
نوشته اصلی توسط
بهار.زندگی
من شوخی و خنده ای باش ندارم..نه فقط با اون با همه..اما اون میگه اینکه رفتارت با بقیه اینجوریه خوبه اما با من نباید اینطوری باشه..که منم گفتم من همینم عوض هم نمیشم.
ببین، من دارم می گم تو اصلاً نباید اجازه می دادی که این آقا به مرحله ای برسه که همچین حرفی بزنه! خیلی دل و جرأت می خواد! به خدا راست می گم، از این آقایون تالار بپرس که کدومشون جرأت دارن یه همچین حرفی رو به یه دختر بزنن!!
ضمنا میتونم از مسائلی مثل مالیات یا استفاده از کارگر افغان هم پرده بردارم.
تغییر جغرافیای صورتش نه اما میشه حقم رو از حلقومش بکشم بیرون تا دفعه اخر باشه که از این کارا کنه..
و گرنه من برم نفر بعدی هم بیاد و بره ..این اقا ککش نمیگزه.
خب آخرش چی؟ چی کار می خوای بکنی؟ این آقا آدم بشو نیست! می خوای چه اتفاقی بیوفته که بری ازش شکایت کنی؟ برو با همین ها که گفتی تو مشتته ازش شکایت کن، پس منتظره چی هستی؟
ببین، با خوک درگیر نشو، چون اون از درگیری لذت می بره، تو فقط کثیف می شی!
نمیدونم..اما هیچ دلم نمیخواد همه خسارت به من بخوره..فرار یعنی اقا نشد من رفتم..تو هم انگار نه انگار.
این حرفه شما بسته به این داره که خسارت رو چی ببینی! من که اگه ببینم وسیله ای برای ارضاء امیال حیوانی یه مرد شدم رو خسارت بسیار بدی به خودم می بینم! و هر وقتم جلو ضرر رو بگیری منفعت هستش
علاقه مندی ها (Bookmarks)