ممنون از راهنماییتون ولی ما خارج از نت بیشتر از 10 15 بار همدیگرو دیدیم و خیلی جاها رفتیم رابطه عاطفی بینمون شکل گرفته مخصوصا اینکه من خیلی بهش ابراز احساسات کردم خودش میدونه چقدر میخامش میدونه تو ذهنم چی میگذره حتی یه بار به مسخره انگشتری که تو دست راستم بود رو ازم گرفت انداخت تو دست چپم که بیشتر عذابم بده
راستش من تو این مدت خیلی از خودم بدم امد چون زیادی لوسش کردم لی لی به لالاش گذاشتم علارغم اینکه 25 سالمه مثل یه بچه ساده بودم خیلی از خودم بیزارم
به نظر من اگه کسی کسیو بخاد با تمام وجود میخادش دیگه ربطی به نت و این چیزا نداره
اما یه سوال تو ذهنم اینکه چرا مگه من ایرادم چیه حتی تو خیلی چیزا امتیازم ازاون بیشتره هم سطح تحصیلاتم هم شاید خیلی چیزای دیگه اما با این برخورد اعتماد به نفسم پایین امده حتی بین همکارام یه جورایی گوشه گیر شدم مخصوصا نسبت به همکارایی که متاهل هستن خیلی احساس ضعف میکنم که چرا نمیتونم مثل اونا ابراز وجود کنم هربار که همکاارام از خونه و زندگیو شوهرشون صحبت میکنن من کم میارم و ....
راستش خیلی خسته ام چندبار خواستم کسیو جایگزین کنم اما چه فایده هرکس دیگه بیاد چیزی تغیر نمیکنه
یه چیزم که بیشتر عذابم میده عدم تعصب و غیرت این اقا نسبت به من بود نمیدونم واقعا بهم بی تعصب بود یا به قول خودش توخودش میریزه
نمیگم دوسم نداره اما شاید دوست داشتن اون بامن فرق داشته باشه
تحمل این که این اقا منو فقط برای وقت گذرونی مخادو منو بخاطر خودم نمیخاد خیلی دردناکه و مقصر خودم رو میدونم ......








علاقه مندی ها (Bookmarks)