delju-deltang عزیز من به سوالات شما به ترتیب جواب می دم.
۱-شوهر سابقم کاملا بی مسئولیت بود و فقط بخاطر پول با من ازدواج کرد. البته من هیچ مشکلی نداشتم و خواستگارهای خیلی زیادی داشتم ولی انگار خدا عقل رو از من گرفت و عاشق این آدم فرصت طلب شدم واین آدم نهایت سوء استفاده ر از من کرد.اون خیلی از لحاظ فهنگی از من پایین تر بود و سعی می کرد با کوچیک کردن من خودشو بیاره بالا. تنها چیزی که داشت قیافه بود که با همون قیافش تمام اعصاب منو داغون کرد.هر روز که میومد خونه می گفت فلان دختر بهم ابراز علاقه کرده و…….و در نهایت خانوادم منو نجات دادن.طوری من آسیب دیدم که الان تازه دارم اثراتش که سفیدی خیلی زید موهامو عدم تعادل اعصاب رو برطرف میکنم.
۲- بعد از جدا شدن از همسرم بخاطر شکستی که خوردم خودم رو تو جمعهایی پیدا کرم که دائم سیگار و مشروب و کوکائین مصرف می شد. و من داشتم از بین میرفتم که با این آدم آشنا شدم و زندگیم رو می شه گفت نجات داد. و طی ۶ ماه اول اون هر هفته من به همراه برادر و زن برادر و دوستانش به مسافرت های مختلف می رفتیم تا من به گذشته فکر نکنم. هیچ مورد اخلاقی نداره. همه ی رفتارهاش سنجیده هست. و خیلی از فتارهای من رو اصلاح کرده.من می تونم خیلی راحت با این آدم صحبت کنم البته غیر از مسئله ازدواج چون من مغرورم. من از اینکه کنار این آدم تو جامعه حضور داشته باشم احساس خوبی بهم می ده. چون همه ی آدم ها بهش احترام می زارن و واقاً دوسش دارن. و اون هم همین احساس رو داره و هر کس ما رو با هم می بینه به این نتیجه میرسه که خیلی به هم میایم. پسر با ایمان و نماز خونی هست. بسیار خونواده دار هست.من دختر شیطون و سر به هوایی هستم و احساس می کنم مردی به سختگیریه ایشون بتونه رفتارهای من رو کنترل کنه. البته ایشون خیلی سختگیر و مغرور هست که می شه به عنوان یک خصلت بد ازش نام برد.
۳-ایشون ۳۰ ساله هست و تا حالا ازدواج نکرده.
۵-مرد ایده آل برای من کسی هست که به من استرس زندگی وارد نکنه. کنارش آرامش داشته باشم.وقتی ازم دوره نگران خیلنت کردنش نباشم.دوست دارم عاشقم باشه.هم صحبتم باشه یعنی بتونم در مورد هر مسئله ای باهاش مشورت کنم بدون اینکه سرزنش بشم.دوستم باشه. محترم باشه. شخصیت اجتماعی داشته باشه. خانواده خوبی داشته باشه. با ایمان باشه.من از آدمهای بی قید و بند بدم میاد.اون باید حتماً از هر لحاظ از من بهتر باشه تا بتونم بهش اعتماد کنم و تکیه کنم بهش و البته ظاهر برای من خیلی مهم هست که حتما قد بلن و خوش لباس باشه. تحصیلات خبه ولی شعور اجتماعی داشتن برام مهم تره.
delju-deltang عزیز سؤال ۴ رو جا گذاشتم….
۴- من بیشتر با برادر و زن برادر ایشون و خانوادهی زن برادرشون رابطه دارم. و البته با بعضی از اقوام ایشون هم مثل دختر خاله و….. سفر رفتیم و این در حالی هست که ایشون تا به حال با هیچ دختری تو فامیل دیده نشده.و پدر و مادر ایشون رو تو یه مراسم تولد و یک مراسم عزا دیدم و هم صحبت شدم. که آدم های خیلی خوبی بودن.یعنی من دوسشون دارم.خیلی بی آزارن.







هم صحبتم باشه یعنی بتونم در مورد هر مسئله ای باهاش مشورت کنم بدون اینکه سرزنش بشم.دوستم باشه. محترم باشه. شخصیت اجتماعی داشته باشه. خانواده خوبی داشته باشه. با ایمان باشه.من از آدمهای بی قید و بند بدم میاد.اون باید حتماً از هر لحاظ از من بهتر باشه تا بتونم بهش اعتماد کنم و تکیه کنم بهش و البته ظاهر برای من خیلی مهم هست که حتما قد بلن و خوش لباس باشه. تحصیلات خبه ولی شعور اجتماعی داشتن برام مهم تره.

علاقه مندی ها (Bookmarks)