عزیزم حرفات ضد و نقیضه
اگر عاشق فرهنگ غرب هستیو برات مهم نیست که ازدواج کنی خب چرا با وجود باکره نبودن بازم به ازدواج فکر میکردیو برات مهم بوده که واای الان دیگه شانس ازدواج ندارمو باید با همینیکه بودم ازدواج کنم؟
شماکه بقول خودت میتونستی راحت بری خارج از کشور ...خب میرفتی عزیزم همونجا..چون اونجا حتی مهم نیست که زن و مرد سالیان سال بدون ازدواج با هم زندگی کنند و حتی بچه دارم میشن (درستی و غلط بودن این فرهنگ و دربارش نظری نمیدم)
"بابا این خارجیها مثل ما نیستن تا ۲ روز دوست میشن حرف ازدواج بزنن"
دقیقا همینطوره که میگی..پس چرا ازدواج کردی؟
تو که 5 سال آزاد بودیو رابطه هم داشتی..
به خاطر ترس از شانس بی شوهر موندن..و حدس میزنم ازدواج کردی که اگه باهم ساختین که هیچ اگرم نساختینو جدا شدی لااقل اختیارت دست خودته و موضوع عدم بکارت هم منتفیه.
ببخشید اینو میگم ولی (با نقشه وارد مساله ازدواج شدی) ;)








علاقه مندی ها (Bookmarks)