سلامی دوباره.
صبحتون بخیر.
براتون روزهای آرام آرزومندم دوستانم.
از وقتی یکم فهمیدم دنیا چی به چیه و به اصطلاح یکم بزرگ شدم.7سال میگذزه.
تو این 7سال اشتباهات زیادی کردم و راه های غلطی رفتم و ضربه های زیدی خوردم از هر نظر. عاطفی روحی درسی.....
اما خب عوضش الان یه عالمه تجربه دارم و میدونم چی درسته چی غلط.
خدارو شکر میکنم :
که الان 22 سالمه و وقت برای جبران خیلی دارم. مخصوصا از نظر تحصیلی.
که از نظر عاطفی هیچ وابستگی به کسی ندارم و همین فرصت زندگی عاقلانه رو بهم میده.
که دیگه همه چی رو از بی نتیجه موندن این روابط دوستی میدونم و وارد رابطه ای نمیخام بشم.
که شانس یه زندگی خوب رو دارم و همه چی دسته منه.
خدایا شکرت
خب دوستانم. این 7سال خوب یا بد گذشت. نمیخام بگم گذشته رو دور میندازم و زندگی جدید میخام. نه من گذشته رو میپذیرم و با عدم تکرار مسایل غلطش زندگی جدید رو میسازم.
تغییراته من:
1.اخلاق عمومی من: از روزی که این تاپیک باز شد من تلاشم رئ برای عدم محبت زیدی کردم و الان خیلی راضیم از خودم.و اصلا حس بدی ندارم. فقط به اندازه ظرفیت آدما باهاشون برخورد میکنم و دیگه مهربان بازی الکی رو رها کردم.
به افتخار خودم
2.افکار و رویاها:
یه چرخ تو تالار زدم دیدم چقدر زیادن دختر پسرایی که از وابستگی عاطفی رنج میرن و دارن عذاب میکشن. گفتم حالا که خدا اینقدر به من کمک کرده و این مرحله رو خیلی سریع رد کردم و الان در عذاب نیستم و وابستگبی عاطفی به کسی ندارم چرا پس فکر و ذهنم رو وابسته کنم؟
هرچی فکر کردم دیدم زندگی من فقط مربوط به منه. و دیگران منتظر نشسته اند تا ببینند من چه مینم. حتی به من هم فکر نمیکنند پس من چرا خودم را غرق رویای مقبول بودن نزد دیگران بکنم؟
دیگرانی که حتی انها را به ندرت میبینم.
من میخام زندگی کنم. موفق و شاد باشم. تلاش کنم. اما برای خودم نه برای خوشامد یا بدآمد دیگران.
3.هدف من:
من در تمام این 7 سال همش در تلاش بودم که کسی را به عنوان همراه زندگی کنارم داشته باشم و با اون شاد و خوش باشم.و در شادی و غم همراه هم باشیم.
اما الان میخام خودم به تنهایی شاد بودن و لذت بردن از زندگی و حل مشکلات و ناراحتی را تجربه کنم.چون من تا به تنهایی این مسایل را تجربه نکنم در کنار شخص دیگر هم نمیتوانم.
اما این شخص دیگر 100% دوست پسر نخواهد بود. من دیگه دچار هیجانات عاشقی نیستم. به دنبال دوست داشتن عقلانی و پایدارم که جز با ازدواج ممکن نیست.
اون هم دست خداست و به وقتش هر اتفاقی به صلاحم باشه برام میفته به خدا میسپارم اینو.
من باید درسم رو بخونم و زیبا زندگی کنم.
برای خودم.برای لذت و رضایت خودم........
پر حرفی کردم.
معذرت.














علاقه مندی ها (Bookmarks)