به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

Threaded View

  1. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: داشتم عشقشو باور مي كردم ... تنهام گذاشت بي دليل بدون خداحافظي رفت

    محمد مهدی عزیزم
    من تاپیکتونو خوندم . میخواستم یکم باهاتون حرف بزنم. از جنس حرفای دلم . نه حرفای مشاوره ای. شاید هیچ بار مشورتی تو حرفام نباشه اما لااقل حرف دلمه.
    منم شبیه اون خانوم.
    با یه گذشته تلخ.
    مردی که به خاطرش از همه چیم گذشتم. از خیلی از نبایدها و خط قرمزها. از نجابت و باکرگی. با یه عالمه درد جدا شدم. چون نمیخواست منو.
    چون در شأنش نبودم ظاهراً.
    چون براش مهم نبود چی به سرم اومده.

    .
    .
    .
    خدا رو شکر میکنم به خاطر وجدانتون. خدا رو شکر میکنم به خاطر مرد بودنتون .مردونگی که دارید و نگرانش هستید.
    حداقلش اینه که دارید تلاش میکنید که وجدانتون رنج نکشه. اما مردی که تو زندگی من بود واقعاً چی بود؟ کی بود؟ کجا بود وجدانش؟

    تو میگی که خانوادش کنارش بودن ، قطعا کمکش میکنن.
    میبرنش دکتر. تنهاش نمیزارن. دخترشونه. باباش هست. مامانش هست.

    اما من چه رنجی کشیدم؟ دکتر که میرفتم به پهنای صورتم اشک میریختم. با قلبی که به شدت شکسته بود. با روحی که به شدت داغون بود. با دلی که براش پر میزد که دوباره برگرده. عاشق بودم . اما اون بر نگشتم. من موندم و یه عمر ترس.

    با لبخندی که سعی میکردم تو خونه به لبم باشه تا پدر و مادرم متوجه نشن . تا اونا دیگه رنج منو نخورن.
    ب حالی که خراب بود و نمیتونستم راه برم، میاومدم سر کارم....



    ببخش سر درد دلم باز شده. اما چندتا راهکار بلدم که واقعا ازشون جواب گرفتم . چیزی که کمکم کرد. بخدا بهت راست میگم. خیلی آروومت میکنه. خیلی بیشتر از توقف فکر و ....


    مثل امشب که شب لیله القدره از خدا بخواه. امشبو از دست نده داداش.
    برای خودت دعا کن. برای یاسمینم دعا کن. دعا کن آرووم بشین. شک نکن خدا جوابتون میده..

    باور کن من شب قدر توبه کردم و فکر میکنم به همون دلیله که الانم زنده ام وگرنه باید میمردم.
    یه کار دیگه ام بکن. حدیث شریف کساء رو بخون . معجزه میکنه این حدیث . عجیب آدمو آرووم میکنه.
    حدیث کساء که از ضرت زهراست حتما بخون.

    مطمئنم با احساس مسئولیتی که دارید و نگرانی که برای آینده این خانم دارید و علاقه ای که وجود داره بینتون، خدا هم نظر میکنه.
    از خدا بخواه. خودش چنان راهی جلوی پات میذاره که حال کنی.

    ببخش. فقط تجربه مو بهت گفتم . راهی که کمکم میکرد من آرووم بشم.

    محمد مهدی حال اون دختر مطمئن باش خیلی خرابتر از این حرفاست. با گوشت و پوستم درکش میکنم و میفهمم چه رنجی داره میکشه. انشالله خدا یه گشایش تو کار شما میکنه.

    شاد باشی داداش.

  2. 3 کاربر از پست مفید mehrabooni تشکرکرده اند .

    mehrabooni (شنبه 21 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.