دوستان عزیزم واقعا ممنونم بابت نظرات همه جانبه و مفیدتون
خصوصا اینکه اکثرا هم تجربه بودیم و این خیلی بهم کمک کرد
این حرف شما کاملا درسته و من باید فکرم رو آزاد کنم و نسبت به اونها درگیری ذهنی نداشته باشم اما وقتی افکاره غلطشون ظاهر پیدا میکنه حس تحقیر بهم دست میده که میدونم حس غلطیه و اینجا مشکل از خودمهشما تنها مسئول رفتار خودتون هستید. مسئول کاری که وظیفه داریدو مسئول خانواده دو نفره تون.
نه مسئول و پاسخگو در مقابل افکار دیگران.
از این مساله تمرکزتونو بردارین.
عزیزم شما دقیقا حرف دل من و زدی اما خیلی خوب درمقابلش رفتار کردی اما این باعث نمیشه که بیشتر توی اشتباهشون فرو برن و بقول معروف کمی لوس بشن ؟همشون خیلی دوست داشتند ببیند منو...که مثلا چه شکلیم..درک میکنم البته چون خودم یک زنم
دیدم هی میچسبند به شوهراشونو هی جلوی همه (مخصوصا من) به شوهراشون ابراز عشق و یه سری لوس بازیای خاصی میکنند.(نمیدونم میخواستند از من زهر چشم بگیرند یا اینکه نشون بدند عشقشون خیلی قویتر از اینیه که من مثلا بتونم بهش خدشه ای وارد کنم و یا اینکه...نمیدونم)...بازم میگم درکشون میکنم
ولی من با بی تفاوتی و لبخند همراهیشون میکردم..حتی بعضی وقتا خانمهاشون با هم حرف میزدند و مثلا به من توجه ای نداشتند...ولی بازم من فقط لبخند میزدم بهشون و اصلا هم جبهه نمیگرفتم و برعکس از بعضی از خصوصیاتشون تعریف میکردم..
مثلا به یکیشون میگفتم: چه موهای خوشرنگی داره
به یکیشون: عجب مانتوی قشنگی
یکیشون: چه فلان لوازم آرایش توپی استفاده کردی و......
این موضوع دقیقا برای من پیش اومد با این تفاوت که وقتی نتونست چیزی پیدا کنه باز ه روی حرفش پافشاری کرد و هرجایی نشست پشت من حرف زد و مدتها همسرش که رییس من بود رو مجبور کرد تا من رو بیرون کنه !حتی یکیشون که خب اعتماد به نفس خیلی پایینیم داشت اصلا یه مدت اومد همینجا کنار شوهرش مشغول کار شد تا حسابی تحت کنترلش بگیره ولی بازم دید نه بابا، خبری نیست و من عمرا دم به تله کسی نمیدم خودش گذاشت رفت
دوست عزیزم مشخصه شما خیلی تجربه داری و برخورد زیادی هم با همکارات و همسرانشون داری خوشحال میشم بیشتر باهم صحبت کنیم
عزیزم در اصل طرز فکر اون ها غلطهآخه مگه کاری داره که یه مردو که سروگوشش میجنبه رو از راه بدرش کرد؟؟؟
اگر اینکارو نمیکنیم برای اینه که واسه خودمون و همنوعمون ارزش قائلیم..از هم پاشیده شدن زندگی یه نفر مثل از هم پاشیده شدن زندگی خودمونه.
خیلی خوبه که درکشون کنیم اما نه اونقدر که باعث بروز سوءتفاهم بیشتر باهاشون بشه
به نظرم گاهی برخورد لازمه
چرا فکر میکنن من که جدا شدم دیگه شایسته داشتن یک زندگی آرام و بی دغدغه و دونفره نیستم ؟ و حتما باید برم روی زندگی یه نفر و یواشکی رابطه داشته باشم ؟
ما هم مثل خود اونها به مردی علاقه داریم که قلبش در تصرف خودمون باشه نه زن دیگه و ... و بچه و .....
در مقابل اشتباه آقایون صدبرابر بدتره که نمیفهمن چی رو باید بگن و چی رو نه ! و یا تا به حال جوری رفتار کردن که اینقدر مورد سوء ظن هستن
تا حالا صبر و آرامش به خرج دادم دوستان اما احساس میکنم صبر برای مقابله با این مشکل مثل خوردن قرص مسکن هست
دلم میخواد یک رفتارم نطقی و درست رو چاشنی صبرم کنم تا درمان بشه اما نمیدونم چی !
دوست عزیزم بهار شادی
ممنونم بابت نوشته ات که خط به خطش برام سودمند و با ارزش بود
امثال من یا قربانی شهوت و هوس های شیطانی دیگران میشن یا قربانی سوءظن دیگران
اما من نمیخوام اینجوری زندگی کنم
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)