سلام دوست عزیز
شما توی اولین پست تقریبا 3-4 بار گفتین این آقا قهر کرده.
دو تا نکته وجود داره یکی ضعیف بودن این آقا در برابر فشارها و مشکلات زندگی هست. مثل اینکه گفتید کارهای ادارش زیاد شد و با یه بحث کوچیک دعواتون شد و قهر کردند.
عزیز من باید بدونی که این مرد در آینده باید تکیه"گاه شما باشه و در برابر مشکلاتی که توی زندگی همه آدمها خودی نشون داده ومیده بتونه مدیریت لازم رو داشته باشه.گویا قهر کردن به عنوان راهی برای فرار از مشکلات برای ایشون به یه عادت شرطی تبدیل شده.
آخه مدت زمان یکی دو ماه زمان زیادی نیست که بخواد توش اینهمه قهر و آشتی اتفاق بیفته.
از یه آدم 34 ساله رفتار پخته تر و منطقی تری انتظار میره.ایشون با عجله و شتاب بی مورد دوران آشنایی که خیلی هم مهمه رو کوتاه کردند و این خودش باید در همون ابتدا براتون زنگ خطری میشد.
نکته بعدی در مورد خودتون هست که خیلی سریع و ناپخته مشکلات بین خودتون و اون آقا رو به پدر و مادرتون انتقال دادین و این وسط با آشتی دوبارتون 2 بار حرف اونها رو بی اعتبار کردین.منظورم این نیست که نباید آشتی میکردین منظورم اینه که قبلش به خودتون این فرصت رو میدادین که خشم و ناراحتیتون فرو کش کنه بعد تصمیم بگیرین که این مشکلو لازمه به پدر و مادرتون انتقال بدین یا نه.
در این صورت حتی اگه با پدر و مادرتون صحبت میکردین از زاویه مشورت و راه حل خواستن بود نه از بعد شکایت و ناراحتی شما از کارهای ایشون.
بالاخره بنده های خدا پدر و مادرند .دوست ندارن خاری توی دست بچشون بره.طبیعیه که عکس العملهای احساسی نشون بدن.
اما شما در پایان صحبتهاتون به مسایلی اشاره کردین که نشون میده خصوصیات این آقا با معیار های اساسی شما هم چندان همخوانی نداره و از اونجایی که هنوز بین شما عقد و ازدواجی صورت نگرفته بهتون پیشنهاد میکنم اجازه ندین بیشتر از ین احساساتتون درگیر این رابطه بشه و خیلی منطقی و جدی دوباره معیارهاتون رو برای ازدواج بازبینی بکنید و با توجه به اونچه که توی این مدت از این آقا دیدین راجع به قطع یا ادامه این رابطه تصمیم بگیرین.
شاد و خوشبخت باشی گلم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)