ممنون از راهنمایی هاتون! امروز همین رویه رو پیش گرفتم. یه هدفون گذاشتم تو گوشم و شروع کردم به کار کردن. مخصوصا وقتی مشاور شرکت اومدهروقت هم یکی از دوستام می اومد که بگه نرم افزار این مشکل رو داره بدون اینکه برم حلش کنم، بهشون می گفتم که تو اون دفتر بنویسید که مشاور بیاد ببینه. تا یه مشکل جدید می دیدم، به خودم می گفتم اینا به تو ارتباطی نداره و فقط تو یه کاغذ بنویسشون. به همین خاطر حالم خیلی بهتر بود. ولی امیدوارم بتونم این رویه رو تا وقتی تصمیم دارم برم سرکار پیش بگیرم. هرچند واقعا دیگه دوست ندارم برم سر کار! اگه فرصتش پیش بیاد و دیگه اجباری نباشه مطمئنم که فکر اشتغال هم نمی کنم. می رم دنبال همون آشپزی که عاشقشم و باهاش آرامش پیدا می کنم.







هروقت هم یکی از دوستام می اومد که بگه نرم افزار این مشکل رو داره بدون اینکه برم حلش کنم، بهشون می گفتم که تو اون دفتر بنویسید که مشاور بیاد ببینه. تا یه مشکل جدید می دیدم، به خودم می گفتم اینا به تو ارتباطی نداره و فقط تو یه کاغذ بنویسشون. به همین خاطر حالم خیلی بهتر بود. ولی امیدوارم بتونم این رویه رو تا وقتی تصمیم دارم برم سرکار پیش بگیرم. هرچند واقعا دیگه دوست ندارم برم سر کار! اگه فرصتش پیش بیاد و دیگه اجباری نباشه مطمئنم که فکر اشتغال هم نمی کنم. می رم دنبال همون آشپزی که عاشقشم و باهاش آرامش پیدا می کنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)