سلام دوست من.
دردهایت رو لمس کردم و تک تک کلماتی که دربیان حس عمیقت ناتوان بودند رو به خوبی فهمیدم عدم برخورداری از یک تکیه گاه محکم به نام پدر قطعا روی تمامی جنبه ها به خصوص اعتماد به نفس عزت نفس وجسارت مندی تاثیر مستقیمی داره.شما به نظر من باید دنبال راههایی باشه که بیشتر به انفعال وانزوا کشیده نشید که حتی درآینده در پیشرفت شغلیتون هم بسیار به شما اسیب میزنه به نظرمن چندنکته رودرنظر داشته باش:1.همین پدر روهم خیلی ها نداشتند وروی پا ایستادن شاید بگی نبودنش بهتر ازبودنش بوده اما اگه همین الان هم فرض کنی دیگه نیست میبینی که غم سنگینی رو حس خواهی کرد.2.پدر شما گویا ازنظر نوع رفتار تربیتی اشتباه عمل کردند اما هستند فرزندانی که با وجود پدرانی معتاد یا سابقه دار با تحمل سختی به استقلال رسیده اند 3. اراده وجسارت تنها راهه حل مشکله شماست باید حتما شغلی حتی پاره وقت پیدا کنید ودرصورتی که امکانش براتون فراهم نیست با وجوداینکه براتون سخته و ترس درهر اقدامی مهمترین عامل بازدارنده شماست اما باید به سمته هرچیزه سالمی که ترس دارید هجوم ببریداز کلاسهای گروهی گرفته تا حتی اواز خوندن با صدای بلند تو خیابون!!!اگر فوبیای اجتماعی دارید هم باید حتما با روشهای برقراری ارتباط وابراز وجود درجمع که میتونید سرچ کنید خودتون رو اصلاح کنید.
اراده دوست من و جسارت کم کم نقش پدر رو که به خوبی ایفا نشده بی تاثیر میکنه به استقلال مالی هم فکر کنید.
برای استارت این مساله وگرفتن انگیزه درصورتیکه احساس رخوت وپوچی دارید حتما از مشاور کمک بگیرید حتی مشاور دانشگاه.
شاد باشید...








علاقه مندی ها (Bookmarks)