من نتونستم از اول صندلی داغ با شما باشم پس اگر سوالی رو تکراری پرسیدم به بزرگی خودتون ببخشید ..

    این هم سوالات من که بدون اونها صندلی داغ صفایی نداره

    1- یه آرزو کن که محال نباشه ولی زیاد دم دست هم نباشه:

    2 -آیا رشته تخصصی شما با استعدا های درونی شما متناسب هست؟

    3- تا حالا نقاشی کشیدید؟ یا شعر گفته اید؟ آیا عکاس خوبی هستید؟ رابطه قلبی شما با هنر چگونه است؟

    4- ملاک های انتخاب همسر از دیدگاه شما چی بود ؟

    5- بهتر بودن را در چه چیز یا چیز هایی می بینید؟ برترین انسان از دید شما چه کسی هست؟

    6- بدترین یا درناک ترین صحنه فیلمی که دیده اید چه بود؟ تعریف کنید.

    7- بهترین یا زیبا ترین صحنه فیلمی که دیده اید چه بود؟ تعریف کنید.

    8- تفاوت عشق و محبت را چطور تعریف میکنید؟ ایا اصلا تفاوتی دارند؟

    9- تفاوت تعصب با غیرت در چیست؟

    10- سطح علمی چقدر بر روی آگاهی و برخورد ها در همه زمینه ها تاثیر گذار است؟ مثالی بزنید.

    11- آدم های بدبین از نظر شما چه کسانی هستند؟ و از نظر شما چرا بدبینی و سوء ظن در افراد بوجود می آید؟

    12- تا چه حد درون افراد را میتوانید ببینید؟

    13- بهترین همدم تنهایی ات؟ بدترین دوستی که تا حالا داشتی؟

    14- چه درخت هایی در باغچه حیاطتون دارید؟ یا چه گل هایی رو دوست دارید ؟

    15- تا به حال کسی را رنجانده اید یا کسی شما را رنجانده؟ یا چه چیزی برای شما آزار دهنده هست؟

    16- بهترین سفری که داشته اید به کجا بوده؟

    17- خلیج فارس یا خزر؟ به کدومشون دست زدی؟ کدومشون پر رنگ تر هست؟

    18- مشورت میکنید یا همیشه فکر خود را جلو دار میکنید؟ در چه مواردی فکر خود را بر مشورت ارجحیت میدهید؟

    19- جلوی آینه با خودتون حرف میزنین؟ چرا؟

    20- از چه قشری ( افرادی) در جامعه متنفر هستید؟

    21- ترس رو چه چیزی تعریف میکنید؟ آیا ترس با حقارت رابطه ایی دارد؟ از چه چیزی می ترسید؟

    22- حقیقت چیست؟ واقعیت چیست؟

    23- آیا تا حالا سوار اسب شده اید؟

    24- بزرگترین یا بهترین کاری که تا حالا انجام داده اید چه بوده؟

    25- از نظر شما علت و ریشه بوجود آمدن فقر چیست؟ اگر قدرتی داشتید می توانستید این مشکل را حل کنید؟

    26 -یه جوک خیلی توپ و باحال بگو:

    27 - جمع کن و حسابگری یا ولخرجی؟ چرا؟

    28- فرض کن آینده است و الان همه چیز عالی و روبراهه ، الان دامادت رو بیشتر دوست داری یا عروست رو؟

    29- پدر زن خوبی میشی یا پدر شوهر خوبی!!

    30- تاحالا شده خواب بد ببینی؟ بعدش چی شد؟ چرا؟

    31- گریه کردی؟ آخرین بار؟ اولین بار؟ وسطاش رو هم بگو دیگه:

    32- عشق رو تو نیم خط تعریف کن:

    33- فایده ناظر چیه؟ چه کار مثبتی می کنه؟

    34- دوست داشتی جای کی بودی؟

    35- دوست داشتی چیکاره بودی؟

    36- اگر مي تونستيد عصاي جادويي را تكان دهيد و به آنچه مي خواهيد برسيد چه آرزويي مي كردي ؟

    37- دلتون ميخواد اطرافیان شما رو با چه صفتی بشناسن؟

    38 -سوالی که توی زندگی هنوز جوابی رو براش پیدا نکردید؟

    39- یک نصیحت به من !

    40 - سوالی که دوست داشتی ازت بپرسند و نپرسیدن رو با جواب بنویس !

    به خاطر وقتی که گذاشتید و نشستید روی صندلی از شما متشکرم .
    برایتان ارزوی موفقیت دارم
    .

