ممنون دوستان.چقدر خوبه آدم اینهمه دوست دلسوز داشته باشه که تا اراده میکنه خالصانه و بدون چشم داشت هر کمکی از دستشون بر میاد انجام بدن. بیاین فکر ارث و میراث و به کل بزاریم کنار. امروز باهاش حرف زدم.امتعجب بود که من نگران چی هستم از هرچی نگرانم میکرد گفتم مدام حواسم پیش حرفای شما بود که بتونم قانعش کنم اینکه گفته بودیر مسءولیت سنگینی به گردنش میافته اینکه واقعا میتونه به قولی که به اونا داده عمل کنه فردا این بچه ها دانشگاه دارن کلاس دارن جهیزیه و خرج عروسی دارن خدایی نکرده خدایی نکرده بیماریو..... هیچی از خودمو زندگیه خودمون نگفتم فقط. از نگرانی خودم نسبت به خونوادش گفتم حرفامو قبول کرد و فقط گفت نگران نباشم میدونه که مشکلی پیش نمیاد همین اما نمیشه نگران نبود









علاقه مندی ها (Bookmarks)