سلام آقا سینا،
این تاپیک بیش از حد سریع پیش رفت و در عرض یک روز به 5 صفحه رسید.
در مجموع به نظرم پست های بسیار خوبی ارسال شد که نیاز هست همه اینها رو با دقت مطالعه کنید و رویشون فکر کنید و یک تصمیم صحیح و درست بگیرید.
فقط برای یک جمع بندی چند جای صحبت های شما رو در اینجا می آورم:
این رو درنظر بگیرید که من بافردخاصی روبه رو هستم نه یک فرد باشرایط معمولی که به راحتی قابل دستیابیه بازم ممنونمودنبال مجوز مطب هستند و خرید خونه شخصی!من به ایشون وابستگی پیداکردم بابت تمام خوبیها وشرایطش اما اخلاقش متاسفانه کمی خودخوااهانه ومغرورانست که البته کمی طبیعیه موندم چیکارکنم؟
احساسم درگیره وعقلم میگه ریسک نکن چون باهوشه بازی پیچیده ای میشه!کاشکی اصلا درگیراین رابطه نشده بودم میدونید یک شب بودن با فانتزی ذهنیتون تاثیرش قطعا عمیقه !
دوست عزیز!
به نظرم اصلاً نیازی به صحبت های ما نیست. شما با خودت صادق باش و اتفاقاتی که پیش آمده همراه با احساساتت رو صادقانه روی کاغذ بنویس و اوضاع رو سبک سنگین کن. من احساس می کنم شما کاملاً تحت تاثیر شرایط ظاهری ایشون قرار گرفتید. یک دختر که پزشک است، وضع مالی خوب دارد، زیبا هست، از نظر جنسی برای شما جذاب هست، وضع مالی خوب دارد، می تواند از نظر مالی و شغلی پله ترقی برای شما باشد و ...
ولی کدام یک از اینها خوشبختی شما رو تضمین می کند؟ دوستان چقدر خوب توضیح دادند! روی حرفها خیلی فکر کنید.
برادر من! قضیه همان یک شب فانتزی هست...! و حالا دل کندن از این وابستگی جنسی سخت است.
اون اول میپرسید دوستم داری منو میخوای خیلی هم با احساس اما وقتی میگفتم ازدواج میگفت نه باید برات یه دختر خوب پیدا کنم وازاین حرفها بعد یه مدت حدود دوماهه گفت منم تصمیم به ازدواج گرفتم وقتی که من دیگه سرد شده بودم کمی!بعضی وقتا موقع صحبتای جنسی که باهم داریم میگه از سکس گروهی خوشش میاد که من با یه نفر دیگه اینکارو کنم و اون ببینه البته چند وقتیه که دیگه نمیگه وقتی بحث ازدواجو پیش کشیده اخه قبلش توصحبتاش مخالف ازدواج بود اما حالا میگه واسه ازدواج تصمیم گرفته که لازمه!
آیا همین دو مسئله که مطرح کردید، کافی نیست تا به پاسخ سوالی که در عنوان تاپیکتون مطرح کردید برسید؟!!!
اما بگید دوستان چطور تعهد رو میشه درمورد فردی آزمود کلامی که چندان ممکن نیست وقتی هوشمندانه قطعات پازلشو میچینه که شکی نباشه!؟
اینکه شما نمی توانید به ایشون اعتماد کنید، دقیقاً به خاطر اتفاقاتی هست که بین شما و ایشون افتاده. و مسائلی که از گذشته از ایشون متوجه شدید. ایشون اگر با شما صادق بوده باشند، همین هستند که دیدید! به امید تغییرات با ایشون ازدواج نکنید.
از قرار معلوم شما دلایل منطقی هم برای ازدواج با ایشون ندارید. این از پاسخ شما به سوال نازنین 1 مشخص شد. یک بار دیگر پست EliGokiNo رو با دقت بیشتری بخوانید!
ما در اینجا نمی توانیم بگوییم که علت رفتارهای این خانم چی هست و مثلاً چرا تقاضای بچه دار شدن از شما کرده. هر کسی از ما می تواند چیزی بگوید، ولی اینها همه حدس و گمان هست و برای شما فایده ای ندارد.
و آقا آرش چه خوب گفت که:
یک شب فاتنزی آنقدر ارزش نداره که یک عمر پشیمانی پشت سرش باشه.
...
این بازی حتما قرار نیست یک بازی پلیسی جنایی هم باشه، شاید یک بازی غیر اخلاقی و صرفا هوس بازی باشه.
خیلی مواظب خودتون باشید...
این تاپیک با توجه به اینکه به حد ظرفیت تاپیک های مشاوره ای (50 پست) رسیده قفل می شود.
از شما تقاضا می کنم به خودتون چند روز فرصت بدهید و پست های دوستان رو مطالعه کرده و راجع به راهنمایی ها خوب فکر کنید. اگر باز هم سوال داشتید، لطفاً یک تاپیک جدید ایجاد کنید، مشکلتون رو توضیح بدهید و بگویید که چرا راهکارهای ارائه شده در این تاپیک برای شما کافی نبودند.
با خواندن تاپیک شما یاد این شعر افتادم:
زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت ... عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی
برای شما آرزوی موفقیت می کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)