سلام وممنون از خاله قزی،بهار زندگی و دوستایی که دارن تاپیک من رو دنبال میکنن.همینکه میبینم اینجا میتونم کمک بگیرم خیلی روحیه م بهتر میشه.
خاله قزی نوشته :( اینو واسم یه توضیح میدی؟چرا فکر میکنی زندگی بقیه اینجوریه؟یا با هرکی ازدواج میکردی اینجوری میشد؟خیلی از زندگی ها به خاطر وجود عشق و تفاهم بین دوطرف و خانوادهاشون با کمترین تنش و مشکلی شروع میشه و ادامه پیدا میکنه چون معنای واقعی دوست داشت عشق از خودگذشتگی صبر و..... رو خوب درک میکنن.پس فکر نکن که فقط یک راه داری ولی اینم بدون جدایی آخرین راهه چون مطمئن هستم و بشخصه هم زیاد دیدم توی بانوان مطلقه که خودشون رو مقصر میدونن حتی سالها بعد ازدواج حرفم اینه همه تلاشتو کن ولی حواست هم به خودت و ارزشی که داری باشه)
راستش شاید مال اعتماد به نفس پایینمه،حالا چرا اعتماد به نفسم پایینه برای خودمم جای سوال شده
و راستش علت اصلی دعوای خونواده م با من همینه که میگن تو این طرز فکر رو از کجا آوردی که انقد چسبیدی به این زندگی.خوب همسر من خصوصیات خاصی داره که موجبات تنش رو فراهم کرد ولی بی مهارتیهای ما هم بهش دامن زد و واسه همین من فکر میکنم بدون مهارت هر زندگیی خراب میشه،پس من چه برای این زندگی چه برای یه زندگی دیگه باید ماهر بشم و خوب فکر میکنم واسه همین زندگی این دوندگی رو انجام بدم.نمیدونم طرز فکرم اشتباهه؟ ولی راستش رو بخواید همون گفتگوی درونیم فعاله که ناامیدم میکنه،گفتگویی که میگه شاید توی یه زندگی دیگه موفق باشی،اصلا شوهرت تو رو دوست داره؟ اصلا لیاقت تو رو داره؟ اصلا تلاشهات برای این زندگی جواب میده یا داری عمرت رو تلف میکنی؟
اینا مشکلاتیه که از درون خودم باهاشون درگیرمحالا میتونین راهنماییم کنید لطفا؟
راستی خاله قزی من با این جمله م که "همیشه برای جدایی وقت هست" نتونستم کنار بیام، تنها زمان جدایی از نظر من و با توجه به شرایط من همین دوره س و اصلا نمیتونم بعد اینکه رفتیم سر زندگیمون به جدا شدن فکر کنم چون دیگه خیلی از شرایط الانمم از دست رفته.
بهار جان منم امیدوارم با بهبود رابطه ما دو نفر رابطه ش با خونواده مم بهتر بشه،این کار شدنیه به نظرت؟؟








حالا میتونین راهنماییم کنید لطفا؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)