  18. 4 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    چشمک (شنبه 21 مرداد 91)

  19. #140
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام دوباره،

    من هفته دیگه مسافرت هستم. البته ظاهراً دسترسی به اینترنت خواهم داشت و شاید به همدردی هم سر بزنم، ولی نمی تونم به سوالات صندلی داغ پاسخ بدم. برای همین فقط تا یکشنبه امکان پاسخ گویی دارم. الآن هم دیدم که خانم چشمک یک طومار طولانی تهیه کردند که من باید پاسخ بدم
    امیدوارم برسم پاسخ بدم.

    پاسخ به سوالات بچه مثبت:



    1. چرا سعی می کنی توی فضای مجازی با کسی صمیمی نشی؟ مگه چه اشکالی داره صمیمی شدن؟

    من از سن 15 سالگی تا سن 20 سالگی به خصوص چون از ایرانی ها دور افتاده بودم، خیلی به چت پناه برده بودم. توی چت روم های مختلف با ایرانی ها چت می کردم و خیلی دوستان اینترنتی داشتم. و وقتی ایران اومدم، 2 بار شد که همه بچه های اون چت روم جایی قرار گذاشتند که همدیگر رو ببینیم و من هم رفتم. من نمی خواهم به کسانی که چت می کنند، توهین کنم. ولی بیشترشون آدمهای عجیب غریبی بودند و بدتر از اینکه یک سری پسرهای 30 ساله ناجور هم اومده بودند قاطی ماها که 16-17 ساله بودیم و حالا فکر می کنم که چقدر خدا به ما رحم کرده بود. بماند که اونجا که جمع بودیم (تو یک پارکی بود) یک دفعه چند تا لات اومدند و یکیشون دستش یک چاقو که چه عرض کنم، یک قمه بزرگ بود!! ولی بعداً فهمید که ما اونهایی نیستیم که دنبالشون می گرده! نمی دونم کی رو می خواست بکشه.

    و جدا از اینها، با کسان دیگری هم از طریق چت آشنا شدم و دیدار حضوری داشتم. کسانی هم بودند که آدم های بدی نبودند. ولی شاید بین بیشتر از 100 دوست اینترنتی که در طول 4-5 سال باهاشون آشنا شدم و با چند نفرشون هم ديدار حضوري داشتم، فقط 1 نفر بود که به درد دوستی می خورد. پسر خیلی خوبی هم بود. ولی واقعیتش این بود که ما فقط می تونستیم توی چت برای هم دوستان خوبی باشیم. چون در دیدارهای حضوری مشخص شد که از نظر فرهنگی خیلی با هم فرق داریم و تفاوت هایی هست که آدم هیچ وقت توی چت متوجه شون نمی تونه بشه. برای همین هم من فکر می کنم چند سال روزی چند ساعت از عمر با ارزشم رو پای یک سری رابطه هایی گذاشتم که آخرش هیچ فایده ای برام نداشتند و حتی من رو در خطر هم قرار دادند.

    2. اون یه هفته ای که به خاطر حرف بزرگ اول اسمت نمی تونستی وارد تالار بشی چه احساسی داشتی؟

    به تالار اعتیاد داشتم دیگه. راستش رو بگم می ترسیدم که دیگه نتونم با آی دی خودم آنلاین بشم.
    خیلی هم برای به دست آوردن رتبه هام تلاش کرده بودم و وقت گذاشته بودم و اگه می گفتند باید یک آی دی دیگه درست کنی، حالم گرفته میشد.


    3. دوست داری با کسی از اعضای تالار حضوری دیدار داشته باشی؟ مثلا آقای مدیرهمدردی؟

    من دیگه مایل نیستم با کسی که آنلاین باهاش آشنا شدم دیدار داشته باشم. و حتی دوست اینترنتی هم سالهاست که ندارم و با همه قطع رابطه کردم. البته جو اينجا و اعضايي كه اينجا هستند قابل مقايسه با چت روم هايي كه گفتم نيست و من از اعضاي اينجا خيلي چيزها ياد گرفتم. با اين حال ترجيح مي دهم رابطه ام با اعضا فقط در تاپيك هاي عمومي باشد. با هیچ کدوم از اعضای همدردی هم خارج از تالار همدردی (ایمیل یا مسنجر) ارتباط ندارم. و از طریق پیام خصوصی هم رابطه ام با اعضا خیلی محدود است.


    4. به نظرت حضور در همدردی چه آفاتی می تونه داشته باشه؟ برای در امان موندن از این آفات چی کار می کنی؟

    همدردی یک جورهایی مثل یک کلینیک می مونه. هر روز تاپیک داریم که آدم ها از غم و غصه هایشون می گن. خیانت، دروغ، بی رحمی ها و هزار جور مشکلات دیگه. آدم باید حواسش باشه تاثیر بد نگذاره. به نظرم نباید آدم هی سعی کنه دردهای طرف رو حس کنه. چون رو خود آدم تاثیر بد می گذاره.
    من خودم سعی می کنم طرف تاپیک های خیانت نرم و کارهای این تاپیک ها رو می اندازم گردن بقیه مدیران :)


    5. فکر میکنی پس از ازدواج همچنان به حضور در تالار ادامه بدی؟

    نمی دونم.

