بهار زندگی جان ممنون از توجهت.
شاید تو راست می گی. اما مسئله این نیست که من می خوام اون بیاد پیش من به گناهش اعتراف کنه تا من ببخشمش. واقعا مسئله چیزیه که نمی تونم تو این تالار بگم و مسائلی که به من دروغ گفته، بی ارتباط به من نیست و خیلی جدی تر از این حرفاس. یعنی خیلی ارتباط داره. واسه همین دارم حس منفی پیدا می کنم که فکر می کنم نکنه کلا شخصیتش دروغگو اه و مسئله فقط یه جنبه از گذشته اش نیست.
حتی دارم به این فکر می کنم که ادامه رابطه با دوستم درسته یا نه
چند وقت پیش هم یه شخص دیگه ای به طور اتفاقی وارد زندگی من شد، نگو دوست همین دوستم بوده و از تمام زندگیش مطلع بوده. اما من اونموقع نمی دونستم. فقط شک کردم. ولی وقتی با دوستم راجع بهش حرف زدم، گفت که این شخص حتما قصد سواستفاده داره و دیگه باهاش ارتباط نداشته باش. من اونموقع به حرفش اعتماد کردم و دیگه با این شخص جدید صحبتی نکردم ولی جدیدا فهمیدم که این شخص دوست صمیمی دوست منه و از ترس این که صحبت من و این شخص باعث بشه گذشته اش لو بره، به من گفته باهاش ارتباط نداشته باشم.
شاید همون جور که شما گفتید باید غیر مستقیم از معایب دروغگویی بهش بگم.
اما واقعا دروغی که گفته داره روی خیلی از جنبه های رابطمون تأثیر می گذاره.
(علاوه بر این مسئله که شاید اهمیتش کمتر از موردی باشه که الان می خوام بگم، من کلا نحوه مواجهه با آدم دروغگو رو بلد نیستم. چون اکثرا تو دوستان و فامیلم چنین اخلاقی وجود نداشته و دروغ گویی برام ثقیله. اما من چند سال پیش با یه پسری دوست شده بودم که البته قصد ازدواج داشت و بعدا مادرش هم اینو به من گفت. ولی من خیلی زود متوجه شدم که خیلی چیزهایی که راجع به خودش میگه غیر عادیه و من به دروغ بودنشون شک داشتم. ولی اصلا نمی دونستم چجوری باید بهش نشون بدم که من احمق نیستم و دروغایی که می بافه رو فقط خودش باور می کنه. یه وقتایی به خودم می گفتم شاید من بدبینم و اینا راسته. اما یه کم که از رابطمون گذشت متوجه شدم که کلا داره در مورد همه چیز دروغ میگه و منم سریعا رابطمو باهاش قطع کردم یعنی شاید 2-3 ماه بیشتر طول نکشید. چون دروغگویی تو همه جنبه های زندگیش بود و کلا آدم دروغگویی بود.)
حالا در مورد این دوست صمیمی ام که 4 ساله با هم دوستیم بدبینی اومده سراغم و می ترسم آدم کلا دروغگویی باشه و جز این موردی که خودم فهمیدم مسائل دیگه رو هم دروغ گفته باشه. اینه که آزارم می ده. دوست دارم طوری برخورد کنم که اگه کسی داره بهم دروغ میگه خودش اون لحظه بفهمه که من باور نکردم و دروغگویی رو ادامه نده. اما دلم نمی خواد بهش بی احترامی کنم یا طوری رفتار کنم که احساس کنه بهش بی اعتمادم. این دو عامل باعث میشه همیشه حتی وقتی کاملا مشخصه طرف مقابلم داره دروغ میگه خودمو بزنم به اون راه و اون شخص خیلی راحت به دروغگویی خودش ادامه بده








علاقه مندی ها (Bookmarks)