    6. خودت را معتاد به اینترنت می دونی؟ به نظرت می تونه روی زندگی مشترکت تاثیر منفی بگذاره؟

    نه. نیستم. من به خاطر کارم خیلی زیاد از کامپیوتر و اینترنت استفاده می کنم. مدت زمان فعالیتم در همدردی رو هم سعی می کنم روزی نیم ساعت تا یک ساعت باشه. البته در چند وقت اخیر به خاطر صندلی داغ بیشتر شد.
    آدم وقتی معتاد به یک چیزی هست که در اصل نخواهد طرفش بره، ولی توانش رو نداشته باشه که خودش رو از اون چیز دور نگه داره.


    7. فکر می کنی ممکنه به همسرت همدردی را معرفی کنی؟

    نمی دونم. بستگی به سوال 5 داره. اگه دیگه خودم در تالار نباشم، شاید بهش معرفی کنم.


    8. ممکنه موضوع کلی پروژه ی تحقیقاتیت را بگی ؟ ( اگه مشکلی نیست)

    اجازه بده این اطلاعات رو اینجا ننویسم.


    9. من شنیدم دکترای Research based امکان تدریس در دانشگاه را نداره. این درسته؟ معمولا این دکتراهای research based توی چه شغل هایی مشغول به کار می شن؟

    اینها بستگی به کشورهای مختلف و قوانین اونجا داره. در دانشگاه ما اینطور نیست.
    و حقیقتش من تاحالا چیزی از "دکترای Research based" نشنیدم. اینجا 2 مدل دکتری داریم. یکی اینکه شما از استادت یک پروژه می گیری. حقوقت رو دانشگاه میده. چند سال روی این پروژه تحقیق می کنی. در کنارش باید حتماً تدریس هم بکنی.
    مدل دوم هم اینطور هست که دانشجو یک پروژه ای از استادش میگیره که در اصل از یک شرکت یا سازمان هست که می خواهند تحقیقاتی انجام بدهند و این کار رو به دانشجوی دکتری می خوان بسپارند. بابتش هم با استاد قرارداد می بندند و هزینه ها رو پرداخت می کنند. این مدل دوم شاید به اون چیزی که شما گفتی نزدیک تر باشه. و چون این شرکت ها زودتر می خوان به نتیجه برسند، دانشجو بیشتر باید وقتش رو روی تحقیقاتش بگذاره و کمتر به تدریس می رسه. قرارداد من هم همینطور هست و برای همین من تدریس نمی کنم. ولی الآن 2 ماهی هست که اولین دانشجو زیر نظر من و همکارم پروژه لیسانش رو داره انجام میده تا پایان نامه اش رو بنویسه. و یا اینکه بعضی مواقع باید به عنوان دستیار استادم سر جلسه امتحان برم یا امتحان رو صحیح کنم و این جور کارها.


    10. آیا قبول داری که توی رشته ی کامپیوتر به علت سرعت فوق العاده پیشرفت و ورود نیروهای تازه نفس به بازار کامپیوتر امکان این که همیشه بتونی توی اوج بمونی و رقابت کنی نیست ؟ آیا این موضوع اونجا هم نمود داره؟ این که کسی که برنامه نویسه نتونه به 10 -15 سال دیگه ی خودش مطمئن باشه ؟ اگه این دغدغه اونجا هم معنی داره راه حل خودت چی بوده؟ کلا امنیت شغلی رشته ی کامپیوتر توی کشور شما چقدره؟ ( برای کسی که در حال حاضر آدم موفقیه )

    به هر حال دیگه تقریباً توی همه رشته ها اون دوران تموم شده که شما درست رو بخونی و مدرکت رو بگیری و کتاب ها رو بگذاری تو کمدت! :)
    باید همیشه یک وقتی رو اختصاص بدی برای به روز رسانی اطلاعاتت. و تا اونجا که من دیدم اینطور هست که همه شرکت ها چنین چیزی رو از کارمند هاشون انتظار دارند. سمینارهای آموزشی برگزار می کنند و برنامه های مختلف دیگه تا همه اطلاعاتشون به روز باشه. اگه این کار رو نکنی، کارت سخت میشه. بستگی هم به زمینه کاریت داره.

    موفق باشی.

  20. 4 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 21 مرداد 91)


 
صفحه 14 از 31 نخستنخست ... 456789101112131415161718192021222324 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.